سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for ازدواج موقت

سابون و هشتاد و یک روز به دور خود

یک مدتی بود جمله ی «آنانی که فکر میکردند…» در ذهنم بود.نمیدونستم این جمله ی نیمه کاره برای چی در ذهنم هست.فیلم نگاه میکردم این جمله در ذهنم بود،در حین رانندگی،موقع میوه خوردن و غذا خوردم،در حین تدریس و… ؛ مونده بودم آخه خدایا این جمله ی ناتمام چطوری باید تمام بشه!تا اینکه امشب اینطور ساختمش،هر چند بازم فکر نمیکنم اونی باشه که باید باشه:
«آنانی که فکر میکردند یک روز خیلی سخت است،باید بدانند که هشتاد و یک روز کابوسی است برای یک تغییر»!با اینکه میدونم از این جمله ای که بیان کردم احدی برداشتی نمیتونه بکنه و این جمله ۱۰۰% گنگ هست ولی برای شخص خودم کاملا روشن و واضح است.
وقتی بازتاب ها رو از سایت انصار نیوز نگاه میکنم ،واقعا حالم بد میشه که چقدر ویزیت از سایت انصار نیوز به واسطه ی اون نقل نوشته ام صورت گرفته!یک چیزی حدود هزار و خورده ای بازتاب از سایت انصار نیوز به این واسطه وارد صابون شده اند که مایه ی بسی تاسف است!!!
# یک عزیزی از من سوالی پرسید که نمی توانم متن سوال رو در سابون انتشار بدم؛به واسطه ی اینکه سوال کاملا خصوصی است،من فقط متن پاسخ آن را انتشار میدهم و خود میداند که این متن پاسخ سوال اوست:انسان موجودیست علاقه مند به ناشناخته ها.حال تبصره ای که در این بین وارد است این خواهد که غیر انسان ها تشنه تر و علاقه مند تر به شناخت ناشناخته های دنیای انسانی هستند.زمانی که وارد یک دنیای انسانی می شوند مداما تشنه ی آن هستند که دنیای ناشناخته های انسانی را تجربه کنند و زیر و زبر آن را حلاجی و تحلیل کنند.اخیرا فیلمی از شبکه سیما پخش می شود که من چند سکانس از آن را مشاهده کرده ام که رادش و رامبد جوان بازی میکنند.یک عده ای از فضای ناشناخته ها آمده اند و زمین را تحلیل میکنند.رفتار انسانی را تحلیل میکنند.کشیدن سیگار که مضر است،غیبت کردن که در عین حال صفت بدی است و سخت بدان مشغولند،فضولی و وارد شدن به حریم خصوصی افراد و غیره…؛به نظر این بنده ی حقیر رامبد جوان با بهره گیری از تراژدی های کارتونی همچون ربات هوشمند تحلیلگر روابط انسانی و عرف های اجتماعی و یا همان اسلحه ی فضایی که در جیب فرمانده عملیات قرار دارد به خوبی روابط انسانی زمینی را آنالیز و در سفره ی قضاوت قرار میدهد.این سریال که به خوبی زشتی ها و خوبی ها را در زمین به تصویر میکشد می تواند زمانی باشد برای تامل انسان های زمینی بر روی روابط عرفی و اجتماعی زمان حال حاضر و من از این لحاظ به رامبد جوان(فرید) تبریک عرض میکنم.البته نکته ای که در سریال ها و تراژدی ها رامبد جوان به وفور یافت می شود علاقه ی وی به بحث طلاق و یک فرزند دوره ی طلاق است.موضوعی که تا این لحظه برای اینجانب روشن نشده است.اگر توجه کنید رامبد جوان در فیلم های بسیاری در نقش شوهری ایفای نقش کرده است که از همسر خود طلاق گرفته وصاحب یک فرزند است.فیلمهای همچون «صورتی» و «اسپاگتی در هشت ثانیه» و امثالهم.شاید رامبد قصد دارد از این راه آسیب های اجتماعی فرزند طلاق را با واژه ی طنز پردازی و حقیقت گرایی به مخاطب خود وارد نماید و اوست که این دغدغه برایش موضوع اصلی است.تا حال توجه کرده اید که عده ای بعد از مدتی این فکر را میکنند که دستمال کاغذی بوده اند برای مخاطب که فقط در آن ها فین (اسم صوت تخلیه ی بینی) شده است.باید تحلیل کرد که این افراد چرا در ورطه ی سقوط به همچین دیدگاهی نائل شده اند.شاید بی تجربگی،شاید بی محلی و تمسخر،شاید عدم توجه به نیازهای اصلی و پرداختن به نیازهای فرعی و غیره…؛ ولی باید این موضوع را حتما خاطر نشان کرد که دستمال کاغذی در دنیای انسانی که جسم است برای تامین چند نیاز…!می تواند فین کردن،عرق پاک کردن،تمیز کردن،جلوی دهان را گرفتن،مبحث تلقینی ضد درد،علاقه به رنگ سپید،علاقه به نرمی،علاقه به تا رو پود،علاقه به کاغذ نرم و امثالهم باشد.یک دستمال کاغذی(کلینکس) زمانی ارزش واقعی خود را نشان می دهد که عدسه کرده ای و خلط و محتویات بینی ات در دستت تلنبار شده است.یک دستمال کاغذی زمانی اعتبار پیدا میکند که دستت خیس است و می خواهی با یک انسان متشخص دست دوستی بدهی.یک دستمال کاغذی زمانی معنا پیدا میکند که باقالی خورشت(یک غذای خوشمزه گیلانی) همراه با سیر خورده ای (یا سیر ترشی) و دهانت بوی سیر میدهد و می خوای جلوی دهات را بگیری؛یکی دستمال کاغذی زمانی با ارزش است که ماتهتان را شسته ای و باید خشکش کنی؛یک دستمال کاغذی زمانی ارزش پیدا میکند که دستت را با صابون شسته ای و می خواهی دستت را خشک کنی،نرم کنی،کرم بمالی و از بوی عطر آن لذت ببری.نا خداگاه یاد دستمال کاغذی ای افتادم که ابراهیم عزیزم به سمت من گرفت و گفت اول بو کن ببین چه بوی خوبی می دهد.یکی بردار.خیلی خوشبو است…میبینی؟دستمال کاغذی همچین ها هم که فکر میکردی جسم نا جان و بی احساس و بی اهمیتی نیست.دستمال کاغذی هم می تواند مانند یک سابون،پاک کننده ی زشتی ها و چربی ها باشد.تا حال احساس کرده ای اگر در اتومبیلی دستمال کاغذی نباشد به چه مسیبتی گرفتار خواهی شد؟خیلی بده!حتما باید اولین چهار راه که رسیدی یک دونه اش رو بخری.دستمال کاغذی می تواند همراه با جسم خود،روحی به اندازه ی یک گلبرگ خوشبو داشته باشد،به شرط آنکه خود به این باور برسد. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »