سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

Archive for سفر

سابون و کاغذی که حالا دیگر نداردش…

در تاریک‌ترین نقطه‌ی دنیا نشسته‌ است. هیچ چیز را نمی‌بیند و نمی‌داند در ته چاهی‌ست یا در دل غاری…! زنی در آستانه‌ی تاریکی پیدا می‌شود، بلند بالا و سیاه‌پوش.

در آن‌جا که ایستاده پشتش به نور است و صورتش رو به تاریکی اما به وضوح خطوط صورتش دیده‌می‌شود. لوحی را در دست دارد که موهای سیاه افشانش به دور آن ، شکوه‌اش را بیشتر کرده، مثل حاشیه ای بر یک تابلو. می‌گوید:بخوان. نمی‌تواند، در تاریکی، جز صورت زن چیزی نمی‌بیند.

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

سابون و حضور خداوند

می‌خواهم از خواب لحظه‌ها بگریزم، بگریزم به آن روزها که هنوز دستم برای چیدن آرزوهای بزرگ کوتاه بود.

چه آرزوهای کوچک و ساده‌ای داشتیم، و چه بزرگ به بازی زندگی نشسته بودیم. حتی خدا هم در بازی‌های ما حضور داشت، و ما بی‌آنکه بدانیم با او در مهمانی‌های کودکانه‌مان آب و نان تقسیم می‌‌کردیم.سر یک سفره با یک بی‌نهایت می‌نشستیم و بی‌خبرانه او را در حد و اندازه‌های خود می‌دانستیم.

بعد او بود که بی‌هیچ غروری با ما در شالیزارها به دنبال سنجاقک‌ها می‌دوید، جای تمشک‌ها را به ما نشان می‌داد، و در سایه‌دارترین قسمت جنگل‌ها ما را به میهمانی پری‌های جنگلی می‌برد.

زبان سوسکها، گل‌ها، رودخانه‌ها، ابرها و زمین را که نمی‌فهمیدیم برایمان معنی می‌کرد و بعد به ما که با چشمان متعجب و دهانهای باز نگاهش می‌کردیم لبخند می‌زد. او به ما می‌‌خندید، و ما به دنبالش می‌دویدیم.

ظهرهای تابستان، وقتی از گرما کلافه می‌شدیم ما را به زلال‌ترین جویباری که فقط خود می‌دانست، می‌برد و ما با هیاهو به درون آب می‌پریدیم. هیچ وقت جدا از ما نبود همیشه او بود که روی همه آب می‌پاشید، چقدر با او خندیدیم، چقدر با او دلمان خنک ‌شد… .

Share

سابون و چارلی قهوه خور (بخش دوم)

چارلی چاپلین : افسوس هر چه کردم تا مردم بفهمند،فقط خندیدن…

در بخش اول، برداشت و تفسیری سابونی از نمادهای قهوه، مستشار، بادمجان، و دوره‌ی پنج ساله را نگاشتیم. نمادهای دیگری که می‌توان آن‌ها را مهم و قابل تفسیر دانست عبارتند از:

  • سم

سم از بازار تهیه، و به صورت رسمی توسط دستگاه سیاسی به‌کار گرفته می‌شود؛ همگان از نظام تهیه و کاربرد سم خبر دارند؛ هنوز کسی بر اثر خوردن سم کشته نشده است و کارکرد مستشار در پیش‌مرگی سلطان برای تشخیص سم هم به فراموشی سپرده شده است. سم، بخشی از زندگی، غذا، و حتی نقشه‌های سیاستمداران است. سم می‌تواند نماد خیلی چیزها باشد نظیر دروغ و توطئه. اما شاید سم بیش از هر چیز نشان‌دهنده‌ی فقدان شفافیت و فضای تردید و بی‌اعتمادی حاصل از آن باشد. وقتی احتمال می‌رود همه چیز مسموم باشد، یعنی اعتماد معنا ندارد. مستشار قرار است بگوید که به چه چیز می‌شود اعتماد کرد و چه چیز را نمی‌توان قابل اعتماد دانست. اما او هم در این میان گم می‌شود زیرا گویی قوه‌ی تشخیص‌اش از دست می‌رود. اما هنوز قادر است برخی چیزها را تشخیص دهد و جایی حداقل به بلوتوث توضیح می‌دهد که این را نخور که سمی است.

  • سلطان بی‌پسر

دموکراسی‌ها دغدغه‌ی جانشینی را برای سیاستمداران بی‌معنا می‌سازند. سیاستمداران در نظام‌های دموکراتیک موقتی هستند و می‌دانند موضوع جانشینی در فرایندی که بر اساس نظام قانونی تدوین شده پیش خواهد رفت و بنابراین لازم نیست قاعده‌ای برای جانشینی بنا کنند زیرا این قاعده به شکل غیرشخصی، رسمی و سازماندهی شده وجود دارد. به علاوه، نظام‌های دموکراتیک از چنان سطحی از تنظیم روابط برخوردارند و می‌توانند سطحی از شفافیت را ایجاد کنند که حاکمان قادر نیستند چنان خطاهایی مرتکب شوند که پس از کنار رفتن از قدرت یا مرگ، خشم توده‌ها متوجه خانواده‌ و بازماندگان ایشان شود. این قضیه در نظام‌های سلطانی معکوس است.

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share
« برگی دیگر از صفحات صابوني · برگی دیگر از صفحات سابوني »