مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
Archive for دی, ۱۳۸۸
دی ۲۹, ۱۳۸۸ at ۴:۵۸ ق.ظ · در سطل دلتنگی, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی

غمگین و بیقرار و دل شکسته ام. بعد از روزها باران بی وقفه آفتاب زده ولی هیچ گرم نمی کند. لحن تاریک ام را ببخشید ولی من و یک نیمکت و یه زمین خالی بازی بچه ها وصله ناجور این روز آفتابی و مردمان شادیم. گاهی حقیقت مثل بخاری های قدیمی نشت دار کلاس های مناطق محروم است.
دی ۲۸, ۱۳۸۸ at ۵:۵۵ ق.ظ · در سطل ادب و هنر, دلتنگی, روزنوشت و ثابون, فلسفه, فيلم و موسيقی و تاثيرات سابوني: تار نوازی
تقدیم به او که نبود…
من می نواختم ؛ انگشتانم را آهسته بر روی تارها می کشیدم تا صدایی آرام تولید کنند ، صدایی که سکوت خلوت تنهایی مان را نشکند. آنوقت خیره به تو می شدم.
برای صدای ساز آمده ای یا برای ساز صدایِ من؟
تو با گوشخراش ترین صدای سازم هم به زیبایی می رقصی اگر نیامده باشی تا با گوشهایت بشنوی.
دی ۲۴, ۱۳۸۸ at ۲:۰۱ ق.ظ · در سطل جامعه, خانواده, دلتنگی, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی, مردم و تاثيرات سابوني: انزلی
بندر اَنزَلی یکی از شهرهای ساحلی دریای خزر و واقع در استان گیلان ایران است. بندرانزلی بزرگترین و اولین بندرشمالی ایران ، درحاشیه دریای خزر قرارداشته و از این بندر با نام انزلی بارها درتاریخ یادشده و قرون متمادی راه مهم ارتباط اقتصادی با تمدن مشرق و مغرب زمین محسوب میشد.
درباره نام بندر انزلی:
در دوران سلطنت خاندان پهلوی اسم آن به «بندر پهلوی» تغییر داده شده بود ولی پس از انقلاب ۵۷ اسم دیرین خود «انزلی» را بازیافت. از میان تعریفهای مختلف که در بارهی واژه انزلی شده پذیرفتنیترین معنی ( انزل به معنی لنگر)یا لنگرگاه یا انزل است که کلمه انزلی تحریف شده ،به معنی گذرگاه و دروازهاست که میبینیم در بسیاری از نوشتهها هم آمده است.

جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
دی ۱۸, ۱۳۸۸ at ۹:۰۵ ق.ظ · در سطل دلتنگی, روزنوشت و ثابون
هیچ به یاد می آوری اولین بوسه را؟ و آن همه عذاب وجدان که با خود به خانه بردیم؛ چقدر شیرین بود، گناه عشق.
پس از آن چقدر در این دریای گناه تقلا زدیم؛و چقدر به مرگ نزدیک شدیم.
من نمی دانستم که تو از مرگ می هراسی؛ و تو نمی دانستی که من آرزویم مرگ است.
تو ترسیدی و رفتی …
من ماندم و هراسم از زنده ماندن …
دی ۱۷, ۱۳۸۸ at ۸:۱۳ ق.ظ · در سطل جامعه, جامعه شناسی, خانواده, روزنوشت و ثابون, زنان, سکسوالیته, عکس و عکاسی, فلسفه, مديريت, مردان, مردم, نقد سیاسی, پزشکی, کتاب
یکی از دوستان عزیزم سئوالی پیرامون رابطه جنسی خشن یا به اصطلاح عامیانه وحشی (Fetish) مطرح کردند که طی آن دلایل روانشناختی این موضوع را جویا شدند و خواستند این موضوع را به وادی تحلیل گزاریم؛از این رو سابون و مازوخیسم تقدیم حضور می گردد.
رابطه جنسی خشن که Sexual fetishism نام دارد (دیدید این ایسم ها همه جا هستند) بر گرفته از یک انحراف رفتاری است که تحت عنوان مازوخیسم جنسی از آن یاد می شود.انحراف خودآزاری یامازوخیسم (Sexual masochism) ارضای امیال جنسی و لذت بردن از تحمل درد و رنج یا فکر کردن درباره آن است . این انحراف عکس دگرآزاری یا سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت میکند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.

خودآزاری یا آزارخواهی جنسی ، نام خود را از فعالیتهای لئوپولد فون ساخر مازوخ رماننویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیتهای داستانهایش از اینکه زنان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی میبردند. مبتلایان به آزارخواهی جنسی، اشتغال ذهنی تکراری با امیال جنسی و تخیلات مربوط به تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن، و هر نوع رنجی در این زمینه دارند.فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی میتواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد.افراد دچار آزارخواهی جنسی، ممکن است در دوران کودکی تجاربی داشتهاند که آنها را متقاعد کرده که درد کشیدن، پیششرط لذت جنسی است.حدود ۳۰٪ مبتلایان به آزارخواهی جنسی، تخیلات آزارگرایانه نیز دارند. آزارخواهی اخلاقی عبارتست از احساس نیاز به رنج کشیدن که همراه تخیلات جنسی نیست.باید خاطر نشان شد که فتیش جنسی یکی از زیر مجموعه های مازوخیسم جنسی به حساب می آید.فتیش جنسی ( Fetish ) نوعی اختلال روحی است که بصورت ابراز تمایل و جاذبه جنسی غیر طبیعی و غیر معمول نسبت به اشیا مادی (همچون لاستیک ،چرم ،پارچه و..) یا عوامل دیگر (همچون اندامی از بدن) بروز میکند و زندگی فرد را دچار اختلال میکند. جهت مطالعه ادامه سابون کاری کلیک کنید »
برگی دیگر از صفحات سابوني »