سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for خرداد, ۱۳۸۸

سابون و جامعه شناسی سایوَی!!

با توجه به اینکه در سابون کاری قبلی دو سئوال مطرح کردم و قرار شد در این سابون کاری به پاسخ و یا دلایل ایجاد این پرسش سنجی بپردازیم؛میریم سراغ جامعه شناسی سایوی!حالا اینجا سایوی یعنی چی؟سایوی در اینجا به معنای سایه گونه است.به معنی همسانِ سایه بودن و همسانِ سایه عمل کردن.در پوشش قرار گرفتن و دارای حجاب بودن!

این حجاب میتواند یک پارچه باشد،می تواند ابهام شخصیتی باشد،می تواند سخنان متناقض باشد، می تواند حرکات عجیب و بی ربط باشد و حتی می تواند یک دروغ برای پنهان کردنِ یک حقیقیت باشد.مشی اصلی این سابون کاری عملا پیرامون مباحث سایوی و ابهام شخصیتی و دلایل آن است!

سئوال این بود که آیا تا به حال استریپ تیز دیده اید؟ و اینکه آیا از دیدنِ استریپ تیز (یا تز) لذت می برید؟؟باید پاسخ بگویم که شاید قریب به ۹۵ درصد مردان از تماشای استریپ تز لذت میبرند و به جرات می توانم بگویم کمتر از ۳۰ درصد خانمها از دیدن استریپ تز جنس مخالفشان لذت میبرند.(درصد ها و تخمین ها بر اساس تجربه ی شخصی و بینش شخصی است). جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

صابون و نبودی ببینی…!

وارد خرداد ماه شدیم،کم کم داریم میریم در گرما و شر شر عرق و هوای مرطوب شمال و عرق ریزانِ حسابی،کم کم کولرهای ماشین ها روشن و شیشه ها بالا کشیده میشه،پشت چراغ قرمز بودم یک جوانی با صورت کبود و یک دست اسپند دود کن نزدیک ماشین شد و شروع کرد به پاک کردن شیشه ی جلوی ماشین،خیلی خونسرد گذاشتم ۱ و کمی گاز دادم و رفتم جلو،شیشه ها بالا بود و کولر روشن و من خیلی راحت به فکر این بودم که امروز اول خرداد است یا دوم خرداد؟؟

آره امروز دوم خرداد بود،دوم خرداد منو به یاد یک حماسه می اندازه!فردای روشن در روشنگری اخیر خود تیتری از همشهری آورده اند که دیدنِ آن خالی از لطف نیست!

امروز با یکی از دوستانم بودم پرسیدم چه میکنی،کدام ستاد گیر کردی که پیدات نیست!با خنده گفت مادرم اجازه ی کوچکترین فعالیتی رو نمیده!گفتم چرا؟گفت مادرم شده رئیس ستاد بانوان احمدی نژاد در استان!با کمال تعجب گفتم خب چه ربطی داره!گفت آخه اگر ستاد های دیگه برم برای آینده ی شغلی ام بد میشه و…؛لبخندی به لب در دل گفتم ای پیکان ۵۴ کرم رنگ کجائی که ۶ نفری خوابیدیمو دم نزدیم!!خرداد رو میگم بابا!

این چند روز مدام رپرتاژ ممد نبودی ببینی به یاد محمد جهان آرا از تلویزیون ایران پخش میشه!میدونید که من ابزار تهاجم فرهنگی(دیشو رسیور و اینا) ندارم!اگر تلویزیون هم ببینم به همینا میخورم!دقت کردم و اشک در چشمانم حلقه زد!همصدا با کویتی پور خوندم:”ممد نبودی ببینی،شهر آزاد گشته،خونِ یارانت،پر ثمر گشته…”آره،خودشه!امروز سوم خرداد بود.

و اما من!تغییرات زیادی اخیرا در درونم احساس میکنم.برداری دارم به نام احسان(البته رفیق هستیم،ولی اینقدر دوستش دارم که به عنوان برادر قبولش کردم)،سالها بود ایشان من را نمی شناختند و از طریق همین اینترنت با هم آشنا شده بودیم. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

صابون و دکترِ من

۱-      خاکی بودن دکتر: دکتر بسیار خاکی بود مخصوصا وقتی که شهردار بود و از مراسم کلنگ زنی بر می گشت. یک بار ایشان به مدت یک هفته ناپدید شده بود و تمام کارهای شهرداری خوابیده بود. ما هر جایی که به فکرمان می رسید دنبال دکتر گشتیم. عاقبت یکی از همکاران گفت اخرین باری که دکتر را دیدم قرار بود به مراسم کلنگ زنی برود. همگی به محل رفتیم و با یک ساختمان نیمه کاره رو به رو شدیم. اول فکر کردیم محل را اشتباه امده ایم اما صدای دکتر را شنیدیم که اواز می خواند و اجر بالا می انداخت. هیچ وقت دکتر را اینقدر خاکی ندیده بودم.

۲-      جلوگیری از حیف و میل بیت المال: یک بار زمانی که مطبوعات مطالبی را در مورد گم شدن ۳۵۰ میلیارد تومان در زمان شهرداری دکتر منتشر کردند به ایشان گفتم نمی خواهید به این شبهات جواب دهید؟ ایشان فرمودند نچ! مدتی بعد در مورد واریز نشدن ۵/۱ میلیارد دلار از درامد نفت به خزانه شبهاتی مطرح شد ما در راهرو قدم می زدیم و من باز همین سوال را مطرح کردم ایشان کمی به زمین خیره شدند و با خوشحالی چیزی را از روی زمین برداشتند و خدا را حمد و سپاس گفتند. من تصور کردم ایشان سرنخی از پولهای گم شده پیدا کرده اند و پرسیدم دکتر چی پیدا کردی؟ ایشان فرمودند یک گیره کاغذ بود خدا را شکر می کنم که رییس جمهور شدم تا جلوی این جور ریخت و پاشها را بگیرم.
۳-      سرعت عمل دکتر: دکتر در کارها خیلی سریع عمل می کرد. سرعت عمل او انقدر زیاد بود که از سرعت فکر کردن هم جلو می زد و همیشه قبل از اینکه فکر کند عمل می کرد. موقعی که حزب انگلا مرکل در انتخابات المان پیروز شد ایشان خیلی سریع به مرکل تبریک گفت که این کار مرکل را شگفت زده کرد و در گفتگویی تلفنی گفت این سریعترین تبریک در تاریخ سیاسی المان بوده. دکتر لبخند ملیحی زدند و فرمودند کار خاصی نکردم که مرکل در جواب گفت چرا این کار خیلی خاص است چون من هنوز به عنوان صدر اعظم انتخاب نشده ام و فعلا فقط حزب ما پیروز شده ولی شما انتخاب من به عنوان صدر اعظم را تبریک گفته اید. این واقعه نشان داد سرعت عمل دکتر انقدر زیاد است که نه تنها از سرعت فکر کردن بیشتر است بلکه از وقایع روزانه هم پیشی می گیرد و پیشکی به اتفاقی که هنوز رخ نداده واکنش نشان می دهد.
۴-      ساده زیستی دکتر: در ستاد انتخاباتی دکتر افراد زیادی را استخدام کرده بودیم که با ماژیک روی کاغذ شعار تبلیغاتی بنویسند و به در و دیوار بچسبانند. من از این کار بسیار متعجب شدم و به دکتر گفتم چرا تراکت چاپ نمی کنید که هزینه ان یک دهم این کار می شود مگر نمی دانید که از زمان گوتنبرگ وسیله ای به نام دستگاه چاپ وجود دارد؟ ایشان با لحنی فیلسوفانه گفتند هزینه مهم نیست مهم ساده زیستی است. اما من از این جمله فیلسوفانه چیزی نفهمیدم تا اینکه دکتر در انتخابات پیروز شد و در تمام چهار سال دوره ریاست جمهوری با سفرهای استانی و توزیع سی دی و سیب زمینی و پرتقال مفتی و کالابرگ و چک پول و بلیت استخر دست به تبلیغات وسیعی زد که بسیار هم کار ساده ای بود. اینجا بود که فهمیدم منظور از ساده زیستی چیست. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share
برگی دیگر از صفحات سابوني »