ٌصابون و آن ورزیده!
صابون مالی:
ورزش نمی کرد اما سینه هایش خیلی ورزیده بودند. خودش که دختر بدی نبود اما دوست پسرهای خیلی بدی داشت که همگی ورزش کار بودند.(دستمالی)!!
صابون مالی:
ورزش نمی کرد اما سینه هایش خیلی ورزیده بودند. خودش که دختر بدی نبود اما دوست پسرهای خیلی بدی داشت که همگی ورزش کار بودند.(دستمالی)!!
در زبان فرنگی ها flexibility یعنی انعطاف؛ انعطاف علاوه بر معانی بدیهی و مرسوم خود می تواند به معنی آن باشد که انسان، بدون انکار مبنا و اساس خویش، توانایی انطباق با شرایط جدید را داشته باشد تا جایی که عبور از گردنه های هولناک و تیغه های تیز به دلیل همین انعطاف از«تهدید» به «فرصت» تغییر ماهیت بدهند.
جهتِ درکِ بهتر این موضوع شما را به این مجموعه عکسها ارجاع میدهم.
تو کیستی…!؟
که رویای هم آغوشی با تو
مرا آنگونه ارضا کرد،
که هیچ تن برهنه ای نتوانست…!

سابون مالی شماره بیست و چهار:
فندکت را به من نزدیک می کنی و آتشم می زنی!
مرا که به لبهایت نزدیک می کنی، تمام سعی ام را می کنم که بهترین سیگارت باشم!
یک پک بیشتر نمی کشی…
و من حیران می مانم که چرا تا آخر نمی کشی؟!(ک*س*ک*ش)!!!
کسی پیدا شده که چهره اش آشناست،اسمش دوست قدیمی است،یک بیل هم دارد!
بیکار که می شود بیلش را بر می دارد و به سراغ خاطرات مدفون شدۀ من می رود؛نمی دانم چه اصراری دارد تمام زحماتی را که برای دفن کردن اینها کشیده ام به یک باره هدر دهد!
- اینها را گفتم که اگر روزی کسی آمد و خود را دوست قدیمی معرفی کرد، مراقب بیلش باشید!