سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۸

ٌصابون و آن ورزیده!

صابون مالی:

ورزش نمی کرد اما سینه هایش خیلی ورزیده بودند. خودش که دختر بدی نبود اما دوست پسرهای خیلی بدی داشت که همگی ورزش کار بودند.(دستمالی)!!

  • Share/Bookmark

صابون و Flexibility

در زبان فرنگی ها flexibility یعنی انعطاف؛ انعطاف علاوه بر معانی بدیهی و مرسوم خود می تواند به معنی آن باشد که  انسان، بدون انکار مبنا و اساس خویش، توانایی انطباق با شرایط جدید را داشته باشد تا جایی که عبور از گردنه های هولناک و تیغه های تیز به دلیل همین انعطاف از«تهدید» به «فرصت» تغییر ماهیت بدهند.

جهتِ درکِ بهتر این موضوع شما را به این مجموعه عکسها ارجاع میدهم.

  • Share/Bookmark

صابون و تو کیستی…؟

تو کیستی…!؟
که رویای هم آغوشی با تو
مرا آنگونه ارضا کرد،
که هیچ تن برهنه ای نتوانست…!

سابون مالی شماره بیست و چهار:

فندکت را به من نزدیک می کنی و آتشم می زنی!
مرا که به لبهایت نزدیک می کنی، تمام سعی ام را می کنم که بهترین سیگارت باشم!
یک پک بیشتر نمی کشی…
و من حیران می مانم که چرا تا آخر نمی کشی؟!(ک*س*ک*ش)!!!

  • Share/Bookmark

صابون و یک بیل به دست

کسی پیدا شده که چهره اش آشناست،اسمش دوست قدیمی است،یک بیل هم دارد!
بیکار که می شود بیلش را بر می دارد و به سراغ خاطرات مدفون شدۀ من می رود؛نمی دانم چه اصراری دارد تمام زحماتی را که برای دفن کردن اینها کشیده ام به یک باره هدر دهد!
- اینها را گفتم که اگر روزی کسی آمد و خود را دوست قدیمی معرفی کرد، مراقب بیلش باشید!

  • Share/Bookmark