سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for گوگل و امکانات

سابون و کِنکو

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

کنکو با فتحه بر روی کاف و سکونِ نون و ضمه ی کاف دوم خوانده می شود.این کلمه در اصل یک واژه ی ژاپنی است که به صورت «株式会社ケ» نوشته می شود.لاتین این واژه به صورت «Kenko» مرسوم است.کنکو نام سری محصولاتی هستند که شرکت تجاری «نیکون-Nikon» در تولید تعدادی از محصولات خود در سالیان قبل استفاده کرده است.اینکه میگم سالیان قبل باید بگم حول و حوش دهه ی ۶۰ میلادی منظورم هست.اطلاعات آنچنانی از محصولات کنکو وجود ندارد ولی این بنده ی حقیر یک یادگاری ۳۵ ساله از کنکو دارم.یک لنز پاک کن خیلی قدیمی تحت عنوان «Kenko-LENS LCEANING PAPER».این لنز پاک کن گره خورده با دوران کودکی من است و خاطرات زیادی با آن دارم.

سابون نویس مدت زیادی بود که هدفش ایجاد یک گالری تصویر بود.حال که این فرصت بدست آمد تصمیم بر آن شد که نامش کنکو یا نام چیزی که با آن خاطرات کودکی اش گره خورده است،نهادینه شود.

جهت ورود به گالری کلیک کنید…

  • Share/Bookmark

سابون و کف کرده ها

همیشه سعی کرده ام بدون کوچکترین دخل و تصرفی کف های تراوش شده توسط دوستان را در صابون انتشار دهم.گاهی به واسطه ی درخواست کف کردگان محترم از انتشار آنها اجتناب می ورزم و به صورت خصوصی ثبت می شوند.کف های خوانندگان سابون برایم بسیار مهم است و تک تک آنها را دقیقا بررسی میکنم.از اطلاعات نام و شهرتشان گرفته تا تاریخ و ساعت ثبت کف اشان… گاهی هم نیم نگاهی به اطلاعاتی می اندازم که سیستم پیچیده ی سابون به واسطه ی نگهداری اطلاعات در خود ثبت میکند.اما گاهی این اطلاعات خیلی به درد سابون نویس می خورد.توضیح بیش از این نمی دهم و می رویم به سراغ اصل ماجرا…

طی سابون کاری «سابون و عمق یابی یک تعلق» ؛ کف کرده ای به نام «مونا» در تاریخ هشتم مرداد ماه کامنتی با این مضمون ارسال داشته اند:

بله در واقع شما همیشه سفسطه می کنی خیلی وقته راحت رو گم کردی خودتو گم کردی تو حتما باید تحت نظر روانکاو باشی چون همه اینها ریشه در کودکی و ضمیر ناخودآگاهت داره اینکه اینجوری خالی می شی واسه خودت بد نیست اما بیشتر وقتا هم واسه ذهن های خام و تحریک پذیر خیلی مضری مثل ویروس تو حتما بزرگترین تفریحت خوش گذرونی با دخترهاست تقریبا همه نوشتهات رو خوندم دوستانه می گم تو مشکل داری.دنیای ما آدما خیلی کثیفه حداقل با این حرفات عشق و دوست داشتن هایی رو که وجود داره لکه دار نکن و ذهن کسی رو مغشوش نکن.

در پاسخ به ایشان عرض کردم:

ممنون از اظهار نظر صریح و بدون غلوغش شما …
ستون سوم ، بلوکِ «با سابون خوان ها» را مطالعه بفرمایید.

ستون سوم،بلوکِ «با سابون خوان ها» اینطور نقل می کند:

سابون از دل می نویسد؛بر سابون نباید خرده گرفت.تمامی نگارش های سابونی و یا نظرات کفی از جانب نویسنده ی سابون صرفا نظر، اعتقاد ،بینش، اندیشه ، راهبرد ، راهکار، سمت و سوق فکری ، عملی، تئوری، علمی و … شخصی وی است.از این رو بدیهی است هرآنچه که بیان و یا به رشته ی تحریر درآمده و می آید فقط و فقط در افکار سابون نویس است و اگر توهین،جسارت و کج نویسی در آن صورت پذیرفته است بر گردن سابون نویس قرار دارد.ارائه و نگاشت مطالب در این وبگاه کف آلود به معنای اشاعه و گسترش و تشویق خوانندگان،نیل به سمت و سوی اهداف فکری سابون نویس نمی باشد و تمامی خوانندگان در برداشت از مطالب حق آزاد و محفوظی دارند.

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

  • Share/Bookmark

سابون و ۲۰۱۰ سلام می گوید

در عکس زیر چه می بینید؟

دو انگشت به صورت هفت و یا هشت بر عکس که می گویند نشانگر پیروزی است؟شال سبز به صورت؟کاپشن قهوه ای چرمی؟شلوار لی سنگ شور؟تابلوی حرکت به سمت آسمان یا به سمت چپ؟موتور تریل ۶۳۰؟یه گله آتش؟قلوه سنگ؟سنگ فرش نا مرتب؟باتوم شکسته؟بومرنگ؟دود؟سر درد؟چشمان بسته؟قاب عکس؟یا…؟؟؟

گربه شور:

+ به به،امروز یک کاری با ۹ تا کارت شبکه و ۳ تا کارت وایرلس و ۵ تا سیستم انجام دادم که خودم کف کردم!فکر میکنم یک کشف جدید در صنعت توپولوژی شبکه انجام دادم!سیستم عامل های متفاوتی هم همراهم بودند.در نهایت از ویندوز ۲۰۰۸ سرور نسخه ی Developer خوشم اومد انصافا،ریلیز جدید TCTP SUSE هم جالب بود که دارم روش کار میکنم.

+ مدتی هست که سخت داغونم از لحاظ روحی.خیلی شدید.دوست دارم بخوابم.فقط بخوابم.تا جایی که می تونم.

+ هسته ی سابون هم همین چند دقیقه پیش بروزرسانی کردم و کلا دارای یک هسته ی سخت و محکم هست.اخیرا حتما دیدین سابون دچار ناپایداری شده بود.اون ناپایداری به دلیل اختلالاتی بود که در سرور بوجود اومده بود.این سرور کمی اذیتم کرده.شاید تغییرش دادم.

+ دیروز کیریسمس بود.رفتیم و وارد سال ۲۰۱۰ شدیم.چقدر زود گذشت.ویــــــــــــــــــــــــــــــژ…!

+ امروز یکی ایمیل زد به صورت ناشناس و گفت مدتهاست صابون کاری هاتو می خونم و اصلا و به هیچ عنوان فکر نمی کردم تو این نثر و نظم رو داشته باشی.فکر میکرد من شدیدا باید آدم خشکی باشم.بدون انعطاف و شدیدا عصا قورت داده ام.میبینی؟وبلاگ این خوبی ها رو داره ها!شفاف سازی اذهان عمومی…!!!

+ و آن گوسفندی که به جای E30 قربونی شد،سرنوشت گوسفندان را تغییر داد.

  • Share/Bookmark

صابون و مکعب روبیک

بعدازظهر است و داریم توی کوچه‌های آشتی کنون قدم می‌زنیم و به خانه‌های درندشت و قدیمی نگاه می‌کنیم.از این خانه‌های آجری با پنجره‌های چوبی پوسیده  که پرده‌ای هم از لای پنجره بیرون مانده و نقش پرچم را برای هر خانه بازی می‌کند. کمی که بایستی و نفس عمیق بکشی، بوی برنج ایرانی هم دماغت را پر می‌کند.(قد نکشیده) هوس می‌کنی روی سکوی جلوی یکی از همین خانه‌ها بنشینی، تخمه بشکنی، به مردمی که رد می‌شوند نگاه کنی و درباره هرکدامشان چیزی بگویی به آنکه کنارت نشسته(اگر مجموعه داستانی قصه های مجید٬اثر هوشنگ مرادی کرمانی رو دیده باشی باید Location های مختلف اون رو در کوچه پس کوچه های قدیمی نصف جهان بسط بدی به این ثابون کاری).
دونفری می‌رویم در تک تک خانه‌ها را می‌زنیم و آدم‌ها را از زیر باد کولر می‌کشیم توی کوچه(آبی و گازی و اسپلیتش در کل قضیه تاثری نداره). همه همسایه‌ها جمع می‌شوند و کوچه شلوغ میِ‌شود. هرکسی از دور ببیند فکر می‌کند دعوا راه افتاده، چون فقط برای دیدن دعواست که کوچه‌ به این خلوتی، یکدفعه پراز آدم می‌‌شود. اما دعوایی درکار نیست. آقا رسول که صداش میکنن رسول سلاخ می‌رود از بقالی توپ پلاستیکی می‌خرد. یارکشی می‌کنیم و توی کوچه شش متری وسطی بازی می‌کنیم. لباسمان خیس عرق می‌شود و صدای جیغ و دادمان کوچه را پرمی‌کند. بچه‌ها هم ایستاده‌اند، تماشایمان می‌کنند و می‌خندند. ملوک خانم سنش انگاری از همه بیشتر است اما از همه هم بهتر بازی می‌کند با آن کفش‌های پاشنه‌ بلندش. آخه ملوک خانوم برو کفش راحت‌تر بپوش. می‌خوری زمین یه وقت. خبه خبه نمی‌خواد به من بگید چی کار کنم. با همین کفشا همه‌تون رو حریفم. فقط نگرانیم از اینه که غذا روی گاز دارم. حالا این دست تموم شد می‌رم یه سری به غذام می‌زنم. چند سال است دستم به توپ پلاستیکی نخورده؟

سابون مالی:

این دست و اون دست می‌کنی و با خودت کلنجار می‌ری. بعد تصمیم می‌گیری بری. بلند می‌شی خودت رو تو آینه نگاه می‌کنی و چهار ساعت طول می‌کشه که آماده شی که  چی بپوشی، چه عطری بزنی، چی بگی. بعد می‌ری می‌بینی اون نیومده(چوب کبریت با گوگرد سوخته!).

گربه شور:

+ هفته پیش رفتم یک مکعب روبیک (cube rubik) خریدم.هر کسی ادعا کرد میتونه جورش کنه بهش مهلت میدم به اندازه یک ماه!اگر تونست جورش کنه جایزه داره پیشم.البته بگم ها.این مکعب شگفت انگیز یک نقطه ضعف داره که هر کسی به این نقطه ضعف پی ببره خیلی راحت تر میتونه درستش کنه.رکورد تکمیل مکعب روبیک به دو دقیقه و چهل و پنج ثانیه بر میگرده که توسط یک خانم انجام شده(مکعب روبیک = جور چین).اینم انجمن روبیک بازان جهان که هر ساله ظاهرا مسابقات جام جهانی روبیک دارن!برم شرکت کنم؟سوسک کنم برگردم!شایدم سوسک شدیم!

+ جای همه خالی فردا دارم میرم اطراف گردنه ی الماس.بزار بگم دقیقا کجاست.نرسیده به شهر تالش(یکی از شهر های استان گیلان)تقریبا داخل بخش پره سر از توابع شهرستان تالش یک فرعی به سمت چپ داری که مستقیم میره روی کوه و میره روی گردنه ی الماس که از اون سمت میتونی به خلخال و در نهایت به اردبیل برسی.یک روستایی قبل از گردنه ی الماس هست به نام «خرجگیل» که یکی از دهستان های بخش اسالم هست.یک روستای فوق العاده زیبا و فراموش نشدنی.فرصتی پیش آمد و محلی برای اسکان در آنجا مدتی است که در اختیار قرار داده شده است.برای اینکه روحیه ات عوض بشه فکر میکنم خیلی خوب باشه.کلبه ای که در اختیار است دقیقا وسط یک دره است که دو طرف کوه های بلند پر از درخت های سبز تو در هم است و از کنار کلبه یک رودخانه رد میشه.گاو و گوسفند هم در اطرف کوهپایه چرا میکنند.سعی میکنم چند عکس از محیط بگیرم و در سابون کاری بعدی درج کنم.به پاکزاد گفتم که حاجی مظفری رو بردار بیار که قبل ماه رمضون یک رفرش روحیه داشته باشیم.گفت نه دیگه!فکر کرد ما زا مهمون می ترسیم.نمیدونه مهمون حبیب خداست.مخصوصا اگر پاکزاد و مظفری و کیان باشن.

+ این گوگل داره چقدر به من حال میده به خدا.کلی سرویس جدید دیشب برام فعال کرد.گفت تست کن ریپورت بده.هر چند خر حمالی هست برام ولی خیلی لذت میبرم برای گوگل کار کنم.ای ول ای وله٬گوگل ما یله!

  • Share/Bookmark

سابون و تغییرات و اختلالات!

سابون یک نفره:

+ سال نو را خودمت خودم!خودت و خودش تبریک عرض میکنم.

+ خانه تکانی سابونی تقریبا نزدیک به ۹۰% به اتمام رسید.

+ چیزی که میبینید حاصل ِ کمکِ بسیاری از عزیزان و دوستانم هست. بهرنگ یار احمدی که با کمکی که انجام دادند باعث انتقال سابون از سرور قبلی به سرور جدید شدند.کاری که بسیار مشکل و طاقت فرسا بود.سرور قبلی یک سرور یونیکسی بود که دلایل مسائل امنیتی مشکلاتِ زیادی را فراهم آورد که خب با تلاش بهرنگ عزیزم مشکلات حل شد.

+ از دیگر عزیزم تشکر دارم دارم که در حال حاضر مهمان خانه ی سروری اون هستم که کسی نیست جز مرتضی سلطانی عزیزم.

+ منتظر تغییرات دیگر سابونی باشید!هنوز تموم نشده؛ولی خب به یک حالتِ اسیبل رسیده!

  • Share/Bookmark
برگی دیگر از صفحات سابوني »