سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

سابون و روز ملی شدن صنعت نفت

از دیروز قرار شد که تا روز ملی شدن صنعت نفت هر روز یک صابون کاری داشته باشم.حالا این قرار رو کی گذاشت خودم هم نمیدونم یک دفعه به مغزم رسید و به احسان گفتم.اونم کل کل که عمرا تو کالیبرت خیلی بالاستو این حرفا … برا کم کردنِ روی این احسان هم شده مجبورم برم تو نخ سابون کاری روزانه !! البته از نوعِ مدرنیتش که جدیدا مد شده ! چطوری؟ الان میگم:

ما عموما چند نوع مالش داریم:

- خای مال  – رمال   – حمال   – آنرمال   -شمال   – مینی مال و ……..

آره ، درست حدس زدید ! بسیاری از سابون کاری ها تا تاریخ ۲۹ اسفند مینی مال خواهد بود.اینم یک نوعشه دیگه !! تجربه ی خوبیه !

از طرفی هم می دونید یک دفعه یک چیز میزنه به سرم ! ببینیم چی میشه؛ حکایتی میگه که:

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه” راننده جواب داد: “واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…

سابون مالی شماره یک:

به شوق صفحه بعدی، کتاب را تند و تند ورق می زد تا اینکه به آخرین برگ ها نزدیک شد. دیگر شوقی برای به انتها رساندن نداشت اما دیگر دیر بود. برگ ها همچنان ورق می خوردند.(زندگی)!

گربه شور:

- وقت کردم و سیستم مدیریت این سابونِ عزیز رو به آخرین ورژن آپدیت کردم.(کمی تهدید امنیتی شده).

- وقت کردم و مقداری خونه ی سابون رو امن کردم.(کمی تهدید خرابکاری شده).

- وقت کردم و یک سری امکانات میخوام به مرور به سابون عزیز اضاف کنم که نگن این بنده خدا یتیم و مادر مرده هست.بی صاحاب نیست که بابا.

- جهت شفاف کردنِ ذهنِ پاره ای از دوستان و غیر دوستان سابون حالا حالا ها نه به مزایده گذاشته میشه نه به مناقصه نه اصلا جائی برای گذاشتن داره!معمولا صابون عادت به گذاشتن داره!!

Share

۳ کف کرده »

  يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ

[ریسه]

آخیش – کف کردم – ( تو مایه کیف کردن ) . این شکلک ها بالاخره اومد تو سابون [هور]

- هی بالاخره به یه جایی برخورد و ثابون هم قلمی شد ، خدا آخرش رو بخیر کنه . [فکر]

- با این گیرهای جور واجور که این مطلب داره ، میشه به هر گوشه ش یه میخ کوفت و یه چادر بهش گره زد . خودش یه سقف درست و حسابی برای زمستون میشه .

این رجب آرد روغن یه چیزایی تو داووس گفت که من براش آینده درخشانی پیش بینی می کنم – حداقل اینه که دوره شاهزاده های عرب سر اومده . [گرس]

- تو این ممالک محروسه پطرکبیر اینقدر میزارن که آدم یادش میره کی گذاشتن و هی انکار میکنه . [کف]

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۱۲, ۱۳۸۷ در ۲:۵۴ ب.ظ

بر وزنِ بزار بزار که داری خوب میزاری!؟ [خر]

  يک کف کرده به نام احسان بهمن ۱۳, ۱۳۸۷ در ۲:۳۴ ق.ظ

محمد جان تو سروری!(مصرع اول و دومو بشکن زنان بخون)..منم تعهد میدم واسه همه پست ها کامنت بگذارم ..مینیمالو ماکسیمالش مهم نیست! اصل همون بمال بمالشه!

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>