سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for خمیازه

سابون و اوووف!

شاسخیم که می‌بینم شاشم می‌گیرد
صدای قیژ و قوژ موتور را  که می‌شنوم
می‌دوم توی حیاط
در را باز می‌کنم
که نامه جدیدت را از پستچی بد اخلاق بگیرم
وانتی واستاده و داد می‌زند خونه‌دار و بچه‌دار زنبیلو بردار و بیار
سرت را که جلو می یاری
لب‌هایم را غنچه می‌کنم
وقتی می‌روی
می‌دانم که برنمی‌گردی…بر نمیگردی …

گربه شور:

+ خیلی باحاله.دارم یکی از آهنگ های قدیمی رو گوش میدم.آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون،دل دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون،از این سو به اون سو،چه پاک و آشناست ساده نگاهت،چه بی ریاست نجابت سلامت،من حتی توی خوابم نمی دیدم،که چشمام وا بشه به روی ماهت،از تو پس کوچه تنهای دل،عشق تو منو صدا کرد،خودمو بی خبر از من گرفت،با تب عشق آشنا کرد + # ؛حاظرم سر هر چی تو بگی شرط ببندم که نمیدونی چه خاطره ای از این آهنگ دارم.ولی من خیلی خوب یادمه.اولین بار جلو شومینه با سنگهای نا مرتب قهوه ای سوخته بود و ما زیر پتو … همون روزی که من انتهای یک جسارت بودم و تا در آستانه ی خفگی…(خواننده این شعر سیاوش صحنه هست که این شعر از آلبوم پدر است).

+ یک سر بیدارم که خوابم نبره ساعت ۸ باید برم یک جائی که اگر نرم قرارداد بی قرارداد میشم.الان ساعت ۷:۵۸ دقیقه…

+ یاد ایامی که در گلشن صفایی داشتیم؛در کنار لاله و گل آشیانی داشتیم…

+ کسی که خوابه هیچ‌وقت خمیازه نمی‌کشه. خمیازه مال کسایی هست که بیدارن. وقتی چشاتو بستی و خودتو زدی به خواب و پلکت می‌لرزه، لااقل خمیازه نکش شوشو جان.

  • Share/Bookmark