اسفند ۷, ۱۳۸۷ at ۴:۰۳ ق.ظ · در سطل مديريت, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی
صابون مالی شماره بیست و یک:
می دونی نامرد ترین قسمت بدن کجاست؟ به چه دلیل!؟ تخم! چون یه عمری آویزون آدمه، اما اگه بخوای فقط دو دقیقه آویزونش بشی …!!!(نیاز)

گربه شور:
+ تخم مرغ رنگی ها رو باید از الان حاضر کنید برای عید نوروز ها!سبزه سبز کنید.سماغ!سمنو!سنجد!سیب سرخ!سکه!سیر!سنبل!سماور!سوتین!سرنتیپیتی! و…!
+ می خوام کمی سابون رو از سال جدید تخصصی کنم و برم روی مباحث تکنیکال و تجربه های کاری و تخصصی!فکر کنم بد نباشه سابون کمی رنگ و بوش عوض بشه.
+ فکر میکنم در سال جدید خیلی چیزها باید عوض بشه!تخته پرش رو باید برای یک جهش بزرگ آماده کنم؛فکر میکنم دیگه کم کم وقتش رسیده!آره.
اسفند ۶, ۱۳۸۷ at ۶:۰۷ ب.ظ · در سطل مديريت, ادب و هنر, جامعه, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی
وای پسر چه آشی بود!خیلی خوشمزه!خیلی تو دل برو و چرب و نرم و بیست!میگما این اخیرا احساس نمیشه یکمی شکمو شدم البته با نیمچه تمایلاتی به مخلفات؟؟
خونه دار و بچه دار ؛ زنبیل و بردار و بیار ! بدو بدو که تمومش کردم!

ثابون مالی شماره بیست:
استاد:”چهره ی شما چقدر برام آشناست؟”
دانشجو:”بله استاد شما ترم پیش منو انداختین!”
(استادِ حیز!!!)
اسفند ۵, ۱۳۸۷ at ۵:۵۷ ب.ظ · در سطل نقد سیاسی, مديريت, جامعه, روزنوشت و ثابون
ثابون مالی شماره نوزده:
اونایی که زمان رابین هود با صدای نکره ای داد میزدند «آسوده بخوابید مردم، شهر در امن و امان است» این خودشون بودن که نمیذاشتن مردم آسوده بخوابن!(جان کوچولو!!)
