سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for فروردین, ۱۳۸۹

صابون و مدیریت شطرنجی خوشبینانه با تعداد شوم

۱ – هدفمند بودن حرکت: یک شطرنج باز، هدف از بازی خود را مات کردن حریف مقابل در کنار یک نرمش فکری می داند. برای هر حرکت خود نیز هدفی دارد. حرکاتی به منظور گستــرش بازی، تأمین امنیت شاه وآرایش مهره ها برای حمله یا دفاع از این قبیل حرکات است. در بازیهای حرفه ای به منظور شناخت هر چه بیشتر سبک بازی حریفان ، نیاز است که بازی حریفان، چند بار بررسی شده و مورد تجزیه تحلیل قرار گیرد. یک مدیر سازمان تولیدی ویا خدماتی نیز می بایست اهداف بلند و کوتاه مدت خود را با توجه به وضعیت پیرامونی(شرایط بازار، تهدیدها و فرصتها، نقاط ضعف و قــوت و …) ترسیم کرده و برنامه های عملیاتی برای دستیابی به آن را مشخص و به صورت مداوم آن را کنترل کند. نکته مهم در تعیین اهداف سازمانی، انتخاب صحیح اهداف با توجه به تحلیل بازار و رقبار، مشخص کردن زمان، مجری، منابع، هزینه انجام پروژه و همچنین تعیین شاخصی به منظور اندازه گیری میزان دستیابی به هدف است.

۲ – سازماندهی: بازیکن با توجه به قانون شطرنج می تواندشاه را محصور، تهدید و به هدف خود ( مات کردن شاه) برسد. مسلماً در این بازی برنده کسی خواهد بود که از حرکت مهره ها به نحوه مطلوبتری استفاده کند. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »

Share

صابون و گلهای یخ طاقچه فکرمان

فکرمان مگر طاقچه دارد؟اگر طاقچه دارد پس این همه لطافت از کجا آمده ؟ طاقچه که خود یک غناسی یا بهتر بگویم یک برآمدگی و شاید یک لبه باشد که ارتفاع یک دیوار بلند سنگی را سنگ صبوری میکند برای نهادن یک گلدان گل یخ ! گل چرا یخیست ؟ سردی دیوار یا سردی پشت پنجره ی این طاقچه ؟ مگر طاقچه امان پنجره دارد ؟ اگر دارد پشتش چه منظره ایست؟ ترافیک و بوق بوق یک خیابان بالای شهر یا یک پارک آرام و نیمکتی خالی؟

هر چه هست طاقچه ی فکرمان می تواند یک روزنه باشد ! بی شک طاقچه امان برای نهادن یک پنجره ی چوبی نیمه باز نهاده شده است تا دو آرنج را بر رویش به زیر چانه نهان کنی و با تفکر به آنسوی پنجره ی افکارت اندیشه کنی !

گربه شور:

- این صابون کاری با حضور یک وروجک که مداما روی مغزم راه می رود و در حال حاضر هم با گوشی موبایلش از تمرکز نگارش عکس برداری میکند ، نوشته شده است.

- خودش ، هدف دارد تمرکزم را بهم بزند و توجه ام را به خود معطوف کند که فکر نمیکنم بتواند به همین سادگی ها موفق شود.

- صابون کاری قبلی ام را خیلی دوست دارم. یکی از دلایلش این است که در کف ها جملات و تفاسیر زیبایی را خواندم.

- نزدیک است.آن روز نزدیک است تا دوباره ثانیه ها را شمارش کنم.

- از اسم آرش همیشه خوشم می آمد ؛ ولی از دیروز از این اسم متنفر شدم.(نپرسید چرا…)!

Share

صابون و پوکر باز

داشتم فکر میکردم « من در غمار زندگی ، پوکر باز ، بزرگ شده ام ».

هیچ وقت یازده بازی نکردم که شرطی شوم.

هیچ وقت حکم را با شلم در نیامیختم !

در هفت کثیف ، کثیف بودم و به لجن افزودم و در بیست و یک طلب آس کردم… !

یکی از دور داد زد قمار خونه رو ببند ، گفتیم میریم سراغ همان منچ و مار پله امان !

اما پوکر را کنار نگذاشتم  و در اندیشه هایم پوکر باز ، بزرگ شدم.

Share
برگی دیگر از صفحات سابوني »