سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

Archive for آذر, ۱۳۸۸

صابون و نوشته هایم

مرا از نوشته‌هایم نشناس …
که من هیچ ‌گاه به اندازه‌ی نوشته‌هایم خودم نبوده‌ام!

و فراموش کن تمام آنچه از من به یاد داری …
که من دیگر هیچ‌ گاه همچون خاطراتت،من نیستم!

و به دنبال من نگرد …
که من دیگر هیچ‌گاه وجود نخواهم داشت!

Share

سابون و یک شب ماه میاد

زمانی که دِلت هواشو کرد
میزنی به قلب وبلاگش
حافظه‌ی مکتوبش را نشانه میگیری
و تا انتهایش را میکاوی

حال در این فکرم اگر این وبلاگ دگر داینامیک نباشد و تبدیل به یک Page استاتیک شده باشد چاره چیست؟

زمانی که دِلت هواشو کرد
میزنی به قلب تقویم هایش
حافظه‌ی مکتوبش را نشانه میگیری
و تا انتهایش را میکاوی

حال در این فکرم که اگر روزی سامسونت قدیمی را باز کنم و تقویم ها به بیرون کشم،توان غبار روبی اشان را دارم؟

زمانی که دِلت هواشو کرد
میزنی به قلب SMS هایش
حافظه‌ی مکتوبش را نشانه میگیری
و تا انتهایش را میکاوی

پوشه ی مخصوصش را که باز میکنم فقط یک SMS در آن حضور دارد.نامش را گذاشته ام:« MUTE ».

maalkofr-valayagha mazolm

یه شب مهتاب/ماه میاد تو خواب/منو می‌بره/کوچه به کوچه/باغ انگوری/باغ آلوچه/دره به دره/صحرا به صحرا/اون جا که شبا/پشت بیشه‌ها/یه پری میاد/ترسون و لرزون/پاشو میذاره/تو آب چشمه/شونه‌می‌کنه/موی پریشون…/یه شب مهتاب/ ماه میاد تو خواب/منو می‌بره/ته اون دره/اون‌جا که شبا/یکه و تنها/تک‌ درخت بید/شاد و پرامید/می‌کنه به ‌ناز/دَسشو دراز/که یه ستاره/بِچکه مِثِ/یه چیکه بارون/به جای میوه‌ش/نوک یه شاخه‌ش/بشه آویزون…

یک شب ماه میاد

___________________________

After being arrested in the Grand Station Central of New York City, a man calling himself Prot (Spacey), who claims to have travelled to Earth from his home planet of K-PAX, is taken to the Manhattan Psychiatric Centre because he is believed to be mentally ill. Mark Powell (Bridges), a psychologist, meets with the man, named Prot, and decides to treat him. Prot seems peaceful and is extremely knowledgeable, even baffling astrophysicists with his uncanny knowledge of astronomy. However, when Prot has a seemingly violent episode at Dr Powell’s house, Dr Powell proceeds with regression therapy to find out more about Prot’s past. The therapy leads Dr Powell to discover an emotionally painful history, linked to a man named Robert Porter. Time is running out, as Prot says he will be leaving in a few days, and Dr Powell tries to help get to the truth. Meanwhile, Prot meets the other patients of the Psychiatric Centre and takes it upon himself to help them, in his own way. Is Prot really from outer space or is he the product of a deluded mind?K-PAX-planet is here

Share

ثابون و ریسمانِ آماده

همچنان، سخت مشغول،در دشت،کشتی می‌ساخت.با در نظر گرفتنِ امروز میشه به عبارتی دو هزار و چهارصد و بیست و هشت سال و یک ماه و بیست و سه روز!

و آنگاه بود که: «هیچ کسی نمیدونست نوح چرا کشتی ساخت؟!!! ؛ تا وقتی که طوفان شد».

man

تو هم با من نبودی/مثل من با من/و حتی مثل تن با من/تو هم با من نبودی/آن که می پنداشتم باید هوا باشد/و یا حتی گمان می کردم این تو/باید از خیل خبرچینان جدا باشد/تو هم با من نبودی/تو هم از ما نبودی/آن که ذات درد را باید صدا باشد/و یا با من ٬ چنان هم سفره ی شب/باید از جنس من و عشق و خدا باشد/تو هم از ما نبودی/تو هم مومن نبودی/بر گلیم ما و حتی در حریم ما/ساده دل بودم که می پنداشتم/دستان نا اهل تو باید/مثل هر عاشق/رها باشد…/تو هم از ما نبودی یار/ای آوار/ای سیل مصیبت بار…

Share
« برگی دیگر از صفحات صابوني · برگی دیگر از صفحات سابوني »