مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
شهریور ۳, ۱۳۸۸ at ۳:۵۶ ق.ظ
· در سطل ادب و هنر, روزنوشت و ثابون, زنان, شعر, کتاب
مرا ببوس ، مرا ببوس ،
برای آخرین بار ،
تو را خدا نگه دار که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته ، گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
در میان طوفان ، هم پیمان با قایقران ها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفان ها
به نیمه شب ها دارم با یاران (یارم)پیمان ها
که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها
(آه) شب سیاه ، سفر کنم
ز تیره راه گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
مرا ببوس ، مرا ببوس برای آخرین بار
تو را خدا نگه دار که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته ، گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
دختر زیبا ، امشب بر تو مهمانم ، در پیش تو می مانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا ، از برق نگاه تو ، اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس ، مرا ببوس برای آخرین بار
تو را خدا نگه دار که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته ، گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
گربه شور:
+ یادت هست اون قدیم ندیما وقتی با گچ رو تخته ی کلاس می نوشتی و معلم از بالا عینک بهت زل می زد تو حرکتی سقوطی به سمت جا گچی داشتی؟
+ یادت هست …
+ یادت هست …
+ اون بالا می خواستم خیلی یادت هست … بنویسم٬ولی نتونستم به خدا…برای خودش نتونستم.نتونستم.
+ مرا ببوس٬برای آخرین بار …
Permalink
يک کف کرده به نام پاکزاد شهریور ۳, ۱۳۸۸ در ۳:۳۹ ب.ظ
فکر کردم حالت خوب شده !!! نگو درجه تب تان بالا رفته . دریافتم هذیان است که جاری می شود .
به بهبود شما امیدی نیست . دعا هم چاره کار نیست . تنها راه ، بریدن سر بزغاله است تا از روان پریشی بیش از این رنج نبرد .
وقتی به دکترت گفتم ، امروز دوبار زبان گشوده و تیتیلیش تیتیلیش گفته و اوووووووووآ افاضه فرموده . خنده ای کرد و گفت بسپاریدش بدست جن گیر تا این حلول از او ساقط کند . از علم کاری ساخته نیست .
اسنادش را هم در اینجا نگهداری کرده ام :
http://pakzad.blogsky.com
يک کف کرده به نام پاکزاد شهریور ۳, ۱۳۸۸ در ۳:۵۲ ب.ظ
فکر کردم حالت خوب شده !!! نگو درجه تب تان بالا رفته . دریافتم هذیان است که جاری می شود .
به بهبود شما امیدی نیست . دعا هم چاره کار نیست . تنها راه ، بریدن سر بزغاله است تا از روان پریشی بیش از این رنج نبرد .
وقتی به دکترت گفتم ، امروز دوبار زبان گشوده و تیتیلیش تیتیلیش گفته و اوووووووووه افاضه فرموده . خنده ای کرد و گفت بسپاریدش بدست جن گیر تا این حلول از او ساقط کند . از علم کاری ساخته نیست .
اسنادش را هم در اینجا نگهداری کرده ام :
يک کف کرده به نام مهسا شهریور ۳, ۱۳۸۸ در ۵:۰۹ ب.ظ
in r0za cheghad hame chiz ajib gharib shode…!hame ye jo0raei mashkok mizanan
bazi vaghta bazi az adama enghad khob mishan ke adam hame gozashtaro faramosh mikone ,vali bad dar arze ye chesh be ham zadan hame chiz taghir mikoneo mesle aval mishe
che bad
يک کف کرده به نام محمد میرزائی شهریور ۳, ۱۳۸۸ در ۷:۵۷ ب.ظ
پاکزاد این کامنتی که ایراد فرمودی فوق العاده جالب و دلربا بود.کلی خندیدم به خدا ……
يک کف کرده به نام keivan شهریور ۵, ۱۳۸۸ در ۶:۲۷ ب.ظ
in shere morede alagheye man hast,bayad az man ejaze migerefti inja minveshtish,
کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>