مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
Archive for بهمن, ۱۳۸۷
بهمن ۳۰, ۱۳۸۷ at ۳:۰۱ ق.ظ · در سطل کتاب, نقد سیاسی, مديريت, ادب و هنر, تلویزیون و رسانه, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, زنان, شعر
باد که میوزد
پرچمها را به رقص در میآورد
برگها را
دامن زنان را
انگشتان نازک درختان را
آرام که میگیرد
ما در کوچه به رقص میآییم
با برگها و درختان و پرچمها و دامنهایمان

سابون مالی شماره شانزده:
دلم می خواهد بروم به گذشته و به آینده فکر کنم. حالم را از دست نخواهم داد. مطمئن هستم که در آینده باز هم به اکنون باز خواهم گشت.(بگذر تا بگذری)!
بهمن ۲۹, ۱۳۸۷ at ۹:۳۴ ب.ظ · در سطل مديريت, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, شعر
صد نامه فرستادم،صد راه نشان دادم…
یا نامه نمی خوانی؛یا راه نمی دانی…

دیوار زیاد ساخته ایم؛پل کم!
گربه شور:
+ این جملات رو امروز روی تخته وایت برد معروف ابی خوندم و یادداشت کردم.
+ از هر چی انسان بی دست و پا و بی عرضه که باشه ، متنفرم.متنفر.
بهمن ۲۸, ۱۳۸۷ at ۲:۰۶ ق.ظ · در سطل درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون
گربه شور:
+ دپرسم شدید؛اگر گیر بدی،بهت گیر میدم شدید.
+ ضد حالم شدید؛ضد حال بزنی،ضد حال میزنم شدید.
+ روز خسته کننده ای بود.مخصوصا وقتی هوا تاریک شد که شدیدا خسته کننده شد؛شدید!
+ بی خیال؛همین قدر کافیه.حسش نیست.بزار فکر کنم ببینم چی شد ؛ چی نشد.
برگی دیگر از صفحات سابوني »