سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

سابون و زیر تیغ

چند شب پیش سریال «زیر تیغ» که بازپخش آن چند وقتی بود دوباره از شبکه ی یک و ساعتِ ۱:۳۰ (معمولا همین تایم) شروع شده بود ؛ به پایان رسید.چند قسمت در میان به واسطه ی مسائل عمیق فرهنگی و حقوقی ای که طرح میشد ، مشغول به تماشای آن شدم و در قسمت آخر که دو شب پیش به پایان رسید ، شاهد چند سکانس فوق زیبا بودم که شدیدا از نظر این بنده ی حقیر تاثیر گذار و دارای بار فرهنگی زیادی بود.

محمود (پرویز پرستویی) وجعفر(آتیلاپسیانی) کارگران یک کارخانه یخچال سازی وازدوستان قدیمی وبسیار صمیمی یکدیگرند… . آنها که در آستانه برگزاری مراسم ازدواج فرزندانشان رضا (کوروش تهامی)ومریم (الهام حمیدی) قرار دارند ،طی ماجرایی غیر منتظره با هم درگیر می شوند و این آغاز ماجراهایی پیچیده بین دو خانواده است… .اتفاقاتی که تا رو در رویی دو خانواده و به خصوص همسرانشان طاهره (فاطمه معتمد آریا) و اعظم (فریبا جدیکار) پیش می رود و… .

چند دقیقه ای از آخرین قسمت این سریال ، برایم خیلی خیلی پر معنا بود که تصمیم گرفتم اینجا ثبتش کنم.

[stream flv=x:/www.khan.ir/blog/wp-content/ziretigh (1).flv img=x:/www.khan.ir/blog/wp-content/zirtighpp.jpg embed=false share=false width=300 height=200 dock=true controlbar=over bandwidth=high autostart=false /]

دانلود کلیپ بالا در قالب فایل MP4 ؛ از اینجا…

[stream flv=x:/www.khan.ir/blog/wp-content/ziretigh.flv img=x:/www.khan.ir/blog/wp-content/zirtighpp-1.jpg embed=false share=false width=300 height=200 dock=true controlbar=over bandwidth=high autostart=false /]

دانلود کلیپ بالا در قالب فایل MP4 ؛ از اینجا…

تا که باشد که ببیند…؟

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد … دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست … خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی … حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست … تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار … مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند … کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست … عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت … کس ندارد ذوق مستی می گساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش … از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد

۱ کف کرده »

  يک کف کرده به نام unknown دی ۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

باز باهاش گریه کردم

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>