سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for دلکش

صابون و موتور انگیزه

زندگی کردن بدون انگیزه مثل سیم کارت ایرانسل بدون شارژ میمونه.حتی نفس کشیدن هم انگیزه میخواد.حالا چه چیزی میتونه برات انگیزه مضاعف ایجاد کنه؟مثلا شب ساعت یک ونیم پاشی بری پیش رفیق قدیمیت و کلی و باهاش حرف بزنی.درباره آینده و سبک و سیاق طرح ایده های نو!طرح ایده های نو همیشه برای من لذت بخش و آرامش دهنده بوده.اینکه راهی رو طراحی کنی و در ترسیم اون بتونی اونقدر دقیق باشی که به نتیجه ی ایده آلت دست پیدا کنی.حالا اگر این طرح ایده ها در قالب یک تیم منسجم فکری و عقلی و البته همراه با تجربه ی نسبی که باشه میتونه یک مایکروسافت بسازه.فقط باید مراقب آفات بود و بس.

در تمامی جوامع به نظر من دو چیز موتور انگیزه بشریت بوده است.اولی ایجاد آرامش و امنیت در زندگی فردی و گروهی بوده و دومی افکار پول زایی بوده(عجب کلمه ای تراوش کردم!«پول زایی»).این دو مکمل هم هستند و جدایی نا پذیز!مخصوصا در شرایط حال حاضر.

گربه شور:

+ مشغول گوش دادن به صدای دلربای دلکش (عصمت باقرپور بابُلی) به نام سفر کرده از آلبوم آمدم،هستم.داره میخونه: «کجا سفر رفتی ،/که بی خبر رفتی/اشکم را چرا ندیدی ؟/از دلِ من چرا بریدی ؟/پا از من ، چرا کشیدی ؟/که پیش چشمم ، بر دگر رفتی/پا از من ، چرا کشیدی ؟/که پیش چشمم ، بر دگر رفتی/بیا به بالینم ، که جان مسکینم ،/تابِ غم ، دگر ندارد/جز بر تو نظر ندارد ،/جان ، بی تو ثمر ندارد/مگر چه کردم ؟/که بی خبر رفتی/چه قصّه ها که از وفا گفتی با من ،/تو بی محبتی کنون جانا یا من/تو چنان شرر ، به خدا خبر ، ز خدا نداری/…. | حتما ارزش شنیدن داره.

+ توئی که میری پشت درخت پنهان میشی و به بهانه صحبت کردن با موبایل همون پشت می مونی و با یک چشم به من نگاه میکنی و پک زدنِ به سیگار منو تماشا میکنی؛یک موقع توهم برت نداره که من نمیبینمت!

+ من آخرین موجودی هستم که در زمین زنده ام.همه مرده اند و تا چند دقیقه دیگر قیامت می شود.صور هم زده اند!و من همچنان در اتاقم نشسته ام و به بانگ «از یا حسین تا میر حسین» از روی پشت بام ها گوش میدهم.

+ دیگه زیاد وقتی برام نمونده.باید کم کم همه چیز رو جمع و جور کنم.طالب نیستم ولی ظاهرا طلبیدی!

  • Share/Bookmark