ثابون و ندانستن و نفهمیدن
سوار سوبارو شدهام. کولرش خاموش است. عقب ماشین کنار پنجره سمت راست نشستهام و خودم را تا زانوان از پنجره فرستادهام بیرون و باد گرم به صورتم میخورد. چشمهایم به دو دو افتاده و زبانم دارد به تایر ماشین نزدیک میشود. اونی که کنار پنجره سمت چپ نشسته همین کاری را کرده که من کردهام. آنی که وسط نشسته لپهایش از گرما گل انداخته و میخواهد از بین سر و دست من راهی به بیرون باز کند که ناکام میماند. پراید کناری شیشههایش را بالا داده و سرنشینانش جوری لم دادهاند انگار سوار فراری شدهاند. خوب شد سوار سوبارو شدیم و رانندهاش را شناختیم. اگر با همین راننده سوار ژیان شده بودیم نمیشناختیمش. اگر همین راننده را توی خیابان میدیدیم نمی شناختیمش. بله توی خیابان شما از کنار صدها رانندهای میگذرید که ماشینشان را در همان نزدیکی پارک کردهاند و وقتی سوار ماشینشان شوید میبینید کولرشان را نگه داشتهاند برای روز مبادا اما شما بیخبرید که آنها چنین آدمهایی هستند. برای اینکه با آنها در یک ماشین کولردار ننشستهاید. آنها توی خیابان قابل شناسایی نیستند چون به قیافه هیچ کدامشان نمیآید کولر ماشین خود را سراسر تابستان خاموش نگه دارند. همانطور که به قیافه یک جاسوس نمیآید جاسوس باشد. همانطور که به قیافه آدمی که کنار شما توی ماشین نشسته نمیآید لباس شخصی تنش باشد. هیچی راهی برای شناسایی آنها وجود ندارد تا زمانی که سوار ماشینشان شوید. وقتی سوار ماشینشان شدید دیگر راه شناخت برای شما باز است. اما راه شناخت چنین آدمهایی که هنوز صاحب ماشینی اعم از کولردار و کولرندار نشدهاند چیست؟ آدمهایی بالقوه که هر آن بیم آن میرود که بالفعل شوند. متاسفانه هیچ راهی برای شناخت آنها وجود ندارد. شما نمیدانید پولی که به بچه خود برای خرید ماشین دادهاید باعث شده او ماشینی بخرد که کولرش همیشه خاموش است چون همیشه با ماشین خود سفر میکنید. یا نمیدانید فرزندی که امروز به دنیا آوردهاید قرار است بیست سال دیگر،سی سال دیگر تبدیل به آدمی شود که کولر ماشین خود را در تمام تابستان خاموش نگه میدارد و چه خوب که نمیدانید. چه اگر میدانستید و او را بزرگ میکردید یا اگر او را در سبدی به رود نیل میفرستادید تا سر از خانوادهای دیگر درآورد، حقوق موجودات بیشماری چون مرا در فصل تابستان نادیده گرفته بودید و اگر او را میکشتید مرتکب قتل شده بودید. اما این چیزی از جرم شما کم نمیکند. نادانی همه ما را تبدیل به شریک جرمهای بسیاری کرده که از آنها بیخبریم و همه وحشت من این است.
گربه شور:
+ اینروزا زیاد میگم بای فور اور.(شما بخوانید خدانگهدار برای همیشه).
+ چون اون از دریچه ی دید خودش و با توجه به اقتضا و شرایط فکری و تربیتی و نیازهای عاطفی و غیر عاطفی و هزار کوفقت دیگه به ماوقع نگاه میکنه و تحلیل میکنه و تو مداما سعی میکنی از بالای هرم به هر چهار وجهش نگاه کنی.حتی اون وجهی که زیرین هست و خیلی سخت قابلیت تحلیلش وجود دارد.
+ ترکیدیم بس که تحلیل کردیم بابا.یکی نیست چرا سری که درد نمیکنه رو بیخود دستمال می بندی.خودتو گیر آوردی مرتیکه؟بکش بیرون زندگیتو مثل آدم بکن.شاید روزی زندگی تو رو کرد.(تحملم بالاست،نگران نباشید.فولاد آبدیده شدیم.ظرفیت اندازه پهنای باند ناسا).
+ امروز فریمور یکی از گوشی هام رو آپدیت کردم و خیلی خوشحالم.نمیدونم چه کرم و مرضی هست که دوست دارم هر چی دارم آپدیت باشه.به روز باشه.
+ دنیا داره میره به سوی وب ۴ !به خدا راست میگم.من اگر این روزها هاردی رو سیستم ها نداشته باشم اصلا برام مهم نیست.چون همه چیز رو آنلاین ذخیره میکنم.طراحی میکنم.تایپ میکنم.ارسال میکنم و حتی آنلاین دوست می دارم.عشق می ورزم.شاید اینطور زندگی بی خطر تر باشد.شاید روزی زلزله ای آمد و آوار بر سرمان آمد.در غیر اینصورت باید منتظر حاجی عزرائیل باشی تا بکنه تو پاچت.دمش گرم.
Digg/zabansaz
Flickr/northhacker
Facebook/northhacker
Friendster/northhacker
Virb/northhacker
Linkedin/northhacker
Twitter/NorThHaCkeR
YouTube/northhacker123456
Last.fm/northhacker
Del.icio.us/northhacker
Wikipedia/Northhacker
GMail/northhacker
coComment/northhacker
PureVolume/northhacker
Upcoming/northhacker
Kongregate/northhacker
Zaadz/northhacker
Technorati/northhacker
MyBlogLog/mybloglog
Blog/northhacker
