سابون
مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.Archive for مردان
ثابون و دخترم بزرگ شد و رفت
-چرا گرفته دلت٬مثل آنکه تنهایی.
ثابون و بی وفا
کانی (لین) و ادوارد (ریچارد گر) زن و شوهری هستند که زندگی آرامی را سپری می کنند. یک روز که هوا زیاد مساعد نیست، کانی برای انجام کاری راهی منهتن می شود. طوفان شدید باعث می شود او در خیابان با پل مارتین (مارتینز)، جوان فرانسوی خوش قیافه که تعداد زیادی کتاب حمل می کند، تصادف کند. آسیب دیدن زانوی کانی راهی جز رفتن به آپارتمان پل که در همان نزدیکی است باقی نمی گذارد. کانی از خانه پل با منزل خود تماس می گیرد و به پسرش چارلی می گوید که دیر به خانه می آید. موقع رفتن پل یک کتاب شعر فارسی « رباعیات عمر خیام » به او هدیه می دهد. وقتی کانی به خانه بر می گردد ماجرا را برای همسرش ادوارد تعریف می کند، اما واضح است که مجذوب پل شده و کمی بعد راهی شهر می شود تا او را ببیند. ادوارد به کانی شک می کند و بالاخره یک کارآگاه خصوصی استخدام می کند تا کانی را تحت نظر بگیرد … جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
صابون و این همه لطف
آبِ کوزه چو در آب جو شود
محو گردد در وی و او جوی شود
وصف او فانی شد و ذاتش بقا
زین سپس نه گم شود نه بد لقا
طی این سه-چهار روز گذشته واقعا شرمنده شدم و خیل عظیم دوستان،آشنایان،همکاران،بستگان و …باعث شد واقعا مبهوت بمانم.هیچ چیزی در وصف این همه لطف و بزرگواری نمی توان بیان دارم و زبانم در مقابل این همه لطف ناتوان است. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
سابون و خواب یا حقیقت
دو روز پیش بود که طبق معمول توفیقی اجباری باعث شد من تا ساعت ۸:۴۵ صبح نخوابم،بعدش هم که باید ساعت ۹:۳۰ جایی می بودم،به طبع هم وقتی نبود برای خوابیدن و این توفیقات اجباری همین طور ادامه پیدا کرد تا ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه دیروز و خلاصه، پیرامون اجازه ی به رختخواب رفتن رو به من داد.به چُرت که رفتم حس کردم از خستگی زیاد اصلا خواب خوبی نخواهم داشت و از طرفی تنبلی ناشی از خستگی اجازه نمیداد برم یک دوشی بگیرم و سبک بشم تا شاید خواب لذت بخشی داشته باشم؛از این رو تا ساعت ۳:۵۰ دقیقه صبح امروز مداما در بستر قلط میزدم و امان از داشتن یک خواب راحت.با یک جهش از جا پریدم و حوله و باقی موارد مورد نیاز برای حمام را از کمد برداشتم و رفتم به سمت حمام.دوشی کامل گرفتم و اومدم بیرون با حوله طبق معمول نشستم پشت این سیستم های دوست داشتنی ام و تا ۷:۳۰ دقیقه صبح همین پشت بودم و مشغول کدنویسی و آماده سازی یک پروژه.خلاصه رفتم دوباره بگیرم بخوابم(حالا چی رو بگیرم بخوابم،نمیدونم).خلاصه در خواب عمیقی فرو رفتم و چنان دیدم که در ذیل تشریح می کنم:
« در یک زمین پر از شالی های برنج هستم و بادی ملایم از سمت شمال به سمت من می وزد و بینی ام را پر میکند از بوی عطر برنج سبز.آفتاب از پشت سرم به من می تابد پس می توانم حدس بزنم که بعد از ظهر و حوالی غروب است.جایی که ایستاده ام تقریبا وسط یک دایره است که شالی ها را درو کرده اند.پس می توان حدس زد که اواخر مرداد و اوایل شهریور است که زمان درو کردن برنج است.چند نفری که انگاری آشنا هستند با فاصله در اطرافم مشغول کار کردن هستند و گاهی مرا صدا میزنند و به نشانه محبت می گویند بیا پیش ما دیگه.چرا اونجا وایسادی.کمی دورتر یک کمباین سبز میبینم که تِرتِر کنان مشغول درو کردن است. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
سابون و مازوخیسم
یکی از دوستان عزیزم سئوالی پیرامون رابطه جنسی خشن یا به اصطلاح عامیانه وحشی (Fetish) مطرح کردند که طی آن دلایل روانشناختی این موضوع را جویا شدند و خواستند این موضوع را به وادی تحلیل گزاریم؛از این رو سابون و مازوخیسم تقدیم حضور می گردد.
رابطه جنسی خشن که Sexual fetishism نام دارد (دیدید این ایسم ها همه جا هستند) بر گرفته از یک انحراف رفتاری است که تحت عنوان مازوخیسم جنسی از آن یاد می شود.انحراف خودآزاری یامازوخیسم (Sexual masochism) ارضای امیال جنسی و لذت بردن از تحمل درد و رنج یا فکر کردن درباره آن است . این انحراف عکس دگرآزاری یا سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت میکند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.
خودآزاری یا آزارخواهی جنسی ، نام خود را از فعالیتهای لئوپولد فون ساخر مازوخ رماننویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیتهای داستانهایش از اینکه زنان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی میبردند. مبتلایان به آزارخواهی جنسی، اشتغال ذهنی تکراری با امیال جنسی و تخیلات مربوط به تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن، و هر نوع رنجی در این زمینه دارند.فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی میتواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد.افراد دچار آزارخواهی جنسی، ممکن است در دوران کودکی تجاربی داشتهاند که آنها را متقاعد کرده که درد کشیدن، پیششرط لذت جنسی است.حدود ۳۰٪ مبتلایان به آزارخواهی جنسی، تخیلات آزارگرایانه نیز دارند. آزارخواهی اخلاقی عبارتست از احساس نیاز به رنج کشیدن که همراه تخیلات جنسی نیست.باید خاطر نشان شد که فتیش جنسی یکی از زیر مجموعه های مازوخیسم جنسی به حساب می آید.فتیش جنسی ( Fetish ) نوعی اختلال روحی است که بصورت ابراز تمایل و جاذبه جنسی غیر طبیعی و غیر معمول نسبت به اشیا مادی (همچون لاستیک ،چرم ،پارچه و..) یا عوامل دیگر (همچون اندامی از بدن) بروز میکند و زندگی فرد را دچار اختلال میکند. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
صابون و اعتراض سابونیِ ثابون خوانان
طی این چند سابون کاری آخر اعتراضات شدیدی به صورت مستقیم و غیر مستقیم صورت گرفت که اینا چیه داری می نویسی!؟اینا خیلی پیچیده هست و چرا گیر دادی به اینا!؟باید عرض کنم دلایل بسیاری دارم که به این نوع سابون کاری روی آوردم؛بارها و بارها شده در جمع های مختلف و مراسم و یا سخنرانی های مختلف که حضور به عمل می رسونم وقتی از این نوع واژگان استفاده میکنم همه منو طوری نگاه می کنن که انگار جلوم دیوار هست.یکی در حال چرت زدن،یکی در حال خمیازه کشیدن،یکی با خودکار بازی میکنه،یکی داره کلشو می خارونه،یکی داره با لای پاش بازی میکنه و برو تا آخرش…هدفم این بود که این اسامی و کلمات رو طوری بیان کنم که حداقل خوانندگان فهیم و باهوش سابون را به نوعی با این واژگان درگیر کنم و به نوعی مطالبی را مطرح کنم که تا آخر عمرشان،این کلمات قلمبه سلمبه(همونا که بالا گفتم بهش میگن) در مغزشون ملکه بشه.نمی دونم با اینکه مخالفم این نوع نگارش رو قطع کنم،آیا باید خاتمه بدم بهشون؟راستش هدفم این بود که با روشی جدید کلیه ی مباحث،مکاتب و ایدئولوژی های سیاسی و اجتماعی نسل بشریت تا این زمان را مورد مباحثه قرار بدم و همه رو درگیرشون کنم که متاسفانه با اعتراض بسیاری از خوانندگان روبرو شدم.اگر می گذاشتند مباحث خیلی زیاد بود:«فمینیسم، ایدهآلیسم، رئالیسم، پراگماتیسم، ماتریالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم ،اگزیستانسیالیسم، ایجیسم، رئالیسم،سور رئالیسم، مدرنیسم،پ ست مدرنیسم، رومانتیسم، نتورالیسم، توتالیسم، پلورالیسم، اومانیسم، سوسیالیسم، فودالیسم، کپیتالیسم، امپریالیسم، آنارشیسم، مارکسیسم، فاشیسم، لیبرالیسم، نازیسم، صهیونیسم، فدرالیسم، رادیکالیسم، فئودالیسم، تومیسم ، کنفوسیانیسم ، تائوئیسم ، هندویسم و…
نمونه ای از کمربند پاکدامنی برای زنان
و اما سابون کاری جدید:
۱- کمربند پاکدامنی (Chastity belt) نام نوعی از کمربند قفلدار بود که برای جلوگیری از استمناء و آمیزش جنسی زنان و دختران، بر روی آلت جنسی زنانه بسته و قفل میشد. این وسیله همچنین باعث میگشت تا زنان و دختران مورد تجاوز جنسی قرار نگیرند.بعدها چنین کمربندهایی نیز برای مردان ساخته شد.
هیچ تاریخ دقیقی از آغاز رسم پوشیدن کمربند پاکدامنی وجود ندارد، اما قدیمی ترین شواهد به اوایل قرن پانزدهم میلادی باز میگردند.
هم اکنون بر طبق قوانین کشورهای غربی، مجبور کردن افراد به بستن چنین وسیلهای به خود دارای مجازاتهای سنگین زندان و نقض حقوق انسانی شهروندان شناخته میشود. اما کمربندهای پاکدامنی در طول تاریخ جای خود را در فرهنگها و قومهای مختلف جهان سومی باز کرد، بطوری که برخی از راهبههای هندو، با بستن کمربندهای مخصوص فلزی بر روی آلت تناسلی خود، امتناع خود از ازدواج را نشان میدهند.
در ۳ اگوست ۲۰۰۷ میلادی، کمیسیون حقوق بشر آسیا در بیانیهای اعلام کرد که در ایالت راجستان هند، زنها بر طبق رسوم محلی مجبور به پوشیدن کمربندهای پاکدامنی میشوند.
در سال ۲۰۰۸ در شهر «باتو» در اندونزی نصب کردن قفل بر زیپ شلوار یا دامن زنان در سالنهای ماساژ به عنوان نمادی از کمربند پاکدامنی قانونی شد. مئوتیلا سواسوُ نوُ، وزیر زنان اندونزی در مقابل این اقدام مخالفت کرد: «این توهین به زنان و شیوهای نادرست در برخورد به روابط جنسی آزاد است. چنین کاری این توهم را بوجود میآورد که انگار آنها گناهکارند.»
نمونه ای از کمربند پاکدامنی برای مردان
۲- دارخرستو مراسمی است آیینی برای سو استفادهٔ دریا نوردان از پسر بچه ها! آیین نمایشی و نیایشی «دارخرستو» آیین «فالیک» یا آیین جنسیت دریانشینان و بنادر است. در این مراسم کودک بر روی چوب دارخرستو مینشیند و او را روی این چوب فشار میدهند تا عضلات مقعدش شل و گشاد شده تا برای استفادهٔ دریانوردان آماده شود. این مراسم همراه با جشن و شادی است. برای درک بهتر مراسم ختنه سوران را تصور کنید. ابراهیم گلستان در داستان بلند خروس به این مراسم اشاره کردهاست:
حاجی گفت: دارخرستو اولش سخته ن. وقتی که خرده خرده سرید رفت تو فشار آخری که اصل کاریه ن زیاد مشکل نی…همراهم گفت:از شوخی بگذریم دارخرستو حکم تربیت داره تمرین میده. حاجی گفت: شوخی چنه؟ تمرین سی چی؟ یه بار خلاص! وقتی بچو رو نشوندن رو دارخرستو زورش دادن گشاد کردن، یه ذره خون میاد فقط.شاید. گاهی.امو اول که باسن دریدگیش هیچ وقت به گردن هیچ کس نمیافته، دوم اینکه بعد از اون دیگه بی دردسر میشه…گفت: شوخی نی آخه، دریا و دور بودن از زن. حاجت دارن. حاجته ن دیگه. زن هم مایه شره ن. بدتر، باردار میشه ن، ناخوش میشه ن، حیض و نفاس داره ن، مایه شره ن، دعوا به راه میندازن خیلی.صد جور بلان. وباز با خنده گفت: بی دسه هم هستن…






Digg/zabansaz
Flickr/northhacker
Facebook/northhacker
Friendster/northhacker
Virb/northhacker
Linkedin/northhacker
Twitter/NorThHaCkeR
YouTube/northhacker123456
Last.fm/northhacker
Del.icio.us/northhacker
Wikipedia/Northhacker
GMail/northhacker
coComment/northhacker
PureVolume/northhacker
Upcoming/northhacker
Kongregate/northhacker
Zaadz/northhacker
Technorati/northhacker
MyBlogLog/mybloglog
Blog/northhacker
