سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

صابون و پوکر باز

داشتم فکر میکردم « من در غمار زندگی ، پوکر باز ، بزرگ شده ام ».

هیچ وقت یازده بازی نکردم که شرطی شوم.

هیچ وقت حکم را با شلم در نیامیختم !

در هفت کثیف ، کثیف بودم و به لجن افزودم و در بیست و یک طلب آس کردم… !

یکی از دور داد زد قمار خونه رو ببند ، گفتیم میریم سراغ همان منچ و مار پله امان !

اما پوکر را کنار نگذاشتم  و در اندیشه هایم پوکر باز ، بزرگ شدم.

Share

۹ کف کرده »

  يک کف کرده به نام سپیده فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۴۵ ب.ظ

هر خط از نوشته های بالا مثل دالان های هزار تو و تو در تو می مونه .
پر از نکته ، پر ازراز ، پر از رمز ، پر از ابهام ………. بزار اینجوری بگم که مثل این میمونه که با مداد یه طرح بزنی و بعد یه جاهایی شو محو کنی ، سایه و روشن ، واضح و مبهم ….. ولی شبیه رویا نیست .
مثل یه مجسمه آبستره …… که با چوب درست شده ….

  يک کف کرده به نام ehsan فروردین ۱۱, ۱۳۸۹ در ۸:۰۷ ب.ظ

manke a san kolan ba varagh hal nemikonam

  يک کف کرده به نام پاکزاد فروردین ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

پوکر یعنی ریسک – پوکر یعنی بلوف .
یک پوکر باز زندگیش همیشه ریسک کردن هست و گفته هاش بلوف زدن برای گمراه کردن حریف . در واقع نوعی زندگی خلاف حقیقت . یک پوکر باز هرگز آرامش را تجربه نمی کند زیرا استرس مواجه شدن با شکست او را رها نمی کند . استرس اینکه دستش رو شود و بلوف او افشا شود . عدم اعتماد از اینکه ممکن است رودست بخورد . استرس اینکه مبادا دیگران نیز در مقابل او بلوف بزنند .
این یعنی یک زندگی سگی به تمام معنا .

  يک کف کرده به نام پاکزاد فروردین ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

زندگی قمار نیست . حقیقت است . درک حقیقت . نه پذیرفتن واقعیت . زیستن نیازمند ریسک نیست .
انسان جزیی از زندگی است . زندگی تنها متعلق به آدم ها نیست . ما این را فراموش کرده ایم و تنها خویشتن را شایسته زیستن می دانیم . ما بخشی از این جهانیم اما اجازه یافته ایم از هرکجا که خواستیم سر بکشیم و به هر چیزی نزدیک شویم نه آینکه آن را تصاحب کنیم .
همه درد انسان بخاطر تلاش برای تصاحب دنیاست ، نه شناخت آن

  يک کف کرده به نام binam فروردین ۱۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

vaghean shoma ye poker baz bozorg hasti

  يک کف کرده به نام jojo فروردین ۲۰, ۱۳۸۹ در ۴:۵۹ ب.ظ

و همه‌ی وسوسه‌ی آن بود که شیرین طعمم را به کامت بنشانم. و کام تو از حلاوت طعم‌ها لبریز! و من خوب خوب می‌دانستم. و این دانستن و تن سپردن یعنی وسوسه‌ی قمار. و تن سپردم ،بردم یا باختم!!!تنها سوالیست که همگان می پرسند، کسی که قمار می‌کند باید خوب باختن را خوبتر بلد باشد.کاش می شد یکی می پرسید قمارت چه طعمی بود؟؟؟چه دیدی که تن سپردی؟
و من خسته‌ام ازقمار زندگی ، زندگی را بازندگی کردن و به زندگی باختن.

  يک کف کرده به نام jojo فروردین ۲۰, ۱۳۸۹ در ۵:۰۹ ب.ظ

و همه‌ی وسوسه‌ی آن بود که شیرینی ِ طعمم را به کامت بنشانم. و کام تو از حلاوت طعم‌ها لبریز! و من خوب خوب می‌دانستم. و این دانستن و تن سپردن یعنی وسوسه‌ی قمار. و تن سپردم ،بردم یا باختم!!!تنها سوالیست که همگان می پرسند، کسی که قمار می‌کند باید خوب باختن را خوبتر بلد باشد.کاش می شد یکی می پرسید قمارت چه طعمی بود؟؟؟چه دیدی که تن سپردی؟
و من خسته‌ام ازقمار زندگی ، زندگی را بازندگی کردن و به زندگی باختن.

  يک کف کرده به نام jojo فروردین ۲۰, ۱۳۸۹ در ۵:۱۶ ب.ظ

و همه ی وسوسه برایم ‌ آن بود که شیرینی ِطعمم را به کامت بنشانم. و کام تو از حلاوت طعم‌ها لبریز! و من خوب خوب می‌دانستم. و این دانستن و تن سپردن یعنی وسوسه‌ی قمار. و تن سپردم ،بردم یا باختم!!!تنها سوالیست که همگان می پرسند، کسی که قمار می‌کند باید خوب باختن را خوبتر بلد باشد.کاش می شد یکی می پرسید قمارت چه طعمی بود؟؟؟چه دیدی که تن سپردی؟
و من خسته‌ام ازقمار زندگی ، زندگی را بازندگی کردن و به زندگی باختن.

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ در ۲:۴۶ ق.ظ

jojo از کامنت شما به طرز معجزه آسایی لذت بردم … شدیدا لذت بردم … ممنونم.

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>