سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

Archive for فيلم و موسيقی

سابون و آیا مدرنیته می خواهد سنت بسازد!؟

در اوایل دهه ی هشتاد قرن بیستم، به هنگام اختراع ویدئو و شبکه های تلویزیونی کابلی مثل شبکه ی ۲۴ ساعته ی «ام تـی وی»، مَدونا می رفت که به سرعت تبدیل به بُت دخترهای تین ایجر آمریکایی شود. او هم الهه ی موسیقی پاپ بود و هم الگوی رفتار سنت شکن و طاغیانه در برابر تابوهای اخلاقی.الگویی که در فرهنگ مردم پسند و توده گیر آمریکایی بیشتر مردان جوان آنرا نمایندگی می کردند: جیمز دین، مارلون براندو، جیم موریسون، جیمی هندریکس، پرینس، کورت کوبین، ادی ودر.

این سالها همچنین مصادف بود با دورانی که اکثر ایرانیان، جامعه و فرهنگ غرب گرای محمدرضا شاه را طرد کرده بودند تا اصالت بومی و «استقلال» خود را به رخ جهانیان بکشند. برای مبارزه با فسادِ زنان در ایران و اشعه ای که از موهای آنها پخش می شد، یا تن پوشی که موجب لغزیدن مرد و گناه آلودکردن نگاه عارفانه ی وی می شد، حجاب نهادینه، پخشِ صدای تحریک آمیز زن از  رسانه ها ممنوع گشت و به جای آن سینماگران و برنامه سازان تلویزیون، الگوی های ایثار پرشور و عارفانه ی خود را به جوانان، به ویژه پسران جوان، عرضه کردند.

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

سابون و یک نسل فراموشی

مگر می‌شود کسی هم‌نسل سابون نویس باشد و ترا دیده و عاشق‌ات نباشد؟ انگار این تصویر مکرر از چشم‌خانه حذف نمی‌شود که چه مشتاقانه به آن صفحات تلویزیون‌های دو کاناله‌ی دیروز خیره می‌شدیم تا بالاخره تو با خانواده‌ی مهربان و هیجان‌انگیزت ظهور کنی.

با همسرِ سیه‌چرده‌ی مهربان‌ات، با فرزندان سر به هوا، دانشمند، عشوه‌گر و هنرمند‌ت و حتی با رنگ عجیب خودت که متنافر بود با تصوری که از پدر یک خانواده باید داشت.

مگر می‌شد شماها را ببینیم و آرزو نکنیم یکی از خانواده‌ی عجیب شما باشیم. وقتی می‌شنیدیم که «بارباپاپا عوض میشه»، «باربابا زو عوض میشه»، زندگی یک ظرف هیجان می‌شد که می‌توانستی با سر در آن شیرجه بزنی و از هیچ چیز نترسی و مطمئن باشی با این روحیه‌ی خمیری و منعطف، همه چیز را عوض می‌کنی، حتا به مرگ هم فرمان ایست می‌دهی!

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

سابون و زیر تیغ

چند شب پیش سریال «زیر تیغ» که بازپخش آن چند وقتی بود دوباره از شبکه ی یک و ساعتِ ۱:۳۰ (معمولا همین تایم) شروع شده بود ؛ به پایان رسید.چند قسمت در میان به واسطه ی مسائل عمیق فرهنگی و حقوقی ای که طرح میشد ، مشغول به تماشای آن شدم و در قسمت آخر که دو شب پیش به پایان رسید ، شاهد چند سکانس فوق زیبا بودم که شدیدا از نظر این بنده ی حقیر تاثیر گذار و دارای بار فرهنگی زیادی بود.

محمود (پرویز پرستویی) وجعفر(آتیلاپسیانی) کارگران یک کارخانه یخچال سازی وازدوستان قدیمی وبسیار صمیمی یکدیگرند… . آنها که در آستانه برگزاری مراسم ازدواج فرزندانشان رضا (کوروش تهامی)ومریم (الهام حمیدی) قرار دارند ،طی ماجرایی غیر منتظره با هم درگیر می شوند و این آغاز ماجراهایی پیچیده بین دو خانواده است… .اتفاقاتی که تا رو در رویی دو خانواده و به خصوص همسرانشان طاهره (فاطمه معتمد آریا) و اعظم (فریبا جدیکار) پیش می رود و… .

چند دقیقه ای از آخرین قسمت این سریال ، برایم خیلی خیلی پر معنا بود که تصمیم گرفتم اینجا ثبتش کنم.

You need to install or upgrade Flash Player to view this content, install or upgrade by clicking here.

دانلود کلیپ بالا در قالب فایل MP4 ؛ از اینجا…

You need to install or upgrade Flash Player to view this content, install or upgrade by clicking here.

دانلود کلیپ بالا در قالب فایل MP4 ؛ از اینجا…

تا که باشد که ببیند…؟

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share
« برگی دیگر از صفحات صابوني · برگی دیگر از صفحات سابوني »