سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

صابون و عمو سبزی فروش

باسنِ لقِ سید محمد و باسنِ لقِ میر حسین ! جفتشون با هم قهوه ای کردین یک ملت رو !! بابا دیگه یک بله گفتن هم اینقدر سخته؟

بیا یاد بگیر برات چطوری از چند میلیونی آدمِ جو گیر “بله” میگیرم:

عمو سبزی فروش —> بله؟ / سبزی کم فروش —> بله؟ … نمیرم تا تهش چون جو مساعد نیست؛پتو چپون نکردیم سوراخ،موراخ ها* رو،می ترسم کمیته بریزه!(همون ۱۱۰ بابا!گیر نده!).

حالا بگو ببینم از یکی از دو عروس خانم می پرسم؛آیا وکیلم؟

سابون مالی شماره نهم:

موسیقی روح را تحریک می‌کند اما زحمت ارضا کردنش را به پای خودت میگذارد. (اکستازی)!

* موراخ همان سوراخی است!

Share

۱۳ کف کرده »

  يک کف کرده به نام احسان بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۲:۱۲ ق.ظ

بابا تنگ ثابون مالی اسم خودتم بزن یه موقع جملت رو ندزدن..این دو تا که تو این تصمیم انقد مرددن فردا که بیان تو صحنه چیکار میخوان بکنن؟ اصولگراها که از الان همه پشت مهروز خوانن مگه اینکه یکی از اینها نیاد! در ضمن من هنوزم معتقدم میرحسین به از خاتمی!

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ق.ظ

بِدُزدَن!قربون تو چه فرقی میکنه؟مهم اینه که کف کنه! [لام] [چای]

تو زیاد معتقد نباش قربونت!کوانتم! [رپ] [هه]

  يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۸ ب.ظ

این ثابون لیزه . زیرپای هرکی بزاری بدجوری سر میخوره . جهت سر خوردنش را فقط نمی دونم کی تعیین میکنه . خداکنه این سمتی لیز نخوره . ضمنا اینای که گفتی دیگه کفک زدن . باید تازه تر پیداکنی و بله بگیری .
نمی دونم چرا اینقده تو دول خارجی هی این ضعیفه ها را دارن میزارن رأس امور .
یه وقت قرار بود برای یکی از این شهرستانها نماینده بفرستند مجلس ، یکی از کاندیدها یه خانوم بود . رفته بود روستا برای تبلیغ . از مردم نظر خواهی که میکنه یه پیرمرده پا میشه میگه خانوم ما به شما رءی میدیم . خانومه میگه باید هرکاری را با دلیل انجام داد ، شما چرا به من رأی میدید ؟ مرده میگه اونایی که خایه داشتند نتونستند برای ما کاری کنند . شاید شما یه کم مایه داشته باشی و بتونی یه کارایی بکنی .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

[ریسه] [ریسه] [ریسه] [ریسه] [ریسه]

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ب.ظ

اوه اوه ! با خودت بد کردی پاکزاد جان ! با خانم ها دَر افتادی؟؟ [خراب] خدا بهت رحم کنه ! [عرق]

  يک کف کرده به نام احسان بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۷ ب.ظ

[خنده]

  يک کف کرده به نام احسان بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

چه سریع سید ممد به حرفت گوش کرد!

  يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ق.ظ

از محمد عزیز پوزش میخوام که یه مقدار چت روم کردیم اینجا را . آخه من خونه احسان عزیز را نمی دونم و ایشون زحمت کشیدند و بزرگواری کردند تو وبلاگ من توشیح فرموده و بنده نوازی کردند . لازم دیدم عرض ارادت کنم . نصف صوابش هم برای سابون .

احسان عزیز کزامت شما برما آشکار است بزرگواری فرموده منت گذاشتید و کلبه ما را منور فرمودید . سپاس بیکران

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۴:۲۸ ب.ظ

@ احسان :
میدونی که کاملا اتفاقی بود !! [چسم]

@ پاکزاد :
پاکزاد جان راحت باش !چت روم یا هر چیز دیگه! مهم تخلیه ی درونیات یک آدمکِ کفی هست! [چسم]

  يک کف کرده به نام احسان بهمن ۲۱, ۱۳۸۷ در ۵:۴۰ ب.ظ

بله کاملا اتفاقی بود این یک دونه .. جدی میگم بدون شوخی! اما سید ۸ اعلام کرد من ۸:۲۰ باخبر شدم..خدمت پاکزاد مهربان هم که عرض ارادت مخصوص دارم.

  يک کف کرده به نام خوشگل دی ۲۹, ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ

بابا این شعر و می زاشتی ما هم حالی می بریدم

  يک کف کرده به نام babaei دی ۲۹, ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ق.ظ

اگه می شه متن کامل این شعرو رو بزارید عمو سبزی فروش اخه من عموم سبزی فروش حال می ده براش بخونم

  يک کف کرده به نام maziar فروردین ۱۲, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۸ ب.ظ

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه

  يک کف کرده به نام سارا حسینی آبان ۱۷, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

با سلام اقای محترم ما رو مسخره کرده ای ما دنبال عمو سبزی فروش میگردیم وقتی وارد سایت شما میشوم ولی خبری از شعر عمو سبزی فروش نیست ولی تو گوگل نوشتی که هست ولی نیست دروغ چرا ؟

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>