مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
تیر ۱۸, ۱۳۸۹ at ۳:۴۱ ب.ظ
· در سطل ادب و هنر, خانواده, دلتنگی, روزنوشت و ثابون, زنان, شخصیت, عکس و عکاسی
در دل از خود می پرسد این که همیشه بیدار است!چرا حالا که باید با چشمانی باز باشد،هِی پشت سر هم می خوابد؟چرا از بیداری در کنارم بیزار است و من را مثل همیشه بر انداز نمی کند؟چرا بالشت را به جای من بقل کرده است؟چرا چرا چرا…
او نمی داند شب بیداری و روزبیداری هایم از نبودنش است که وقتی باشد آرامشم ابدیست!روحم صیقلی ست و آه ام خاموش…

او قطعا حس مرا درک نمیکند؛ اینکه متنفرم در یک گروه قرار گیرم.متنفرم از اینکه در افکارش در یک گروه قرار گیرم برای او ترجمه شده نیست!خود هر روز کلی ترجمه میکند،ولی این یکی را ترجمه کردن نتواند!جالب آنست که وقتی برایش ترجمه میکنم باز هم مبهوت مرا نگاه میکند و به جای اینکه دیگران را از گروهم پاک کند ، مرا به تیغ Delete می سپارد که شاید آرام گیرم … آرام گرفتم ، تو آرام باش.
سخت است بتوانی همه ی آرزویش را ؛ یا آنکه آرزوی همگان را بر آورده کنی.
Permalink
يک کف کرده به نام آزاده تیر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۹ ب.ظ
آرامش واژه یست غریب!
يک کف کرده به نام یگانه تیر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۹:۳۲ ق.ظ
گاهی با خودم می گویم ، ای کاش حقیقت همین باشید که می بینم ، اما دریغ آنکه می دانم چنین نیست
يک کف کرده به نام … تیر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۵ ب.ظ
از درد نشان مده ، که در جان تو نیست…
يک کف کرده به نام محمد میرزائی تیر ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۲ ق.ظ
@ … :
ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
صابری و صادقی را مرد باید مرد کو
چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن
نعرههای آتشین و چهرههای زرد کو
کیمیا و زر نمیجویم مس قابل کجاست
گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو
کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>