سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

سابون و جامعه شناسی سایوَی!!

با توجه به اینکه در سابون کاری قبلی دو سئوال مطرح کردم و قرار شد در این سابون کاری به پاسخ و یا دلایل ایجاد این پرسش سنجی بپردازیم؛میریم سراغ جامعه شناسی سایوی!حالا اینجا سایوی یعنی چی؟سایوی در اینجا به معنای سایه گونه است.به معنی همسانِ سایه بودن و همسانِ سایه عمل کردن.در پوشش قرار گرفتن و دارای حجاب بودن!

این حجاب میتواند یک پارچه باشد،می تواند ابهام شخصیتی باشد،می تواند سخنان متناقض باشد، می تواند حرکات عجیب و بی ربط باشد و حتی می تواند یک دروغ برای پنهان کردنِ یک حقیقیت باشد.مشی اصلی این سابون کاری عملا پیرامون مباحث سایوی و ابهام شخصیتی و دلایل آن است!

سئوال این بود که آیا تا به حال استریپ تیز دیده اید؟ و اینکه آیا از دیدنِ استریپ تیز (یا تز) لذت می برید؟؟باید پاسخ بگویم که شاید قریب به ۹۵ درصد مردان از تماشای استریپ تز لذت میبرند و به جرات می توانم بگویم کمتر از ۳۰ درصد خانمها از دیدن استریپ تز جنس مخالفشان لذت میبرند.(درصد ها و تخمین ها بر اساس تجربه ی شخصی و بینش شخصی است).

حال چرا اینطور است؟مگر انسان ها به دنبال پرده برداشتن از روی نا شناخته نیستند؟پس چرا در دو جنس درصد علاقه و تشنگی از پرده برداری و کشف پرده های حقایق متغیر است؟نتیجه میگیریم که این ابهام و تولید ابهام و ایجاد ابهام و ادامه ی روند ابهام گونه و گسترش و رشد این ابهام بنا به مخاطب و موقعیت زمانی-مکانی متغیر است.بنابراین می توان نتیجه گرفت که برای هر مخاطب در شرایط زمانی و مکانی باید نسخه ای جداگانه بیچید!

حال چرا پرده؟ابهام؟سایه؟علامت سئوال؟روکش و …؟

شاید بتوان اینطور بیان کرد که هر آن چیزی که برای یک انسان نا شناخته باشد کانون توجه او قرار خواهد گرفت!از ابتدای حیات موجودات به دلیل وجود این خاصه درون انسان،روز به روز شاهد اختراعات و اکتشافات جدید بوده ایم و این ناشی از تشنگی انسان برای کشف ناشناخته ها است.هر آن چیزی که مخفی باشد،مبهم باشد و لایه لایه باشد،برای انسان های پیرامون جذاب تر و مورد توجه تر است.اکثر قریب به اتفاق انسان ها از اینکه کانون توجه پیرامون قرار گیرند لذت میبرند.از اینکه چشمها به سوی و سمت او باشد لذت میبرند و این امری بدیهی است.پس یک رابطه ی منطقی دیگر نیز این وسط کشف شد.«انسانی که سعی در ایجاد ابهامات ذهنی نسبت به خود در ذهنِ پیرامون نماید از اینکه مرکز کانون توجهات قرار گیرد لذت می برد.»بنابراین ایجاد ابهامات ذهنی در ذهنِ پیرامون ،رابطه ی مستقیمی در تامین لذت های روحی مورد ابهام دارد.

حال این سئوال مطرح است که مگر نمیتوان عادی زندگی کرد و بدور از ابهام مثل یک آبِ ذلال رفتار کرد؟باید اینطور بگویم انسانهایی که سعی در ایجاد ابهامات شخصیتی دارند به چند گروه تقسیم می شوند:

- انسانهایی به شدت گوشه گیر و منزوی که ترس از هویدای شخصیت دارند.

- انسانهایی که دچار سرخوردگی اجتماعی و خانوادگی شده اند و ترس از داشته های شخصی و گذشته ی تاریک خود دارند.

- انسانهایی که به شدت زیرک هستند و با این ترفند سعی در پیاده سازی زندگی شطرنجی دارند و با این رفتار سعی دارند همیشه یک حرکتِ موثر عقب تر از حریف(پیرامون) باشند تا بتوانند در لحظه ی مورد نیاز برگ برنده ی خود را رو کنند!

البته گروه سوم نیز به دو گروه دیگر تقسیم می شوند:

- انسانهایی که توهم این را دارند که زندگی شطرنجی و ترسیم شده را پیاده سازی کرده اند.

- انسانهایی که به واقع علم و تجربه ی حرکات شطرنجی را دارند.(از این گونه انسانها باید ترسید؛اینها موجوداتی هستند که همیشه برنده اند).

خب!دوباره بر میگردیم به استریپ تز!یک استریپ تز ببینید!وقتی رقاص هنوز لباسهای خود را از تن جدا نکرده و مشغول پیاده سازی با ظرافت حرکات موزون است،شوقِ این وجود دارد که زیر این لباس چه نوع رنگِ پوستی وجود دارد.قسمتهای بدنش چه مشخصاتی دارد.زنگ نواحی بدنش به چه صورت است.حالتش به چه نحو است و الی آخر!یعنی تمامی آنها برایتان سئوال است و این جذابیت ایجاد میکند.زمانی که مورد به مورد لباسها و پوشش از بدن جدا می شود و در نهایت به لخت مادر زاد می رسد و چند دقیقه ای میگذرد باید توجه کرد که آیا همان لذتی که در ابتدا و حین جدا شدنِ پوشش و لباسها داشتید را دارید؟؟شما با دیدنِ استریپ تز یک بدنِ پوشیده از لباس در نهایت به بی میلی نسبت به آن بدن خواهید رسید.البته منظور اینجانب صرفا بی میلی نیست،بهتر است بگویم این بدن دگر کشف شده است و باید ابهاماتِ دیگر را بررسی کرد(لذت را به مثابه کنجکاوی نیز معرفی می کنم).

خب،پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که زمانی که موردی برای انسان کاملا هویدا شد،انسان از آن ترک تمرکز کرده و به سوی ابهاماتِ دیگر می رود.به عنوان مثالی دیگر زندگی مشترک را مصال میزنم.یک زوج چند ماه اول شدیدا شیفته ی هم هستند و بعد از مدتی وارد زندگی مشترک می شوند.زوج اگر هنر ایجاد ابهامات و لایه ها را در زندگی نداشته باشند به زودی زود برای یکدیگر کسل کننده و عادی و خنثی می شوند.این است که شیرینی دوران نامزدی و آشنایی یک زوج همیشه زبانزد خاص و عام است.

سئوالی دیگر مطرح است؛آیا باید همیشه با ایجاد ابهامات در پیرامون جذابیت ایجاد کرد؟پاسخ اینجانب خیر است!ایجاد ابهامات در زندگی برای پیرامون همیشه دارای یک نقطه ی عطف است که اینبار نیز متصل به عوامل زمان و مکان است.[ادامه دارد...]

گربه شور:

+ دو روز پیش یکی از دوستانم SMS داد که: «با صابون اسمتو رو ابرها نوشتم تا هر وقت بارون گرفت،ملت کف کنند».

+ آهنگران می خونه:«پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست؛راستی نادیدنی ها دیدنیست!».

+ خواهشا نپرسید عکسهای درون متن این سابون کاری کجاست و چگونه است و کی هست و کی نیست!

+ پاکزاد در حرفهای خودمانی کفِ قشنگی کرده که تازه دیدمش!

+ اصلا این سر و شکل سابون به دلم ننشسته!میخوام عوضش کنم ولی ایده ای در زهنم نیست!!(از ایده های نو حمایت میکنیم).

+این چند کلمه در این گربه شور نهایی رو هم مینویسم تا تعداد کلمه های این سابون کاری به مرز هزار کلمه برسه و یک عدد رند بشه در نوع خودش!بله هزار کلمه شد.

Share

۷ کف کرده »

  يک کف کرده به نام احسان خرداد ۹, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

در مورد زندگی مشترک باهات موافقم..متاسفانه شاید پنجاه درصد آدم ها اصلا همچین هنری ندارند!..بیست پنج درصد دارند ولی برای یک مدت کوتاه! یعنی عقبه ای نداره! دوازد و نیم درصد دارند عقبه هم داره اما نمیدونند کجا و چطور ازش استفاده کنند! و اون درصد باقی مونده هم . . .
لطفا نقطه چین را پر کنید( ۲۰ نمره)

  يک کف کرده به نام ehsan خرداد ۱۱, ۱۳۸۸ در ۶:۵۶ ب.ظ

filter shodi?
rohat shaaaad
va yadat geraaaaaaaami bad

  يک کف کرده به نام پاکزاد خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۲:۲۳ ق.ظ

شما به نتیجه کار واقف بودید . من متاسفم که به بهانه تعدادی تصویر که ابدا هم تحریک کننده نیستند ، وبلاگ ثابون فیلتر شده . گرچه پشت این قضیه محتوای دیگری دارد . اما این بدترین نوع انتخاب بود . امروز چون ابراهیم در میان آتش نشستن وجاهت خود را از دست داده . من شما را فردی با کیاست می دانم اما انگیزه این کار برایم شفاف نیست . گرچه یقیناً بزودی شما توضیح خواهید داد . اما این یک برچسب ناچسب است که وبلاگ شما بدلیل محتوای مغایر اخلاقی فیلتر شود .
+ آهنگران می خونه:«پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست؛راستی نادیدنی ها دیدنیست!».

  يک کف کرده به نام کیان خرداد ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

محمد جان فیلتر شدن وبلاگت رو تبریک میگم …..
من میدونستم که اینقدر مهم هستی که ….. [هورااااا]

  يک کف کرده به نام مهسا خرداد ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱:۲۵ ق.ظ

هورا!!!!!!!!!
سابون [بیا بقلم]
حالا میشه کفییییییییییید…! [لاو و عشق]

  يک کف کرده به نام حسین خرداد ۲۶, ۱۳۸۸ در ۳:۰۲ ب.ظ

وای اینا چیه…
اینا رو کی هت یاد داده؟
چرا اینجوری؟
تو واقعا اینجوریهستی؟
دی: [نیشخند]

  يک کف کرده به نام حسین خرداد ۲۶, ۱۳۸۸ در ۴:۰۶ ب.ظ

منظورم اون عکسای بدب که گذاشتی هستش؟
دی:
خب پیگیری؟
[اق اق] [اُ اُ]

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>