<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: سابون و هشتاد و یک روز به دور خود</title>
	<atom:link href="http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html</link>
	<description>مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 16:25:26 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مهسا</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/comment-page-1#comment-830</link>
		<dc:creator>مهسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=422#comment-830</guid>
		<description>on kasi ke in soalo azat po0rsideh bood baz be javabesh naresiiiiiiiiid 
aghaie mamad khan</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>on kasi ke in soalo azat po0rsideh bood baz be javabesh naresiiiiiiiiid<br />
aghaie mamad khan</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پاکزاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/comment-page-1#comment-829</link>
		<dc:creator>پاکزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=422#comment-829</guid>
		<description>مسئله این است که الکل میکروب زدایی می کند . به همین دلیل عقل از آلودگی های روزمره پاک می شود .
یعنی آن ضمیر خودآگاه انسان که منشاء تملقات و تعلقات است و باعث دروغگویی و دورنگی است در آن شرایط از کار می افتد . به مثابه میکروب که در اثر الکل موقتا دفع می گردد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسئله این است که الکل میکروب زدایی می کند . به همین دلیل عقل از آلودگی های روزمره پاک می شود .<br />
یعنی آن ضمیر خودآگاه انسان که منشاء تملقات و تعلقات است و باعث دروغگویی و دورنگی است در آن شرایط از کار می افتد . به مثابه میکروب که در اثر الکل موقتا دفع می گردد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ehsan</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/comment-page-1#comment-827</link>
		<dc:creator>ehsan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=422#comment-827</guid>
		<description>امکان دارد گمان رود که این بنده ی حقیر در هنگام نگارش این متون مست تشریف داشته ام و هیچ سطری با دیگری مرتبط نیست٬ولی باور بفرمایید در صحت کامل عقلی و روحی هستم و تمامی سطور و بند ها در کمال آگاهی ذهنی نوشته شده است.
vala ta onja ke man midonam tanha zamani ke dar sehate kamele aghlio rohi hasti mogheie ke 3,4ta glass andakhte bashi bala</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امکان دارد گمان رود که این بنده ی حقیر در هنگام نگارش این متون مست تشریف داشته ام و هیچ سطری با دیگری مرتبط نیست٬ولی باور بفرمایید در صحت کامل عقلی و روحی هستم و تمامی سطور و بند ها در کمال آگاهی ذهنی نوشته شده است.<br />
vala ta onja ke man midonam tanha zamani ke dar sehate kamele aghlio rohi hasti mogheie ke 3,4ta glass andakhte bashi bala</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پاکزاد</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/comment-page-1#comment-823</link>
		<dc:creator>پاکزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=422#comment-823</guid>
		<description>انالله و انا الیه راجعون
خدا رحمتش کند . خدواند در جوار اولیاء مقرب جای داده و او را مشمول رحمت واسعه خودش قرار دهد . مرگ برای انسان پایان هر چیزی نیست ، اما برای ابزار مرتبط با انسان ها ، پایان همه چیز هست .
انسان های قوی تر استخوان های شان محکم تر می شکند ( این قاطی شد با افتادن از بالاتر ) .
هر چیزی عمری دارد و یک روز تمام می شود . 
بقول حاج خانوم مارکوت بیگل که تو آلمان شعر میگفته : « بناگاه باید خدانگهدار بگوید » .
بله در دنیای نوشتن هم همینطوره . یه مواقعی میشه که پول ارزش نوشته های آدم را تعیین میکنه . یه موقع هم آدم ترجیح میده پول بگیره و ننویسه . گاهی هم بهتره آدم بره دنبال یه کار نون و آب دار و قلم را بندازه تو جوی آب .
بعضی از کسانی که ادای نوشتن را در می آورده اند . جمیعا و لاتفرقوا به این مصیبت گرفتار آمدند و عطای نوشتن را به لقایش بخشیدند .
بیچاره این ثابون نویس هم در خم ابروی یار گرفتار آمد و قلم باز گذاشت ، از آنجایی که به خویشتنش دریافته بود که کار هر ...... نیست ............. لیکن ما نهایت تاثر خودمان را از انتحار این وزنه وزین اعلام می کنیم و برایش مرثیه می خوانیم و برسر نواخته شیون می کنیم تا اندکی دق مان تسلی یابد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>انالله و انا الیه راجعون<br />
خدا رحمتش کند . خدواند در جوار اولیاء مقرب جای داده و او را مشمول رحمت واسعه خودش قرار دهد . مرگ برای انسان پایان هر چیزی نیست ، اما برای ابزار مرتبط با انسان ها ، پایان همه چیز هست .<br />
انسان های قوی تر استخوان های شان محکم تر می شکند ( این قاطی شد با افتادن از بالاتر ) .<br />
هر چیزی عمری دارد و یک روز تمام می شود .<br />
بقول حاج خانوم مارکوت بیگل که تو آلمان شعر میگفته : « بناگاه باید خدانگهدار بگوید » .<br />
بله در دنیای نوشتن هم همینطوره . یه مواقعی میشه که پول ارزش نوشته های آدم را تعیین میکنه . یه موقع هم آدم ترجیح میده پول بگیره و ننویسه . گاهی هم بهتره آدم بره دنبال یه کار نون و آب دار و قلم را بندازه تو جوی آب .<br />
بعضی از کسانی که ادای نوشتن را در می آورده اند . جمیعا و لاتفرقوا به این مصیبت گرفتار آمدند و عطای نوشتن را به لقایش بخشیدند .<br />
بیچاره این ثابون نویس هم در خم ابروی یار گرفتار آمد و قلم باز گذاشت ، از آنجایی که به خویشتنش دریافته بود که کار هر &#8230;&#8230; نیست &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. لیکن ما نهایت تاثر خودمان را از انتحار این وزنه وزین اعلام می کنیم و برایش مرثیه می خوانیم و برسر نواخته شیون می کنیم تا اندکی دق مان تسلی یابد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابی</title>
		<link>http://www.khan.ir/blog/1388/05/09/422.html/comment-page-1#comment-822</link>
		<dc:creator>ابی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.khan.ir/blog/?p=422#comment-822</guid>
		<description>سلام... محمد جان! من فکر می کنم ایندفعه زیادی کف کردی! همه ی کف ها پاشیده این ور و اونور. البته کف نباید مثل کفتر! هی چرخ و پشتک و وارو بزند و  دیگران را دچار سرگیجه کند. اما با اینهمه کفنوشته های تو خواندینیست رفیق. تا هستی ناچاراً باید کف کنی. چند روز است کاملاً گم می شوم. خدا می داند دروغ نمی گویم. اصلاً نمی دانم چرا هستم، چه باید بکنم، کجا باید بروم. در این حال دلم می خواهد روبروی خدا بایستم و زار زار گریه کنم. خدایا... نانت نبود آبت نبود خلق کردن من چی بود؟! بعد بسوی خدا بدوم و او دور شود دور شود و من بدوم و بدوم تا دود شوم. تو را زکنگره عرش می زنند صفیر/ ندانمت که در این دامگه چه افتاده ست. (کف من هم نسبت به کف تو! بی ربط بود. این به آن در!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230; محمد جان! من فکر می کنم ایندفعه زیادی کف کردی! همه ی کف ها پاشیده این ور و اونور. البته کف نباید مثل کفتر! هی چرخ و پشتک و وارو بزند و  دیگران را دچار سرگیجه کند. اما با اینهمه کفنوشته های تو خواندینیست رفیق. تا هستی ناچاراً باید کف کنی. چند روز است کاملاً گم می شوم. خدا می داند دروغ نمی گویم. اصلاً نمی دانم چرا هستم، چه باید بکنم، کجا باید بروم. در این حال دلم می خواهد روبروی خدا بایستم و زار زار گریه کنم. خدایا&#8230; نانت نبود آبت نبود خلق کردن من چی بود؟! بعد بسوی خدا بدوم و او دور شود دور شود و من بدوم و بدوم تا دود شوم. تو را زکنگره عرش می زنند صفیر/ ندانمت که در این دامگه چه افتاده ست. (کف من هم نسبت به کف تو! بی ربط بود. این به آن در!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

