مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.
Archive for اسفند, ۱۳۸۷
اسفند ۲۴, ۱۳۸۷ at ۴:۴۸ ق.ظ · در سطل مديريت, جامعه, روزنوشت و ثابون
سابون یکبار مصرف:
آدم ها را از روی سئوالهاشان میشناسم. همین طور که میخواهند با سئوالی راه خودشان را در ذهنت، در زندگیت پیدا کنند. آدم ها را از سئوالهاشان دوست دارم. آن وقت است که کنار میروند بعضیهاشان، پس زده میشوند یا نم نم مینشینند میان روزهایم.

اسفند ۲۳, ۱۳۸۷ at ۴:۱۷ ب.ظ · در سطل نقد سیاسی, مديريت, جامعه, روزنوشت و ثابون
او نمیداند من همه چیز را میبینم!او نمیداند من در پسِ یک لبخند؛به دنبال بررسی و آنالیز افکار هستم؛ولی او قطعا میداند که من نیز دوستش دارم.

صابون مالی شماره بیست و پنج:
سر ظهر، توی راه پله، صدای قاشق و چنگالهایی که آرام روی میز فرود میآیند یا توی ظرفهای چینی دراز میکشند تا رقص خود را شروع کنند، شادترین صدای دنیاست.(مرگ بر آسانسور).
اسفند ۲۲, ۱۳۸۷ at ۲:۲۰ ق.ظ · در سطل نقد سیاسی, مديريت, جامعه, روزنوشت و ثابون
صابونِ یکبار مصرف:
میشه بگید عامل موفقیت شما در چی بوده؟
والّا،اول توکل به خدا و امام زمان،دوم تلاش خودم و پدر و مادر فداکارم،یه ۴۰٪ هم سهمیه ی ناقابل بسیج و یه کوچولوی ۶۰٪ ای هم سهمیه ی خوش خدمتی در محضر بزرگان.

« برگی دیگر از صفحات صابوني ·
برگی دیگر از صفحات سابوني »