<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: صابون و اونی که ادعاش میشد</title>
	<atom:link href="http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html</link>
	<description>مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 16:25:26 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: پاکزاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/comment-page-1#comment-863</link>
		<dc:creator>پاکزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=441#comment-863</guid>
		<description>فکر کردم حالت خوب شده !!! نگو درجه تب تان بالا رفته . دریافتم هذیان است که جاری می شود .
به بهبود شما امیدی نیست . دعا هم چاره کار نیست . تنها راه ، بریدن سر بزغاله است تا از روان پریشی بیش از این رنج نبرد .

وقتی به دکترت گفتم ، امروز دوبار زبان گشوده و تیتیلیش تیتیلیش گفته و اوووووووووه افاضه فرموده . خنده ای کرد و گفت بسپاریدش بدست جن گیر تا این حلول از او ساقط کند . از علم کاری ساخته نیست .

اسنادش را هم در اینجا نگهداری کرده ام :
Http://pakzad.blogsky.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر کردم حالت خوب شده !!! نگو درجه تب تان بالا رفته . دریافتم هذیان است که جاری می شود .<br />
به بهبود شما امیدی نیست . دعا هم چاره کار نیست . تنها راه ، بریدن سر بزغاله است تا از روان پریشی بیش از این رنج نبرد .</p>
<p>وقتی به دکترت گفتم ، امروز دوبار زبان گشوده و تیتیلیش تیتیلیش گفته و اوووووووووه افاضه فرموده . خنده ای کرد و گفت بسپاریدش بدست جن گیر تا این حلول از او ساقط کند . از علم کاری ساخته نیست .</p>
<p>اسنادش را هم در اینجا نگهداری کرده ام :<br />
Http://pakzad.blogsky.com</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابی</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/comment-page-1#comment-862</link>
		<dc:creator>ابی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=441#comment-862</guid>
		<description>سلام رفیق! وای از اینهمه رنگ! خوش بگذره 
[گل رز]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام رفیق! وای از اینهمه رنگ! خوش بگذره<br />
[گل رز]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پاکزاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/comment-page-1#comment-861</link>
		<dc:creator>پاکزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=441#comment-861</guid>
		<description>این نقل قول سیاه و سفید بسیار انتخاب زیبایی بود . زیرا این تضاد در اخلاق – کلام – تفکر و عمل آدم هاست .


این روزها حقیقت های نابی بر زبان تو جاری ست .
این روزها ذات تو بر خورشید طعنه می زند .
روزهایی که گذشت ، روزهای تردید تو بود و گذشت .
اکنون ، به یقین رسیده ای .
اکنون حقیقت با تمام وجودت عجین شده است .
من واقعیت ها را می بینم ، حقیقت را میخواهم تو برایم بگویی .

من حقیقت را از زبان تو می جویم
به من بگو که آن خلاء گذشته ست .
بگو که استوار چون البرز ، زاگرس
بگو که چون رعد جهنده ، روشنگر و ویران کننده خواهی ماند .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این نقل قول سیاه و سفید بسیار انتخاب زیبایی بود . زیرا این تضاد در اخلاق – کلام – تفکر و عمل آدم هاست .</p>
<p>این روزها حقیقت های نابی بر زبان تو جاری ست .<br />
این روزها ذات تو بر خورشید طعنه می زند .<br />
روزهایی که گذشت ، روزهای تردید تو بود و گذشت .<br />
اکنون ، به یقین رسیده ای .<br />
اکنون حقیقت با تمام وجودت عجین شده است .<br />
من واقعیت ها را می بینم ، حقیقت را میخواهم تو برایم بگویی .</p>
<p>من حقیقت را از زبان تو می جویم<br />
به من بگو که آن خلاء گذشته ست .<br />
بگو که استوار چون البرز ، زاگرس<br />
بگو که چون رعد جهنده ، روشنگر و ویران کننده خواهی ماند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پاکزاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/comment-page-1#comment-860</link>
		<dc:creator>پاکزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=441#comment-860</guid>
		<description>این روزها حقیقت های نابی بر زبان تو جاری ست .
این روزها ذات تو بر خورشید طعنه می زند .
روزهایی که گذشت ، روزهای تردید تو بود و گذشت .
اکنون ، به یقین رسیده ای . 
اکنون حقیقت با تمام وجودت عجین شده است .
من واقعیت ها را می بینم ، حقیقت را میخواهم تو برایم بگویی .

این نقل قول سیاه و سفید بسیار انتخاب زیبایی بود . زیرا این تضاد در اخلاق - کلام - تفکر و عمل آدم هاست . 
من حقیقت را از زبان تو می جویم 
به من بگو که آن خلاء گذشته ست .
بگو که استوار چون البرز ، زاگرس
بگو که چون رعد جهنده ، روشنگر و ویران کننده خواهی ماند .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها حقیقت های نابی بر زبان تو جاری ست .<br />
این روزها ذات تو بر خورشید طعنه می زند .<br />
روزهایی که گذشت ، روزهای تردید تو بود و گذشت .<br />
اکنون ، به یقین رسیده ای .<br />
اکنون حقیقت با تمام وجودت عجین شده است .<br />
من واقعیت ها را می بینم ، حقیقت را میخواهم تو برایم بگویی .</p>
<p>این نقل قول سیاه و سفید بسیار انتخاب زیبایی بود . زیرا این تضاد در اخلاق &#8211; کلام &#8211; تفکر و عمل آدم هاست .<br />
من حقیقت را از زبان تو می جویم<br />
به من بگو که آن خلاء گذشته ست .<br />
بگو که استوار چون البرز ، زاگرس<br />
بگو که چون رعد جهنده ، روشنگر و ویران کننده خواهی ماند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرشاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/06/01/441.html/comment-page-1#comment-859</link>
		<dc:creator>فرشاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=441#comment-859</guid>
		<description>خیلی قشنگ ... خوشحال میشم به سایته من هم یه سر بزنی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی قشنگ &#8230; خوشحال میشم به سایته من هم یه سر بزنی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

