سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

سابون و (۷)

بچه که بودیم انگشت اشاره و وسط را راست می‌کردیم بقیه‌ی انگشت‌ها را خم می‌کردیم و به دوربین نشان می‌دادیم. حتی اسم این حرکت را نمی‌دانستیم. بله بهش می‌گوییم وی.این کار را از بقیه یاد گرفته بودیم. ولی نمی‌دانم کی و کجا. فکر می‌کردیم کار باحالی است و توی عکس‌هایمان معمولا یکی پیدا می‌شد وی نشان دهد. بعضی وقت‌ها در وی نشان دادن گوی سبقت را از رقبا می‌ربودیم. فکر نکرده بودم این وی که نشان می‌دهیم به دوربین یعنی چی. شاید هم فکر کرده بودم و یادم نمی‌آمد. توی تلویزیون هم می‌دیدم که توی گزارش‌های سطح شهر، مردم پشت سر مجری و مصاحبه شونده مدام وی نشان می‌دهند. یک جور شکلک درآوردن بود.

بعدن وی جایش را با شاخ گذاشتن پشت کله‌ی آدم‌ها در عکس عوض کرد و حالا هم که هر دو به سلامتی برگشته. آن موقع‌ها این‌قدر این کار را کردیم که رفت روی مخ. شد نشانه‌ی بی‌کلاسی و ندید بدیدی نسبت به دوربین. دیگر وی نشان نمی‌دادیم و توی عروسی‌ها مستقیم به دوربین فیلمبرداری نگاه نمی‌کردیم که ندیده به نظر نرسیم. معنی وی را بعدن فهمیدم؛ علامت مخصوص پیروزی. یکسال است که فکر می‌کنم چه عادت خوبی از انقلاب تا اواخر دهه‌ی شصت و احتمالا بعد ترش با مردم ماند. علامتی که هم کلی غم دارد و هم امید. الان یکسال است که دوباره وی نشان می‌دهم، توی عکس‌ها و توی خیابان،‌ آشکارا و یواشکی.

ولی نکته ی مهم از بازگو کردن این وی کاراکتر (۷) است که خوب می دانم هیچ کسی جز یک نفر معنایش را نمی داند.خوشحالم که می دانی و می دانستی که این کاراکتر برایم چه معنی دارد.

گربه شور:

+ می دانم که کاری که میکنم کاملا اشتباه است،ولی چاره ای ندارم.یکی از معدود دفعاتی در زندگی ام که احساسم بر منطقم حکم می کند.کمتر کسی مرا دیده است که احساسی فکر و عمل کنم ولی اینبار نمی توانم.ناتوانم.

+ نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد ؛ نمی دانم چون منطقم نمی تواند مهره های شطرنج را درست بچیند.نمی تواند صفحه ی شطرنج را طراحی و آنالیز کند.قدرتی فرای قدرت یک مدیر شطرنج باز بر این بازی حکمرانی می کند.در این بازی نه حریف دارم و نه رقیب.حریفم خودم هستم.نه می توانم پیروز شوم و نه می توانم مات شوم.

+ یکسره بیدارم و نمی دانم چه اتفاقی می افتد.خدایا،پروردگارا فقط تو هستی و فقط و فقط به تو ایمان دارم؛هر چه است خیر باشد.

Share

۵ کف کرده »

  يک کف کرده به نام yek nabeghe اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۹ در ۷:۳۷ ب.ظ

harkasi yekjai gir mioftad
che bahosh bashi che kheng
bega miravi
bega raftanat mobarak bad

  يک کف کرده به نام آیِ با کلاه اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱:۱۸ ق.ظ

:) منم خوشحالم. و خوشحالم که این اشتباه رو کردی:)

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ در ۴:۴۲ ق.ظ

خوب شد گفتم کسی فضولی نکنه … [حسش نی] [هی روزگار]
ملت سرم خراب شدن … [فک نزن] [وای خدای من]
ول کنید جان هر کی می پرستین … [دعا] [نکنش]
روزنوشتهای شخصی ام رو رمزدار می کنم ها … حالا ببینید کی گفتم ! (یکی از دور داد زد به … چپم که رمزدار میکنی …! [کر شدم] )

  يک کف کرده به نام unknown اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

man dad zadam [چسمک]

  يک کف کرده به نام sh اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۱ ق.ظ

[کلاه رو حال کن]

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>