سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

سابون و مازوخیسم

یکی از دوستان عزیزم سئوالی پیرامون رابطه جنسی خشن یا به اصطلاح عامیانه وحشی (Fetish) مطرح کردند که طی آن دلایل روانشناختی این موضوع را جویا شدند و خواستند این موضوع را به وادی تحلیل گزاریم؛از این رو سابون و مازوخیسم تقدیم حضور می گردد.

رابطه جنسی خشن که Sexual fetishism نام دارد (دیدید این ایسم ها همه جا هستند) بر گرفته از یک انحراف رفتاری است که تحت عنوان مازوخیسم جنسی از آن یاد می شود.انحراف خودآزاری یامازوخیسم (Sexual masochism) ارضای امیال جنسی و لذت بردن از تحمل درد و رنج یا فکر کردن درباره آن است . این انحراف عکس دگرآزاری یا سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت می‌کند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.

خودآزاری یا آزارخواهی جنسی ، نام خود را از فعالیتهای لئوپولد فون ساخر مازوخ رمان‌نویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیتهای داستان‌هایش از اینکه زنان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی می‌بردند. مبتلایان به آزارخواهی جنسی، اشتغال ذهنی تکراری با امیال جنسی و تخیلات مربوط به تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن، و هر نوع رنجی در این زمینه دارند.فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی می‌تواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد.افراد دچار آزارخواهی جنسی، ممکن است در دوران کودکی تجاربی داشته‌اند که آنها را متقاعد کرده که درد کشیدن، پیش‌شرط لذت جنسی است.حدود ۳۰٪ مبتلایان به آزارخواهی جنسی، تخیلات آزارگرایانه نیز دارند. آزارخواهی اخلاقی عبارتست از احساس نیاز به رنج کشیدن که همراه تخیلات جنسی نیست.باید خاطر نشان شد که فتیش جنسی یکی از زیر مجموعه های مازوخیسم جنسی به حساب می آید.فتیش جنسی ( Fetish ) نوعی اختلال روحی است که بصورت ابراز تمایل و جاذبه جنسی غیر طبیعی و غیر معمول نسبت به اشیا مادی (همچون لاستیک ،چرم ،پارچه و..) یا عوامل دیگر (همچون اندامی از بدن) بروز می‌کند و زندگی فرد را دچار اختلال می‌کند.

گونه های مازوخیسم:
مازوخیسم روانی: مبتلایان به این نوع مازوخیسم، بجز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا، آنها را به اوج لذت می‌رساند.
مازوخیسم احساساتی: مبتلایان به این نوع مازوخیسم می‌کوشند با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیستی بوسیله فکر و خیال، تمایلات غیر عادی خویش را ارضاء کنند.
مازوخیسم جسمی: حالتی است که انسان را وادار می‌کند از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خویش را با اشتیاق در معرض زجر، درد و عذاب قرار دهد.

مازوخیسم روانی:
مازوخیسم روانی حالتی است که در زندگی جنسی عادی مردم دیده می‌شود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار می‌دهند و هر نوع خفتی را که از طرف وی به آنها تحمیل شود، می‌پذیرند. چنین رابطه‌ی جنسی‌ای بین زن و مرد را می‌توان طبیعی و عادی دانست، اما اگر روابط از این مرز تجاوز کند و جنبه‌ی ارباب وغلامی پیدا کند و یکی از طرفین تا حدی که برده‌ای از اربابش اطاعت و فرمان‌برداری می‌کند، بنده‌وار خواست‌های طرف مقابلش را اجابت کند، می‌توان گفت که به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.
مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی می‌رساند. مازوخیست‌های روانی، تا زمانی که از کسی دشنام نشنیده‌اند یا شخصی آنها را تحقیر نکرده است، ناراحت و ناآرامند. البته باید توجه داشت که این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلکه از شنیدن کلمات رکیک و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیل‌کرده و برومندی که با مردانی به مراتب پست‌تر از خود ازدواج می‌کنند و یا به مردان درشت و قوی‌هیکل گرایش دارند، مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی‌هیکل بودن مرد که صفتی به اصطلاح بارز به شمار می‌رود، کلیه‌ی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده می‌گیرند.
به طورکلی می توان گفت که منحرف مازوخیست، یک انسان خفت‌طلب واهانت‌جو است و به هر ترتیبی که بتواند خود را به دیگری تسلیم می‌کند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار می‌گیرد تا تمایلات روانی و انحرافی‌ خود را اقناع کند.
هرشفلد مثال جالبی در این مورد دارد. او گزارش می‌دهد که زن جوانی در زمان جنگ، یک زندانی فرانسوی را برای مدت هشت ماه در اتاقش مخفی کرده و خود را بدون قید و شرط ، برای انجام هر نوع عمل جنسی دراختیار وی گذاشته بوده است. تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که این زن دارای ارضــای کامل بوده و تنها دلیل تسلیم بدون قید وشرط او به زندانی فرانسوی، انحراف مازوخیسم وی و شعف و نشأت جنسی‌‌ای بوده که از این راه به آن دست می‌یافته‌ است.
مازوخیسم احساساتی:
بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم که معمولأ کمرو، جاهل و بی‌سواد هم هستند، از آشکار شدن انحراف خویش خودداری می‌کنند و به درون خود پناه می‌برند. این افراد می کوشند با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیسم از راه فکر و خیال، تمایلات غیر‌عادی خود را ارضا کنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسم‌های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.
مازوخیسم فیزیولوژیکی(جسمی):

مازوخیسم فیزیولوژیکی که حادترین و واقعی‌ترین وجه مازوخیسم است حالتی است که انسان را وا‌می‌دارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی که به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیکی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده و حتی لذت و شعف می‌شود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم که تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزار‌های بدنی مانند شکنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن‌شان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاک خواهند ساخت.

  • ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه

شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیکی، ابتدا به وسیله‌ی حس بویایی و چشایی خود، لب‌های شریک جنسی‌اش را به طور عادی می‌بوید و با زبان آنها را لمس می‌کند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی می‌شود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه کردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریک جنسی خود می‌پردازد.

  • ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس ‌بینایی و شنوایی

شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهده‌ی اعضای لخت بدن شریک جنسی‌اش دارد و از شنیدن حرفهای اهانت‌آمیز و فحشهای رکیک در هنگام آمیزش جنسی لذت می‌برد. در واقع همانقدر که مبتلا به انحراف سادیسم از ادای کلمات توهین‌آمیز لذت می‌برد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این کلمات به شعف روانی می‌رسد.

هنگامی که تمایلات قهرآمیز غریزه‌ی مرگ در عوامل روانی انسان حادث شد، از دو حال خارج نیست، یا انسان به پیروی از این غریزه به تخریب و شکستن اشیا و آزار دیگران می پردازد و به این ترتیب غریزه‌ی خود را ارضا می‌کند یا اینکه محدودیتهای طبیعی و اجتماعی به او اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند؛ برای مثال طفل به دلخواه خود نمی‌تواند آنچه را که در دسترسش قرار می‌گیرد بشکند و یا مثلاً سر گربه را از تنش جدا سازد. در این صورت غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه متوجه دنیای بیرون انسان شود، به درونش راه می‌یابد و خود انسان را هدف قرار می‌دهد و به این ترتیب، تمایلات قهرآمیزانسان به جای دیگران روی خود او پیاده می‌شود. به بیان دیگر انحراف مازوخیسم و سادیسم هر دو از یک منبع سرچشمه می‌گیرند ولی در مازوخیسم غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه روی دیگران عمل کند، بر خود بیمار مبتلا اثر می‌گذارد.
گروه‌های زیادی از مردم مبتلا به مازوخیسم هستند؛ مثلاً مرتاضان و یا افرادی که در پاره‌‌أی موارد به استقبال مرگ می‌روند و یا اشخاصی که در مواقع خطر و پیش‌آمدهای ناگوار و مصیبت‌بار، به جای اینکه برای رفع مشکلات خود تدابیر منطقی‌‌ای بیندیشند، خود را هلاک می کنند. بعضی از مبتلایان به مازوخیسم نیز، دراین موارد، در واقع قصد انتقامجویی و یا کشتن دیگران را دارند. این نوع سادیسمی ارضای غریزه  اما به جای این کار، خود را از بین می‌برند.کانون اصلی این نابهنجاری جنسی ، عمل تحقیر شدن ، کتک خوردن ، به بند کشیده شدن یا رنج بردن به گونه ای دیگر است . برخی افراد از خیال پردازی های آزارخواهانه ی خود که ممکن است فقط در جریان آمیزش جنسی یا استمناء و نه در سایر زمینه ها به آن ها متوسل شوند ، در رنج هستند.در این قبیل موارد ، خیال پردازی های آزار خواهانه معمولا شامل مورد تجاوز قرار گرفتن در حالتی است که فرد به وسیله دیگران طوری بسته یا به بند کشیده می شود که فرار ممکن نیست !سایر افراد امیال جنسی آزارخواهانه را توسط خودشان یا به وسیله ی شریک جنسی به اجرا در می آورند.

توصیه ها و راه های درمان:

- مراقب مراجعه به پزشکان باشید.اصولا در هر برخورد پزشک و مراجع بخصوص در زمینه های روان پزشکی دو جریان حسی عاطفی میتواند از سوی مراجع نسبت به پزشک و یا برعکس از سوی پزشک به مراجع شکل بگیرد. در ادبیات پزشکی به اولی  Transference و به دومی  Counter-Transference گفته میشود. درصورت مراجعه به یک پزشک شاید بارها متوجه شده باشید که نسبت به او احساس عشق، محبت، خشم،نفرت و مانند آن داشته اید. همچنین پزشک نیز میتواند از مراجع خوشش بیاید یا از او بدش بیاید و یا دلش بحال او بسوزد و یا حتی دچار تحریک جنسی شود. آنچه که یک پزشک بعنوان یک فرد حرفه ای آموخته است این است که باید مانع از ادامه و توسعه اینگونه احساسات عاطفی نسبت به بیمارش شود چرا که اینکار میتواند بشدت در فرآیند درمان و کمک رسانی به بیمار مداخله کرده و منجر به عوارض روحی و جسمی غیرقابل جبرانی در وی شود. این موضوع در مورد حرفه های دیگر هم تقریبا به همین شکل صدق میکند. مثلا از یک معلم انتظار میرود که مانع از شکل گیری یک رابطه عاطفی شدید نزدیک و غیرحرفه ای با شاگرد خود (بخصوص از جنس مخالف) شود.

- پذیرفته شدن یک امر ناپذیرفته.سالها پیش در یکی از شهرهای آمریکا خانواده اشرافی و سنتی زندگی میکرد که از هر لحاظ خوشبخت بودند. بخصوص با دختر ۷ ساله شان که نقل محفل و مجلس بود و بقول ما گل می گفتند و گل می شنفتند. اما به ناگاه اتفاق مهیبی به سان زمین لرزه ای در زندگی آنان اتفاق افتاد. این دختربچه محبوب به ناگاه شروع به کار خاصی کرد. او به هرجا که میرسید بی اعتنا به حضور افراد، آلت تناسلی اش را به روی نرده های کنار پله ها یا دسته های میز و اشیائی مثل این میکشید. آنها درها را به روی خود بستند. خدمتکاران خود را مرخص کردند و خانه به چشم برهم زدنی به زندانی خودخواسته تبدیل شد. بعد به فکر این افتادند از گروهی از روانشناسان و روانپزشکان برای درمان این دختربچه غیرقابل تحمل کمک بخواهند. آنها مدتی در این باره فکر کردند تا بالاخره درمان مناسب را پیدا کردند. پیشنهاد آنها خرید یک اسب چوبی بود. از این به بعد دختربچه دوباره محبوب داستان ما، هر زمان که مایل بود میتوانست روی اسب چوبی بنشیند و مانند همه دختربچه های دنیا هرچقدر دوست دارد روی آن تاب بخورد و البته آلت اش را هرچه میخواهد به یال اسب بمالد!و نتیجه اینکه در این داستان ما، درمان عبارت بود از: پذیرفته شدن یک امر ناپذیرفته! همین!

- به شدت مراقب تجویز های دارویی باشید.تمایلات و تصورات مازوخیستی در اغلب افراد مبتلا، بسیار دیرپا و مربوط به دوران کودکی (حتی سنین ۵-۴ سالگی) آنهاست و بنظر می رسد مشابه تمام این تمایلات دیرپا رفتار درمانی امروزی بندرت در تخفیف یا از بین رفتن آنها موفق بوده است.از نظر دارویی از آنجا که اغلب این افراد تمایل چندانی برای پیگیری «درمان» خود ندارند، بررسی گسترده و مهم چندانی در این زمینه وجود ندارد هرچند به صورت محدود گزارش کرده اند که ممکن است داروهای افزاینده سطح سروتونین مغزی SSRI  مانند پاروکسیتین و یا فلوکسیتین، در کاهش این تصورات دخالت داشته باشند. حتی اگر نظر برخی از محققین در شباهت این تصورات مازوخیستی با افکار وسواسی Obsession  را بپذیریم، به لحاظ نظری ممکن است از داروهای مرحله دوم وسواس ذهنی چون Clozapine  وRisperidone هم بتوان در درمان پاره ای از این موارد استفاده کرد که خوب برای تأیید این فرضیات به بررسی های مناسب بعدی نیاز است.

در نهایت متاسفانه یا خوشبختانه عنوان کنم که مازوخیسم دارای درمان نیست و باید با یک فرد مازوخیست مدارا کرد و با عشق او را درک کرد.عناوینی تحت عنوان درمان مازوخیسم بوسیله هیپنوتیزم،درمان دارویی گیاهی یا شیمیایی جز داشتن عوارش بیشتر در بلند مدت موضوعی را همراه ندارد.به دشت عنوان میکنم مراقب پزشکان معالج در این زمینه باشید؛متاسفانه با مراجعه به پرونده های قضایی نظام پزشکی کشور ایران به وضوح می توان مشاهده کرد که حرمت شکنی،اخاذی و تجاوز به زنانی که دارای مازوخیسم هستند به وفور یافت می شود و آمار شایان توجهی دارد.

از نمونه های دیگر اختلالات و انحرافات جنسی:

عورت‌نمائی ، یادگارخواهی ، مالش ، بچه ‌بازی ، آزارخواهی ( مازوخیسم ) جنسی ، آزارگری ( سادیسم ) جنسی ، یادگارخواهی همراه مبدل‌پوشی ، چشم‌چرانی ، پارافیلیاهای دفعی ، حیوان‌خواهی ، فتیشیسم ، اکزهیبیسیونیسم ، پدوفیلی ، فروتویریسم ، ترانسکسوال ،هوموسکشوال و…

مصادیق مازوخیسم های نوین ایرانی:

با ورود موبایل به عرصه زندگی مردم  که دیگه تقریبا و نه کاملا از دید مردم از حالت یه کالای لوکس و برای پز دادن خارج شده چرا که در دست مردم به وفور یافت میشه، طبیعتا ارتباط دخترها و پسرها و نحوه پیدا کردن همدیگه هم در اوقات روز بیشتر شده. خب تا اینجاش مشکلی نیست اما یه مساله ای که ذهن رو مشغول کرده اینه که در روابط امروزی دخترها و پسرها از موبایل برای پیگیری کردن و یا جاسوسی کردن و بهتر بگوییم به عنوان وسیله ای که با آن بتوانند هر لحظه متوجه بشوند که دوست دخترشان یا پسرشان آیا با کس دیگری رابطه داره یا خیر استفاده میشه!!!
جو کامل بی اعتمادی بین پسرها و دخترهای ایرانی وجود داره و هیچ کسی هم نمی تونه منکرش بشه. اینان دائما در حال چک کردن همدیگه هستند تا جاییکه حتی به یه مازوخیسم و سادیسم تبدیل می شه. مثلا وقتی پسره در ابتدا به دختره میگه کجا بودی کلی جنگ و دعوا میشه و بعد کلی کشمکش که ممکنه گاهی تا چند ماه طول بکشه و به شرط اینکه دوستی ادامه پیدا کنه، دختره به یه مازوخیستی می رسه که آره باید هرجا میره تحت نظارت کامل پسره باشه و دقیقا باید مطابق یه برده باهاش برخورد بشه. به واقع به این طریق می خوان اون خلا احساسی و کمبود محبت از جانب پسر رو این طوری حل کنن و یا بهتره بگیم توجه اش کنن. توی این گیر و دار پسرها هم از فرصت استفاده کرده و به کشمکش های سادیسمی خودشون با غرور ادامه می دن.
حالا بیایید از طرف دیگه بررسی کنیم وقتی دختر به پسر زنگ می زنه و میگه کجایی و شروع می کنه به داد و هوار که آره تو یه دوست دختر دیگه ای هم داری( به واقع یک هووی خیالی همیشه در ذهن دخترای ایرانی هست!) اینجاست که سادیسم دخترها گل می کنه و چون می دونن این کارها باعث تحریک جنس مخالف خودشون میشه، دقیقا اقدام به این عمل می کنن. تا پسره گوشی رو بر می داره با لحنی سرد مواجه میشه که ازش پرسیده میشه کجاست و چرا بهش زنگ نمی زنه و فراموشش کرده و از این قبیل حرفها…
بارها و بارها وقتی در خیابان بوده ام صدای بلند جوانها رو شنیده ام که این بگو مگو و کشمکش رو با همدیگه تا سرحد مرگ ادامه دادن و حتی انگار این اپیدمی در بعضی از نزدیکان و دوستان هم دیده میشه. از نشونه های این بیماری، عدم اطمینان طرفین به همدیگه، سریع خیانت کردن، همخوابگی و ارتباط با چندین نفر، ارضا نشدن حسی و روانی و اخطالات رفتاری مثل پرخاشجویی و دعواست.
به نظر من دختران ما دارن به سمت خروس جنگی پیش می رن و در طرز حرف زدنشون نوعی لمپنی و بی فرهنگی موج می زنه. حتی اونهایی که ادعاشون میشه. شما اگه با یه فمینیست و یا هر دختری که داعیه احقاق حقوق دو پهلو حرف بزنی سریعا با الفاظ لمپنی جوابت رو می دن و اگر زمانی که از حالت خروس جنگی یا بهتره بگیم مرغ قد قدو در اومدن دلیلش رو بپرسی میگن که همیشه شمشیر رو از رو بستن که بزنن چون جامعه این طوریه!!! از دیدگاه من در یک سطح فرهنگی، پسرها بهتر و مودب تر هستند تا دختران مشابهشان.دختران امروز در مرزی به سر می برند که می خوان احقاق حقوق کنن و فکر می کنن با پرخاش و سر و صدا به این کار دست پیدا می کنن. حرفهایی مثل به من دستور نده، من هم برای خودم عقیده دارم، تو حق نداری به من بگی چی درسته یا غلط، همه  و همه نشون دهنده این هست که دختران ما به دنبال تثبیت خود هستند اما هیچگاه یاد نگرفته اند که چگونه خودشون رو ابراز کنند و اینگونه کمبودها و مشکلات رو برطرف سازند.
ناگفته نماند که طبیعتا مردان و پسران این جامعه نقش به سزایی در ابراز این گنونه پرخاش ها و رکیک حرف زدن ها از سوی دختران دارند؛اما آیا این راه انتخاب شده درست است؟ روابط دختر و پسر در ایران به یک ماراتن خود آزاری یا دگر آزاری تبدیل شده و قسمت خطرناکش اینجاست که از این حرکات خوششون میاد. از آزار همیدگه و اینکه دست روی نقاط حساس هم بگذارن  و در طول روز بارها و بارها زنگ موبایل و تلفن خونشون به صدا در میاد تا اینکه باز به دعواها و حرفهای مازو و ساد از نوع ایسم (یک جورایی من ول کن این ایسم ها نیستم،مثل اینکه سادیسم ایسم دارم) ادامه بدن و مثلا به ازای هر ۳ روز دعوا، ۲ ساعت با هم توی کافی شاپ بمونن.در آخر اینکه من فکر نمی کنم در فضای جامعه امروزی زیاد به این مسائل فکر کنن و دیری نخواهد پایید که با پسرهایی رو به رو می شویم که نحوه برخورد با یک زن را نمی دانند و دخترانی که به پسران به مانند مدخلی برای خالی کردن عقده ها و کمبوهای تمام دوران زندگیشان فکر می کنند.

تلنگر:
بین ۵٠ تا۶٠ درصد طلاق خانواده ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی است که در بیش از ٣٠ درصد از هر دو جنس شایع است؛ در حالی که برای حل این مشکل بزرگ اجتماعی هیچ برنامه و دستگاه مسئولی در کشور نداریم.متاسفانه بی توجهی به این مسائل موجب افزایش سالانه ١٧ درصد طلاق در جامعه شده است و آمار های مختلفی که در مورد نسبت ازدواج به طلاق بیان می شود٬ نشان دهنده این است که بین ١٠ تا ٢٠ درصد ازدواج ها در کشور به طلاق می انجامد.

Share

۷۱ کف کرده »

  يک کف کرده به نام پاكزاد دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱:۲۵ ٫ب٫ظ

ضمن اینکه برای شروع این بحث و کلاس تئوریک باید به شما تبریک بگم .
این را هم اضافه می کنم که متاسفانه خیلی از بیماران مازوخیست ، از نوع بیماری خود خبر ندارند و فکر می کنند زندگی دیگران نیز به همین گونه است . برای مثال اگر از یک بیمار مازوخیست دلیل واکنش و کنش هایش را سئوال کنید ، خواهد گفت مگر شما جور دیگری زندگی می کنید ؟ این موضوع که یک مازوخیست خود را یک انسان عادی و سالم تصور کند ، به توسعه و گسترش بیماری او کمک کرده است .

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 3

  يک کف کرده به نام ehsanاحسان دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۶:۱۸ ٫ب٫ظ

سلام..از اونجا که این مبحث جدی هست ترجیح میدم از فونت فارسی استفاده کنم..محمد جان من تو دوست خوب رو همیشه ستایش میکنم به خاطر اینکه در هر زمینه ای ولو یک خط معلومات داری و همیشه علاقه داری به یاد دادن و یاد گرفتن..تو همیشه مورد تحسین من بودی و هستی و انشالله خواهی بود..اما متاسفانه این متنت پر از غلط و اشتباهات فاحش و متن های کهنه و قدیمی و به روز نشده هست..اولین اشتباه در ابتدای مطلب هست که سکس خشن رو Sexual fetishism نامیدی! Sexual fetishism زیر گروه سکس قرار میگیره اما لزوما سکس خشن نیست برادر خوبم..توصیه میکنم ادیشن های ۲۰۰۵/۶ به این طرف برخی کتب روانشناسی که به زبان های انگلیسی و فرانسوی موجوده رو مطالعه کنی تا متوجه بشی سادیسم مازوخیسم و فتیشیسم(که گرایشی جدا از این گرایش ها هست) دیگه بیماری محسوب نمیشه و برای تمایلات جنسی و اختلالات روانی مرز قائل شدند(مثل قضیه همجنس باز و همجنس گرا).
به امید اینکه شناخت از این حس پنهان در جامعه امروزی ما بیشتر و دقیق تر بشه.
هر کسی اطلاعات از این مسائل میخواد یا علاقه به مباحثه در این رابطه داره میتونه با آیدی من تماس بگیره:
_________________
ID شما را پاک کردم(محمد میرزایی)______________

Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۶:۳۸ ٫ب٫ظ

احسان جان ID شما را از کامنتت ویرایش کردم که خدای نکرده اصول و روش فکری شما در مورد این مباحث روزی،روزگاری کسی را دچار انحرافات بیشتر نکند.
من از سالیان قبل خبر دارم که شما در مباحث فتیش تحقیقات کرده ای و از منابع بسیار زیادی جهت کسب اطلاعات در این زمینه بهره گرفته ای ولی قطعا می توانم عنوان کنم که فتیش و مازوخیسم و سادیسم جنسی یک اختلال و انحراف جنسی است.همجنس گرایان در زمره منحرفان جنسی هستند.این موضوع هیچ ارتباطی به دین و مذهب و سیاست ندارد و موضوع من به لحاظ علمی است که صد البته حاصل تجربه ی چندین ساله ی من در یکی از مراکز مشاوره روانشناسی در کنار بزرگترین اساتید است.
من به هیچ عنوان بیان نکرده ام که این اسامی بیماری است،بلکه عرض کرده ام این اسامی انحراف جنسی است که باید درمان شود و یا روشی برای التیام و جلوگیری از ضرر های شخصی و اجتماعی عمومی گردد.یک انحراف لزوما بیماری نامگذاری نمی شود. [اُ اُ]

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 4

  يک کف کرده به نام ehsan دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۰۳ ٫ب٫ظ

من هم از نظر علمی و هم از نظر مذهبی میتوانم ثابت کنم که این یک گرایش جنسیست تا یک مرز مشخص و پس از آن مبدل به بیماری یا انحراف را هر چیز دیگری میشود..زمانی اورال سکس هم همین راه را طی کرد و الان به یک مسئله مرسوم و معمولی تبدیل شده است..در مورد پاک کردن آیدی هم صدالبته چهار دیواری اختیاری! اما کارت با کار کسانی که با نشستن در اتاق های سانسور برای ملت تعیین تکلیف میکنند که چی ببینند یا نبینند فرقی ندارد!
اگر کسی با صحبت کردن و کسب اطلاع بخواهد منحرف بشود میشود پس درک و شعور که وجه ممیز انسان و حیوان هست در کجا به کار می آید؟ بهرحال زیبنده این بود که این کار انجام نمیشد!

صد البته این مسائل ذره ای از علاقه من به تو کم نخواهد کرد بلکه …………………….. (خصوصی خدمتت عرض میکنم)

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۱۲ ٫ب٫ظ

احسان عزیزم Oral یک طبیعت هست و نمی شود از آن به عنوان یک انحراف جنسی نام برد.شما بهتر از کتاب کوماسوترا را مطالعه بفرمائید تا کمی با آداب سکسوالیته آشنا شوید.شرمنده کلاس خصوصی ندارم در خدمتتون باشم.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 2

  يک کف کرده به نام ehsan دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۱ ٫ب٫ظ

محمد مهربان پاسخت رو خصوصی در اینباره دادم..شما دوباره محض خالی نبودن عریضه این کامنت رو اینجا گذاشتی؟ اورال سکس در طول تاریخ مخالفان فراوانی داشته و حتی تعدادی از دانشمندان و فلاسفه این حرکت به قول شما طبیعی رو محکوم کردند! من اورال رو به عنوان انحراف نام نبردم مقایسم بیشتر از این منظر بود که سرنوشت مقبولیت این مسائل در میان مردم همانند اورال سکس خواهد بود!

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۳۱ ٫ب٫ظ

تفاوت در موضع گیری ما در این است که من صرف تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی این موضوع صحبت میکنم و شما صرفا در مورد فلسفه ی اعمال و روشهای سکسوالیته به مباحث می پردازید.اگر من نیز مثل شما وارد فلسفه ی سکسوالیته در این وادی شوم حتی میگویم milf،solo،gonzo و حتی orgy هم یک رفتار نرمال و خارج از انحرافات جنسی است.ولی وقتی از دیدگاه تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی این موضوع به مسائل می نگرم نمی توانم قبول کنم که orgy یا solo یک رفتار نرمال است و شدیدا بر این اعتقادم که جز انحراف جنسی مسئله ی دیگری نمی تواند باشد.انحراف جنسی اصلا مشکل حادی نیست!ولی باید دید آیا شریک جنسی یا اطرافیان این انحراف را می توانند هضم کنند؟احسان عزیزم شما به مباحث سکسوالیته و فلسفه سکسوالیته و تمایلات سکسوالیته می پردازید؛ولی من در حال تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی رفتارهای سکسوالیته و تاثیر آن در خانواده،جوامع و فرد هستم.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام mehrnazi دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۴۹ ٫ب٫ظ

نوشته های بالا رو داشتین ؟ بین علما اختلاف افتاده فقط جای پاکزاد خالیه .
حالا باید ببینیم تا آخرش این علما با هم به یه اجماع میرسن یا نه .
که البته در ایران ۲ چیز جواب نمیده یعنی ایرانیها ۲ تا کارو تو زندگیشون هرگز یاد نگرفتن
۱- کار گروهی
۲- report دادن درست
ببینیم این آقایانمحترم آخرش به کجا میرسن ؟

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مهسا دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۹:۳۷ ٫ب٫ظ

محمد عزیزم واقعا آدم هایی مثل شما شخصیت ستودنی دارند .وقتی میبینم در هر زمینه ایی انقدر قشنگ صحبت میکنی لذت میبرم و از اینکه دوستی مثل شما دارم افتخار میکنم .
تو جز اون دسته از آدم هایی هستی که واقعا واسه من قابل احترامند.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 2

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۹:۴۰ ٫ب٫ظ

بحث اختلاف نیست مهرناز،بحث این هست که من و احسان در مورد دو مقوله کاملا جدا بحث میکنیم.
احسان در مورد Module صحبت میکنه و در مورد تاثیرات Module در Kernal و یا انتظارت از یک یا چند Kernal صحبت میکنم.
طبیعتا اجماعی وجود ندارد.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ٫ب٫ظ

چوب کاری می فرمایید مهسا جان.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام keivan دی ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۱۵ ٫ق٫ظ

باید اولش بگم که من در مورد بحث شما هیچ اطلاعات قبلی ندارم ,ولی می خوام از دید یک فرد عادی در این مورد نظر بدم.
اعمال و رفتارها ی سکسی وقتی می تونه جنبه انحراف به خودش بگیره که باعث آزار روحی و جسمی طرفین بشه وگرنه تا وقتی رضایت و لذت در کار باشه ,مطمئنا انحراف تعبیر خوبی نیست و نخواهد بود در ضمن اینکه من معتقدم روانشناسی می تونه مثل علم الکترونیک با گذشتن زمان به روز بشه و حتی در مواردی تغییرات اساسی هم داشته باشه با توجه به اینکه جامعه و نیازهاش هرروز در حال تغییر هست.
آقای میرزایی یه جورایی بین قدیم و جدید در حرکت هستند , حد اقل از بند آخر این سابون کاریشون پیداست(س , ص , ث )

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام پاكزاد دی ۱۸, ۱۳۸۸ در ۳:۱۱ ٫ق٫ظ

البته این فرض که هرگاه رضایت وجود داشته باشد انراف بحساب نمی آید .نظریه مقبولی نیست ، زیرا راه را برای ارتکاب اعمال دیگر هموار می کند . یک نفر از مواد مخدر لذت می برد . یک نفر از دزدی . و یکی از قتل ، می شود این فرضیه را در این زمینه هم تعمیم داد ؟
پذیرش یا پذیرش یک کنش در جوامع با معیار های حداکثری و معیارهای اخلاقی سنجیده می شود و علاوه براین پایداری و استقبال عامه . گرایش های مختلفی که اقلیت های خاص در یک مقطع زمانی تبلیغ می کنند و بعد به فراموشی سپرده می شود ، بدلیل منافات داشتن با عقلانیت نیز نوعی انحراف بحساب می آید . صد البته مرام های فکری و فرهنگی و عقیدتی نقش تعیین کننده ای در دسته بندی این نوع اعمال دارند . انسان چیزی را قبول دارد که درعمل به آن ابا نداشته باشد . اگر شما سکس گروهی را مرسوم و عادی تلقی می کنید ؟ آیا اگر معرض آن قرار بگیرید به آن تن می دهید ؟ یا سکس ضربدری را انحراف می دانید یا گرایش مرسوم عامه یا بیماری ؟

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام پاكزاد دی ۱۸, ۱۳۸۸ در ۳:۱۴ ٫ق٫ظ

این به اجماع رسیدن علمای ذکور هم نوعی انحراف است . سعی کنید به اجماع نرسید .

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۸, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ٫ق٫ظ

احسنت بر شما جناب آقای پاکزاد.لذت بردم.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام كيان دی ۲۲, ۱۳۸۸ در ۴:۱۱ ٫ب٫ظ

سلام …خالی از لطف نیست حقیر هم بنویسم که جناب میرزایی همجنسگرایی اعم از + یا – ان اصلا انحراف نیست ……اگر من دوست دارم شما و پاکزاد رو ببرم حموم و خدمتی بکنم که باعث رشد سلولی شما ها در همه قسمت های بدنتون بشه و رگهای قلبتون باز بشه و نور چشمتون بیشتر بشه و مشکلات گوارشی تا آخر عمر نداشته باشید و بعد از یک بله گفتن تمام مشکلات روحی تون حل بشه تازه با گارانتی معتبر kian system tabriz آیا این انحراف هست یا دوست داشتن و عشق به دوستان…..
برای اطلاعات بیشتر به آقای پاکزاد مراجعه فرمایید….هر چند محمد میرزایی عزیز خودشان از اوان نوجوانی خودشان عالم بر قضیه هستند [عشقمی]

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام keivan دی ۲۴, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ٫ق٫ظ

jenab pakzad ,commente man fagaht darbareye oral sex va sex khashen bood …

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سپیده اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ در ۳:۵۰ ٫ب٫ظ

سلام . اول از همه سپاس گزارم بخاطر بحث خوبی که بهش پرداختی .
دوم اینکه در حین خواندن مطالبت چند مورد ذهنمو به خودش مشغول کرد . بهتر این دیدم که این مسئله رو با تو و همه در میون بزارم ….
در مورد مازوخیسم نوین ایرانی ، میخواستم بگم که بهتر نیست اول ما به تقسیم بندی جامعه ی ایرانی بپردازیم و بعد تمام دختران رو مورد اتهام قرار بدیم ؟؟؟متهمی که در جایگاه حضور نداره و غایبه ، و ما این همه اتهام رو به کل جامعه تعمیم میدیم … این قسمت به نظرم درست نیست ….. البته با این نظر که تعدادی از دختران ایرانی دچار این معضل هستند موافقم . اساسا آنچه که در مازوخیسم نوین ایرانی ذکر کردی همه اش در کل جامعه هست و کسی منکر این مطالب نیست اما نمیشه به این راحتی همه دختران و پسران رو در این چاچوب قرار داد .
بعد اینکه مثالی در بالا ذکر شد ( دخترانی تحصیل کرده با مردانی پست تر از خود و یا قوی هیکل تر از خود رابطه دارند و یا ازدواج می کنند : پس دچار مازوخیسم روانی اند ….. ) به نظرم این مثال جای تامل داره …. آیا می شه گفت که مردان که از گذشته زنی بالا تر از خود را به عنوان شریک زندگی قبول نمی کردند ، دارای سادیسم روانی اند ؟ ( قرینه ی مثال بالا ) . ……..
به نظرم تو در این مطالب زن را جنس دوم دیدی . این طور نیست ؟ فکر کنم به این راحتی قضاوت کردن ، نتیجه ی درستی رو به همراه نداشته باشه . اگر چه شنونده باید خود عاقل باشد …….. [چسمک] [بای بای]

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سپیده اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ٫ق٫ظ

سلام . میخواستم اول سپاس گزاری کنم بخاطره بحث خوبی که بهش پرداختی.
درحین خوندن مطالب بالا چند مسئله ذهنمو به خودش مشغول کرد . خوستم که اینها رو با تو و همه در میون بزارم .
درمورد مازوخیسم نوین ایرانی . تو همه رو (بیشتر دختران) متهم می کنی ، در صورتی که بهتر نبود امل جامعه ایرانی رو به چند طبقه تقسیم می کردی و بعد از اون شروع به پیدا کردن نوع و انواع مازوخیسم در جامعه ایرانی می کردی ؟؟؟توی خود تهران ، فرهنگ آدمهایی که در میدون انقلاب رفت و آمد می کنند با آدمهایی که توی میدان فردوسی هستند با آدمهایی که توی جمهوری هستند ، زمین تا آسمون فرق میکنه ! چه برسه به کل تهران از جنوب تا شمالش ، و در سطح بزرگتر ، توی کل ایران !!! من منکر تحلیل هات نیستم ، همه حقیقت های جامعه هست ، اما متهم کردن همه در یک چارچوب ( بیشتر دختران ایرانی ) ناعادلانه و غیر قابل قبوله …… . ساختار فیزیکی و روحی انسان چنان پیچیده است که نمی شه به همین راحتی قضاوت کرد .

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام maryam اردیبهشت ۹, ۱۳۸۹ در ۱:۳۸ ٫ب٫ظ

متن جالبی بود وبه خصوص نظرات دوستان. [لبخند]
من بیشتر با نظر آقا احسان موافقم و خوشحال میشم از اطلاعاتشون استفاده کنم
ممنون میشم اگه میل یا ایدیشونو بهم بدین.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 1

  يک کف کرده به نام كورش اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۵ ٫ب٫ظ

مطمئنا احسان به نوعی مازوخیسم مبتلا است و خودش نمیدونه!
[نکنش]

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مهسا تیر ۶, ۱۳۸۹ در ۳:۰۴ ٫ب٫ظ

سلام من فکر میکنم همسر من همین مشکل رو داره در واقع از شنیدن حرفهای بد و تحقیر امیز خوردن پای من(صرفا با پا تحریک میشه نه چیز دیگه ) یا اینکه ازش بخوام مثل یه سگ لیس بزنه یا پارس کنه لذت میبره در واقع اگه این نوع سکس نداشته باشم اصلا تحریک نمیشه و اصلا سرد میشه من نمیدونم باید چطور کمکش کنم ایاباید وانمود کنم از اینکار لذت میبرم و به شدت همون طور که میخواد باش رفتار کنم ؟ یا نه اصلا همکاری نکنم میشه لطفا منو راهنمایی کنید در ضمن من ادرس میلم هم گذاشتم خیلی لطف میکنید اگه کمکم کنید.

Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مصطفی تیر ۹, ۱۳۸۹ در ۳:۳۳ ٫ق٫ظ

سلام.
جالبه اینجا با این مدل بحث کردن که طرف اول میاد تعریف میکنه بعد میاد طرف مقابل رو خرد میکنه خودش نشون از سواد ناقص این آقا داره منظورم آقای کورش هست.

اما یه جا گفتی که کسی با چت با شما منحرف نمیشه و هر کسی شعور داره. بله هر کسی شعور داره اما در این دسته مسائل که مخاطب سواد کافی نداره و موضوع به نوعی خاص هست و مخاطب اطلاع و علم قبلی نسبت به این موضوع نداره یا خیلی کم. بله باعث انحراف میشه.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مصطفی تیر ۹, ۱۳۸۹ در ۳:۳۴ ٫ق٫ظ

اسم کورش اشتباه شده. منظورم احسان بوده.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مصطفی تیر ۹, ۱۳۸۹ در ۳:۴۰ ٫ق٫ظ

عذر میخوام که چند بار نظر دادم اما
طبیعی یا غیرطبیعی تشخیص دادن یک فعل به فرهنگ وابسته هست این خیلی واضحه.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام nlf تیر ۲۴, ۱۳۸۹ در ۲:۳۷ ٫ب٫ظ

می خواستم ببینم علاقه به پا یا جوراب نازک زنان و بوسیدن آنها که یک انحراف جنسی است آیا فتیش است یا مازوخیسم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام آنا آذر ۷, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۱ ٫ق٫ظ

فتیش

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سعید بهمن ۱۸, ۱۳۸۹ در ۸:۰۰ ٫ب٫ظ

man yek bimare sadismi hastam…lotfan dar morede inke ma chetor mitonim ezdevaj konim va sharike jensi peyda konim tozih bedid

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام فهیمه اسفند ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۷ ٫ب٫ظ

سلام من هم مشکلی مثل مهسا جون دارم با این تفاوت که یکم پیشرفته تره!یعنی باید همسرمو ببندم و مانند برده ها باهاش رفتار کنم , اون خیلی دوست داره که همیشه یه قلاده به گردنش ببندم و مجبورش کنم یه کارایی برام بکنه ! لطفا منو راهنمایی کنین

Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 2

  يک کف کرده به نام کورش شهریور ۲, ۱۳۹۰ در ۶:۱۱ ٫ب٫ظ

سلام به همه دوستان و عزیزان

من کورشم ۲۱ ساله ساکن مشهد

همون طور که از اسمش معلومه این وبلاگو (اگه خدا بخواد) درست کردم تا به همه اونایی که مبتلا به خودآزاری(مازوخیسم) هستن و از این مشکل خسته شدن کمک کنم بالاخص مشهدیا که هم شهرییم یه جورایی

قصدم اینه که یه محیط دوستانه درست کنیم و همه دور هم واسه رفع این بیماری تلاش کنیم،راستش انگیزه من واسه این کار مشکل یکی از عزیزامه که اونم این بیماری رو داره و منم میخوام بهش کمک کنم(چون به هیچ وجه راضی نمیشه بره دکتر) منم که هرچی تو نت گشتم چیز به درد بخوری پیدا نکردم واسه همین خودم کمر همتو بستم که خودم یه وبلاگ درست کنم و راههای حلشو این جا با هم بررسی کنیم و تو جلسات گروهی که با هم میزاریم تلاش کنیم واسه درمانش،قصدم اینه که با چندتا از استادای دانشگاهم صحبت کنم تا باهامون همکاری کنن تور بزاریم وکلی کار دیگه که نقشش تو سرمه

به هر حال از همتون استدعا دارم که اگه خودتون یا یکی از آشناهاتون این مشکلو داره و از این مشکل خسته شده(خصوصا مشهدیای عزیز) تو نظرات اعلام کنه تا به امید خدا همه با هم این مشکلو حل کنیم

به امید روزی که همه ما انسان ها به ارزش والای انسانی خودمون پی ببریم

کورش بهشتی

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سهیلا مهر ۱, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۴ ٫ق٫ظ

خب راه حلش چیه چون من شدیدا بد بینم خیلی سعی میکنم تغییر کنم اما نتونستم. اصلا هم پیشه روانپزشک نمیخوام برم.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام امیرحسین رحمتی آذر ۲۶, ۱۳۹۰ در ۵:۴۴ ٫ب٫ظ

bvb

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سینا دی ۲۷, ۱۳۹۰ در ۲:۲۱ ٫ب٫ظ

سلام من یه مازوخیست هستم.
واقعا لذت بردم از این جمع فرهیخته و باسواد. من دانشجوی پزشکی هستم و به شدت به مسائل روانشناسی علاقه دارم و کم و بیش مطالعاتی در این باره و سایر علوم انسانی می کنم. اما تاحالا وقت نداشتم که مثل شماها اینقدر عمیق و گسترده مطالعه کنم. واقعا استفاده کردم.
حالا می خوام یه پیشنهادی کنم که لابلاش یه انتقادی هست.
شما دوستانی که اینقدر توانا هستید چرا به جای نظریه پردازی صرف که از بس با فرد واقعی در ارتباط نبوده ، شبیه به خیال پردازی شده ، وارد جمع های واقعی مازوخیستی نمیشید؟
من به صورت اینترنتی عضو جمعیتی از چنین افرادی هستم که بسیاریشون اصلا قبول ندارن که مازوخیست هستن و خود من هم باور ندارم که عینا همونی باشن که در کتابها هست. این جمع واقعا یه جمع خاص هستن که انحرافات جنسیشون واقعا عجیب و غریبه ؛ من هم همینطورم.
ما یه تالار گفتگو داریم که بیش از یک ساله داریم باهم تلاش می کنیم مشکلاتمون رو حل کنیم. ولی دیگه درمونده شدیم. همه قبول داریم که احتیاج به متخصصینی داریم که توی تالار کمکمون کنن. من خودم یک ساله که روانکاوی میشم ولی اونجوری که می خواستم تاحالا نشده.
می خواستم به دوستانی مثل محمد میرزایی ، احسان و آقای پاکزاد ، پیشنهاد کنم که بجای اینکه باهدیگه مباحثه کنید (درحالیکه هیچ کدومتون حس ما رو مستقیما تجربه نکردید) تشریف بیارین در جمع افرادی مثل ما و مستقیماً با ما در ارتباط باشین. باور کنید توی کتاب ها و مقالات چیز دستگیرتون نمیشه. چون این انحراف خییییییلی متنوع و گسترده هست. به طوریکه هر فردی با فرد دیگه تفاوت داره. باور کنید من که توی اون جمع هستم ، هیچ دونفری رو عین هم پیدا نکردم. اینم بگم که همه ی ما پسر هستیم و متأسسفانه در ایران به شدت به امثال ما کم لطفی میشه. چون به هر دختری از این حسمون میگیم ، میگن دیوونه ایم.
من خواهش می کنم که بهم ایمیل بزنین تا براتون از این جمع اینترنتی صحبت کنم. ما بشدت به کمک امثال شما احتیاج داریم. ممنون.
* ایمیل شما محفوظ می باشد *

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام شهرام بهمن ۳, ۱۳۹۰ در ۶:۳۸ ٫ب٫ظ

سلام
راستش من هم یک مازوخیست هستم و البته تمنایلات سادیستی هم دارم
میشه ایمیل این آقا سینا رو بدید تا منم بتونم به جمعشون بپیوندم ممنون میشم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام محمود بهمن ۲۱, ۱۳۹۰ در ۷:۲۱ ٫ق٫ظ

من تا حدودی به یاری خداوند میتونم به مهسا خانم وفهیمه خانم کمک کنم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام پارسا اسفند ۶, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۱ ٫ب٫ظ

سلام.منم از کوچیکی تمایلات مازوخیسمی داشتم. و وفتی برزگتر شدم خیلی میسترس( ارباب زن) داشتم و توسط میسترسها تنبیه شدم. حتی با دادن پول به معلمهای خانم ازشون خواستم که تنبیه ام کنند.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام azade فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۵ ٫ب٫ظ

کمکم کنید لطفا

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 1

  يک کف کرده به نام azade فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۶ ٫ب٫ظ

کمکم کنید لطفا نه من اولین بار هست که میام

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام azade فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۷ ٫ب٫ظ

ازدواج با مرد مازوخیسمی

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 3 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام میلاد فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۱ ٫ق٫ظ

سلام
من هم یه مازوخیسم هستم . از بچگی این حسو داشتم و با تخیلات خودم بهشون بال و پر می دادم ولی تا چند وقت پیش اصلا نمی دونستم این یه بیماریه . جدیداً خیلی این بیماری داره رنجم می ده بعضی وقتا از داشتن این حس احساس حقارت می کنم و حمکت وجود این حسو تو وجودم از طرف خدا نمی دوم تا حالا هم تجربه نداشتم . یه سوال کسی می دونه یه فرد مازوخیسم با این کار دچار گناه میشه یا نه یعنی اینکه تو اون دنیا بابت این کار باید جواب بدیم؟؟؟؟ واقعاً کلافه شدم . من ۲۶ سالمه یکی کمکم کنه

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مریم اردیبهشت ۵, ۱۳۹۱ در ۲:۵۴ ٫ب٫ظ

سلام خدمت جمع حاذق
من هم یک مازوخیسم هستم … این یک بیماری نیست … هر انسانی یه جوره ونمیشه بهش گفت تو چرا اینجوری هستی!.. چرا بعضی از وبلاگا نوشتن انحراف اخلاقی!!! آخه چه منافاتی با اخلاق وشرع داره؟؟؟ بابا ماها هم به خدا به دین به همه چی اعتقاد داریم ولی این چیزیه که خدا خودش درون ما قرار داده…. خسته شدم از بس هر وبلاگی رفتم امثال منو طرد کردن رد کردن …. خسته شدم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام نگار اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۱ در ۷:۰۴ ٫ب٫ظ

منم مازوخیسم دارم از بچگی این حس وداشتم گاهی حتی خودمو شلاق میزدم. یه مدت یه دوست پسر داشتم و اون دست وپامو میبست واز پشت با من….
وحسابی در کونی میزد با تمام وجود تحقیرم میکرد موقع سکس و من لذت میبردم اما ازش جدا شدم چون فکر میکردم کسی که از درد من لذت میبره دوستم نداره اونم دیگه سراغم نیومد ومطمئن شدم اشتباه فکر نمیکردم و حالا میخوام ازدواج کنم اما نمیدونم خوب با کسی ازدواج کنم که هر از گاهی یکم منو بزنه وویا بهتر با خودم بجنگم و با یه ادم متعدل ازدواج کنم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مسیح لطیف تیر ۲۱, ۱۳۹۱ در ۹:۰۰ ٫ق٫ظ

ابتدا دو پیشنهاد: اول – شهوت و همه زیرمجموعه های آن دارای حرمت و تقدس هستند. تا حدی که شعرا برای وصف خدا هم از حالاتی شهوانی یاد کرده اند. کلمه هایی مانند کف کرده و غیره، زیبنده انسان و این فضا نیست. دوم – هر رفتاری که در آن آزار باشد، سادیسم یا ماژوخیسم نیست.
درباره خودم! متعالی ترین رویای خردسالی من این بود که خانواده ای مرا بدزدند و در خانه خودشان زندانی کنند و هر کدام از افراد خانواده، به هر صورت و با هر قدرت و وزن و شدتی، شکم مرا فشار بدهند. و من حق اعتراض یا امتنا نداشته باشم و فقط تحمل کنم. این، بهشتی دوردست بود که هرگز به آن نرسیدم ولی همچنان به قدرتمندترین وضع در ذهنم هست. شاید ماژوخیسم هم نباشد! هر چه هست، محرومیت از آن، زندگی مرا نابود کرده است.
اگر من نفس خودم را حبس کنم و شکم خودم را شل کنم، هر وزنی یا فشاری یا ضربه ای را بدون آنکه شکمم را سفت کنم، تحمل می کنم، حتی اگر با تکرار و طولانی باشد.
باید دسته هایی از افراد که رفتارهایی مشابه دارند، به هم نزدیک شوند. اگر کسی شکم صاف و نرم و لطیف مرا که از شکم دخترها هم بسیار جذابتر است، فشار بدهد، او را خواهم پرستید و هر چه بخواهد به او خواهم داد و هر کاری بخواهد برایش انجام خواهم داد. هر چیز و هر کار!
نظرتان چیست؟ میل دارید مرا آزمایش کنید؟ مرا به هر کسی که میل دارید، معرفی کنید!
یک تقاضا دارم! لطف کنید و گروه های ماژوخیست و سادیست را به من یا مرا به آنها معرفی کنید! متشکرم! آدرس ایمیل مرا هم پنهان نکنید. باز متشکرم!
mrgkdied@yahoo.com

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 2 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام اشکان مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۶:۱۹ ٫ب٫ظ

سلام من یک مازوسادیسم هستم که بیشتر با فتیش شکم سروکار دارم برای من افراد مشابه خودم را معرفی کنید تشکر

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام اشکان مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۷:۰۵ ٫ب٫ظ

سلام من فتیش شکمی دارم مرا راهنمایی کنید و ایمیل بدید sadbandsadband@yahoo.co در ضمن افراد مثل خودم را به من معرفی کنید

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 2

  يک کف کرده به نام اشکان مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۷:۰۶ ٫ب٫ظ

sadbandsadband@yahoo.co

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 1

  يک کف کرده به نام اشکان مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۷:۰۷ ٫ب٫ظ

i have fetish belly help mi

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 1

  يک کف کرده به نام اشکان مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۷:۰۹ ٫ب٫ظ

i have fetish belly

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 2

  يک کف کرده به نام ashkan مرداد ۲۶, ۱۳۹۱ در ۸:۰۸ ٫ب٫ظ

سلام من یک مازوخیستی هستم ان هم از نوع فتیش شکم و ایمیل من sadbandsadband@yahoo.com است حاضر به هر گونه خدمتی هستم ایمیل بزنید لطفا افراد مشابه خودم با من در ارتباط باشند

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام ساجده شهریور ۳, ۱۳۹۱ در ۲:۲۲ ٫ب٫ظ

سلام … مازوخیست درمون نداره … هیچ راهی نیست …. میگم اون دست از مازوخیست ها که دوسدارن برده باشن و… اونم ازنوع خفیفش یعنی اینکه طرف خودش بخواد دیگه برده نباشه و…. باقوی کردن اراده و… استدلاهایی ….میشه درمونش کرد….من یکی رومیشناختم اینجوری بودش …بعد مدتی بهم خبر داد ه حال خوبه ونمیخواد برده باشه…. اساس درمون برااین بود که احساس بردگیش بنفع خودش استفاده کنیم وو…شد برده خدا …احتمال هست …بازم بخواد برده ی انسانی شه …؟؟چون اساس این بیماری اینه که طرف برده ی ومعولا مونث باشه… اینجا مذهب کمک میکنه ؟؟؟؟ ممنون میشم جواب رو به ایمیلم بفرستید

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 1

  يک کف کرده به نام ناوارد آبان ۱۴, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۶ ٫ب٫ظ

میشه یه کم درباره فتیش شکم توضیح بدین ممنون میشم.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام ناوارد آبان ۱۵, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۴ ٫ق٫ظ

دوستان عزیز ممکنه کسی اینجا بگه به من فتیش شکم دقیقا یعنی چی؟

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام علی آذر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۴۷ ٫ق٫ظ

پاااااااااااااااااا

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام حامد آذر ۸, ۱۳۹۱ در ۹:۰۵ ٫ب٫ظ

من فتیش شکم و هم چنین پا دارم ( به صورت مادر زاد)
اگه کسی خواست راجع به این فتیش چیزی بدونه و یا سوالی داشت آی دی مسنجرمو ادد کنه در خدمتم…

……..

اگه بین خواننده ها کسی پیدا میشه که این فتیش رو داره یا به این فتیش علاقه داره باهام ارتباط بگیره
ای دی :……………
ایمیل : ……………

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام hadi آذر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۳:۵۳ ٫ق٫ظ

سلام،من هم ازبچگی این حس روداشتم یعنی توسط یه خانم تحقیربشم یاخانم منوباشلاق بزنه یابه چوب وفلک ببنده ومن التماسش کنم به پاش بیوفتم وپاشوبلیسم واون منوزیرپاش له کنه به خصوص اون خانم بداخلاق باشه درواقع ارباب من باشه ومنم بردش باشم الان هم این حس رو دارم نمیدونم شایداین یه نوع بیماری باشه شایدبایه بارتنبیه شدن وحس بردگی درمان بشم وفراموش کنم توراخدایکی کمکم کنه خانمی هست که این حس ورویای منو تحقق کنه ممنون میشم اینم ایمیلم …………………..

Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام پابوس فروردین ۴, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۹ ٫ب٫ظ

من خوشحالم از اینکه این تعداد افراد ذینفع تو این قضیه وجود داره
به نظر من همونطور که رعایت اعتدال تو همه چی لازمه و افراط و تفریط باعث بهم خوردن تعادل می شه
تو این قضیه هم اگه افراط نشه هیچ مشکلی پیش نمیاد
خب، چرا به این قضیه به دید تنوع طلبی و هیجان جنسی نگاه نمی کنید

خب اینهم یه جورشه دیگه حالشو ببرین ولی زیاده روی نکنین

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام میثم خرداد ۶, ۱۳۹۲ در ۲:۴۲ ٫ب٫ظ

سلام
نمیدونم بگم متاستفانه یا خوشبختانه من تمامی موارد بالا شاملم میشه…
از بچگی دوس داشتم همه جوره در اختیار جنس مخالفم باشم
هرچقد گشتم یه میسترس یا یه فرد مازوسادیسم پیدا نکردم که منو ارضا کنه
لطفا کمکم کنید مال من شدیده خیلی طوری که گاهی وقتا کنترلش از دستم خارج میشه….

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام رضا خرداد ۱۵, ۱۳۹۲ در ۱:۰۲ ٫ب٫ظ

سلام – بابا من اصلا دوست ندارم ازدواج کنم یا دوست دختر داشته باشم. میخام برم پیش یه دکتری کسی و این میل جنسی را برای همیشه از بین ببرم. با اخته کردن یا هر راه دیگه ای که دکتر بدونه. از چیزهای دیگه این دنیا میخام لذت ببرم. چیه این غریزه لعنتی. جایی خوندم این غریزه (فریب طبیعت است برای تولید مثل و بقای نسل هر یک از انواع جانوران و از جمله این جانور دوپا) دقیقا هم درسته. حساب کنید اگر نبود چه جوری نسل موجودات طی میلیونها سال ادامه پیدا میکرد!

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام علی خرداد ۲۲, ۱۳۹۲ در ۸:۰۳ ٫ب٫ظ

سلام
من هم مثل بقیه دوستان این مسئله رودارم عاشق چرم هستم چی کار باید بکنم انگار هیچ کس من رو نمیفهمه

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام علی خرداد ۲۲, ۱۳۹۲ در ۸:۰۶ ٫ب٫ظ

خستم دوست دارم یک چکمه و یک دستکش رو حسابی لیس بزنم اما نمیشه آرزومه برده بشم دنبال راه حلم

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام ُسامان تیر ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱:۰۸ ٫ق٫ظ

سلام. من هم فتیش شکم دارم و هم مازوخیست هستم. دنبال یه پارتنر می گردم. اگه کسی هست که فتیش شکم داره یا سادیست هست (مخصوصا از بین خانوم ها) حتما با این ایمیل ********** تماس بگیره :) ممنون!

پ.ن: هم می تونین ایمیل بدین و هم می تونین تو مسنجر آف بذارین.
پ.ن: از مدیر وبلاگ هم می خوام یه وقت ایمیل رو پاک نکنه :)
____________________________________________________________
سابون نویس:
آقای سامان متاسفانه بنا به دلایلی باید ایمیل شما را حذف کنم!
ولی در صورتی که کسی ایمیل شما را بخواهد ، می تواند ارسال درخواست برای این حقیر، ایمیل شما را دریافت کند.
موفق باشید

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام ُسامان تیر ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱:۱۴ ٫ق٫ظ

راستی ممکنه ایمیل خانوم فهیمه رو *صدالبته با هماهنگی خودشون* بهم بدین؟

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام stab مرداد ۱۵, ۱۳۹۲ در ۲:۲۸ ٫ق٫ظ

سلام لطفا ایمیل اقا سامان رو میدید من هم مشگل مازوسادیسم دارم در حد مرگ

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام لیلا شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۹:۴۶ ٫ب٫ظ

سلام.خسته نباشید.من ی خواستگار دارم که از هر جهت برام قابل قبوله ولی مازوخیسمه.میگه تمام تمایلات غیر عادی رو میرزارم کنار اگه با من ازدواج کنی.آیا میتونه؟مر۳۰

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مسیح لطیف آذر ۱۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۷ ٫ب٫ظ

درباره ماژوخیسم توی فیسبوک!
همه دنیا با امکاناتی که دارند، با هم رابطه برقرار میکنند و نیازهای مشترک با هم را بیان میکنند و در آخر وقتی توانستند به هم اعتماد کنند، با هم رابطه حضوری برقرار میکنند و نیازهای مشترکشان را برطرف میکنند. حالا هر نیازی که باشد.
اما ما بزرگترین تمدن جهان! ما با وحشتزدگی و سرگردانی، عکسها رو لایک میکنیم و صفحه های دیگرانی که مثل خودمون، معلوم نیست که چی هستن و چی میخوان و کی رو میخوان رو مرور میکنیم. مطالب پراکنده و نامربوط و هزار چیز شلوغ رو پخش میکنیم و آخر کار، مجبور میشیم که دوباره توی تنهایی، خودمون رو به در و دیوار بمالیم و … .
اینکه نباید اطلاعات مشخص ارایه کرد، هم عقلانی هست و هم درست!
اینکه نباید زود اعتماد کرد و باید خیلی احیاط کرد هم کاملا درسته!
اما!
این امکانات به این خوبی مهیا هست. چرا افراد توی صفحه خودشون شرح کوتاهی از حال و روز تمایلات خودشون قرار نمیدن؟ شهر یا حداقل استان محل زندگی رو میشه مشخص کرد. اینطوری وقتی آدم دنبال افرادی با تمایلات و ویژگیهای شبیه خودش میگرده، میتونه آدمهای مورد نظر رو که نزدیک به محل زندگی خودش هستند، پیدا کنه.
عجیب ترین چیز اینه که آدمهایی با تمایلات رفتاری خاص مثل من، که هویت خودشون رو مخفی کردن و هیچ چیزشون معلوم نیست، وقتی به کسی میرسن که ممکنه براشون جالب باشه، به جای اینکه شروع به تبادل ویژگیها و تبادل خواسته ها بکنند که کم کم با هم آشنا بشن، فقط یک جمله مینویسن که “خودتو معرفی کن!”
تو که معلوم نیست چی هستی، چطور طرف مقابل خودشو بهت معرفی کنه؟ باید کم کم به هم اطلاعات داد. اطلاعات درباره ویژگیهای رفتاری و خواسته های درونی مشترک.

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مسیح لطیف آذر ۱۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۶ ٫ب٫ظ

باید به لیلا خانم بگم که امکان نداره که یک آدم رفتارهای ذاتی رو تغییر بده! ماژوخیسم عادت یا یادگرفتنی نیست که آدم بزاره کنار. اگر هم خیلی آدم به خودش سخت بگیره و فشار بیاره و میل خودش رو سرکوب کنه، از جای دیگه میزنه بیرون و از روز اول هم بدتر میشه. اینو از روی تجربه میگم.
من سی و دو ساله که از بچگی دچار بودم و هر روز برام داغتر و داغتر میشه! بله!

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام سلمان دی ۲۸, ۱۳۹۲ در ۸:۱۲ ٫ب٫ظ

سلام خسته نباشید مطالب بالاخوندم خیلی جالب بود خب منم مثل این افراد همچون مشکلاتی دارم ولی فکر میکردم که فقط من اینطوری هستمو همیشه خودمو سرزنش میکردم خب داستان من اینطوری هست که منم دوست دارم شدیدا خودمو در اختیار جنس مخالفم بذارم البته من نمیدونم بیماری هست یا هرچیز دیگه فقط دوست دارم درمون بشه خب داشتم میگفتم من دوست دارم خانمی دستو پامو ببنده و روی سینم بشینه خیلی محکمو با قدرت بعد مجبورم کنه که جورابشو بو کنم منو زندانی کنه و همیشه دستو پامو بسته بذاره خب تا حالا چون نتونستم خانمیرو پیدا کنم که این کارو بکنه همرو توی خیالم بازسازی میکنم البته فکر میکنم که این تفکرات به من تحمیل شده چون دوران بچگی چند نفر بودند که همیشه منو به جای خلوتی میبردند البته بزرگتر از من بودند منو بزور میخوابوندند بدون دلیل روی سینم مینشستند هرچی که دلشون میخواست شاید نیمساعت یا بیشتر مینشستند اگرم اعتراض میکردم تحدیدم میکردند یا روی دهانم مینشستند که صدایم بیرون نیاد حتی یه دفعه میخواستند دو نفر با هم در حالی که منو خوابونده بودند رویم بنشینند که که اعتراض کردم دیگه بعد از اون یه نفری مینشستند البته بخاطر اعتراض من نبود که ننشستند ترسیدن قفسه سینم بشکنه ولی بعد اون روز بیشتر مینشستند تا اینجوری انتقام بگیرند بالاخره این همینطوری توی ذهنم موند تا تبدیل به تخیل شیرین شد و بعد دوست داشتم خانما این کارو بکنن دلم میخاد بهم کمک کنید اگه فکر میکنید با انجام این کار درست میشه و کسی هست که این کارو بکنه من حرفی ندارم یا اگه راه حل دیگه ای دارید بگید ممنون میشماینم آدرس ایمیل و skype
[به دلیل مسائلی که کاملا مشخص است؛ ایمیل و مشخصات ایشان مخفی شده است؛ هر کسی نیاز دارد درخواست دهد تا برایش ارسال شود.]

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام ناوارد بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۲ ٫ق٫ظ

توروخدا یکی بگه فتیش شکم یعنی چی؟خواهش می کنم ازتون

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 0 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام فرشته اسفند ۲۸, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۹ ٫ب٫ظ

سلام من دوستی داشتم به نام ترانه .اون انقدر زیبا بود که نگو من عاشقش بودم یروز منو دعوت کرد به خونشون .وقتی رفتم دیدم لباس سکسی پوشیده یه غلاده هم دستشه گفت که هرکاری بگه من باید بگم چشم.منم چون خیلی دوسش داشتم گفتم چشم .گفت زانو بزن .منم زانو زدم غلادرو انداخت توی گردنم بعد تمام لیباسامو درو اوردم بعد دستور داد ار نوک انگشتای پاش ایس بزنم بیام بالا منم کردم .گفت تو از الان برای همیشه برده منی………

Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام وحید اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۳ در ۹:۴۸ ٫ق٫ظ

[به دلیل یادداشت شماره تلفن همراه؛ ویرایش شد]
پاخور خانمها

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

  يک کف کرده به نام مجید مهر ۶, ۱۳۹۳ در ۱:۰۷ ٫ق٫ظ

سلام به همه من هم حالت های مختلفی از این حس رو از از زمان کودکی داشتم و کاملا اونایی که این حس رو دارن درک می کنم و از زمانی که وارد فضای مجازی شدم این حس بیشتر شد ومیدونم این حس تنوع زیادی داره ولی ۶ماه که تمایلی به این کار ندارم وحتی از این که این متن می نویسم احساس گناه می کنم چون به این موضوع که آدم نباید گناهش به کسی بگه پی بردم وبهترین موقعیت شغلیم روسر این مسئله از دست دادم که بازش نمی کنم ابتدا می خوام بگم که چرا اعتقادم بر این که این حس گناه تو دین ما هر چیزی که به سلامتی ضرر بزنه گناه که این حس در طولانی مدت باعث از دست رفتن حافضه کوتاه مدت میشه که من درحال حاظر ازاین موضوع رنج می برم ولی خدا رو شکر داره برمی گرده پس اولین نکته برای درمان من نگرانی از آسیب به سلامتی بوددومین نکته کمک به دیگران برای برطرف کردن این حس (گناه )است که نوعی مبارزه محسوب می شه همون مبارزه بانفس سومین نکته کار وفعالیت بدنی وفکری شدید چون این حس زمانی به سراغ من میومد که انرژی تخلیه نشده داشتم چهارمین نکته نگاه به این حس که میتونه به دید یه امتحان الهی دیده بشه یه امتحان سخت حتی میتونه به دید یه نعمت باشه برای پرستش بهتر خدا درواقع به نظر من این حس که میتونه یه نفر به ارش برسونه یامیتونه ازش یه حیوان بسازه پنجمین نکته که به من کمک کرد جملاتی بود مثل این که به کم قانع باش چون یکی از چیزایی که این حس روتحریک میکنه طمع وحرس یا از دیدگاه روانشناس ها فقر اقتصادی ششمین نکته تلاش برای پیشرفت ودور بودن از فضاهایی که شما روازار میده مثل خانواده نا سالم من خیلی از جاها خوندم که این بیماری درمان نداره به هر حال شاید نتونید مثل مثل یه فرد عادی باشید ولی حداقل اگر این نکته ها رعایت بشه دوتا چیز رودارید سلامتی جسمی وروحی و دوم عقب نموندن از زندگی ومهم ترین چیز اگر بهش اعتقاد دارید خدا ولی اینم قبول دارم که اگه دو روز سر کار نرم دو ساعت تو سایتهای بی دی اس ام بچرخم همه چیز برمی گرده پس مجید هستم یه مبارز ۶ماهه که تواین ۶ ماه کلی پیشرفت کردم مراقب خوبی هاتون باشیددائما از فکرتون استفاده کنید (ریاضی ،زبان ،شطرنج و…)چون اگه از فکرتون استفاده نکنید از فکرتون استفاده می کنن (شیطان ) در آخر این رو اضا فه کنم که من این حرفا رو به کسایی زدم که تو این بیماری دست وپا می زنن هر کسی نمی تونه درک کنه فقط برای اونهایی که نوع گرایشاتشون مثل من من از این راه به خودم کمک کردم .یاحق

تایید یا عدم تایید کف: Thumb up 1 Thumb down 0

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>