مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
دی ۱۲, ۱۳۸۷ at ۳:۱۷ ب.ظ
· در سطل فيلم و موسيقی, گوگل و امکانات, وبلاگ و سیستم ها, نقد سیاسی, مديريت, تلویزیون و رسانه, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, زنان, عکس و عکاسی
یکی منو نفرین کرد که انشاالله مثل من عاشق بشی تا دردِ عاشقی رو بکشی،یکی منو نفرین کرد و گفت از خدا می خوام عاشق بشی و نتونی به عشقت برسی،یکی منو نفرین کرد که …
این چند روز اخیر چقدر اتفاقات جالب و پشت سر هم می افته که هیچ کدوم به دیگری ارتباطی نداره ، چطوری؟ الان میگم : مثلا مهندس باهنر میاد در برنامه ی نگاه یک به جد طرح تحول اقتصادی رو زیر سئوال می بره،جلسات مشترک مجلس و دولت تشکیل میشه،حرفها و تصمیمات درون سیستمی اصلا با چیزی که صدا و سیما (شما بخوانید گدا و سیما برای کارمندانش) منعکس میکنه ، زمین تا زیر زمین تفاوت داره؛بعد یک سری که که زیر تصویرشون لیبل میزنند نماینده ی مردم ایکس میاد در مورد طرح تحول اقتصادی از دیدگاه مثبت صحبت میکنه،با یک نگاه مختصر متوجه میشی که طرف اصلا نماینده ی مجلس نیست بلکه از بچه های وزارت اقتصاد و دارائی هست،بعد شبکه ی خبر میاد موضوع رو ماله بکشه ، توکلی میاد حرف میزنه؛احمدی نژاد رو قهوه ای میکنه ، بعد برادران مطهری یک دفعه ساندویچ فلفل می خورن میپرن وسط ، عیسی و موسی و نوع و یوزارسیف رو به هم می بافن که بگن احمدی نژاد خیلی وقت هست که قهوه ای هست.بعد من نمیدونم احمدی نژاد چطوری یک دفعه سر از زاهدان در میاره و لاریجانی کوچک خبر از بررسی لایحه بودجه ی سال ۸۸ میده که مثلِ بلانسبت خَر تو گل موندن !!بعد جالب این وسط اینه که شاهرودی هم برا اینکه از کارنیوال های تبلیغاتی دولت عقب نمونه، کارنیوال های تبلیغاتی قوه ی قضائیه راه می ندازه و ایرانگردی به سبک قضا و قدر میکنه ، یکی هم میاد مثلِ من سابون نویسی میکنه که مثلا بگه آره بابا ، ما هم بله ؛ وبلاگ می نویسیم!

آره،فکر کنم سه شب پیش بود که جریان سال سالِ هشت و هفت رو برای یکی از دوستانم پشت تلفن تعریف کردم.بنده خدا اینقدر خندید که کم مونده بود پس بیافته!گفتم چی شده؟گفت دندان های کلید و چشمان پر از خونش خیلی باحال بود ، البته میدونم این پاراگرافی که اینجا نوشتم برای خیلی از خواننده ها قابل درک نیست، چون جریانِ خاصی دارد که در این بلاگ پابلیک قابلیت انتشار ندارد، دو فردای دیگه ما رو به جرم تشویش افکار عمومی و توهین به مقدسات می فرستن اونجا که عرب نی نمی ندازه ! (راستی عرب کجا نی نمی ندازه؟؟ )…
چندی هست تعداد افراد زیادی رو میبینم که روز به روز جمع اونها داره اضافه میشه ! آره منظورم آدمها و یا انسان های تنوع طلبِ خیلی شدید هستند.وای خدا اصلا قابل تحمل نیستند؛ راستی یک چیز جالب که مثل این سابون کاری اصلا به ما تهتانش ربطی نداره : ” جدیدا متوجه شدم از هر چیزی یا از هر کسی خوشم میاد ، از دستش میدم ! خیلی زود ، حالا بنا به هر دلیلی ! چرا؟؟ ” باید یک بررسی کارشناسانه ی ساعت حسابی انجام بدم و چند مصوبه هم اختیار کنم.از این مصوبه های سی ثانیه یک دونه ای نه ها ، مصوبه های مغز دار که بتونم اعتباراتش رو حداقل ظرف یک سال تامین کنم نه اینکه از ترس اینکه چهار چرخم هوا بره اینقدر تو چاه نگاهش دارم که بوش همه مملکت رو برداره ! بویش بابا ! من با بوش چی کار دارم؟؟ بوش که تموم شد ، اوباما رو بچسب ! چی؟ نه بابا منظورم اینه که بوش دیگه داره میره ، ولی قطعا سیاستهای کلی ایالات متحده تغییری نمیکنه و طبقِ روان جهانی سازی و گلوبالیزیشن عمل میشه ! حالا چه هیلاری باشه، چه اوباما ، چه من ! آمریکا یعنی ما تهتانتو بشور با ریکا !! ای روزگار !!

ای امون از بد شانسی، امروز شاسی یکی از کیس ها خراب شد، شاسی روشن-خاموش کردن سیستم رو میگم بابا،دهنِ من و سرویس کرده، اصلا حوصله ی مهندسی به خرج دادن ، باز و بسته کردن و الباقی رو نداره، اجالتاً دو سیم از جامپر پاور مین گرفتم از کیس آوردم بیرون ، دو تا رو با یک اتصال کوتاه سبب روشن شدن سیستم میشه !! وای چه کار مضحکی ، یکی بیاد ببینه نمیگه این چیه؟ به …مم که بگه!من مگه برای اونی که می خواد بیاد یک چیز بگه زندگی میکنم؟؟
راستی دیشب سال نو میلادی تحویل شد و وارد سال ۲۰۰۹ شدیم،انگاری همین دیروز بود که یکی از بچه ها CD جدید گوگوش رو بعد از بیست سال سکوت برام آورده بود و وقتی CD را گذاشتم دیدم اولش تحویل شدن سال ۲۰۰۰ میلادی در نیویورک رو نشون میده !! آره ۹ سال به همین سادگی گذشت! حالا چرا رفتم به سال ۲۰۰۰ و نه سال پیش ؟ چون سال ۲۰۰۰ به عنوان سال یادگیری و علم کامپیوتر نامگذاری شد و عنوان شد که از ۲۰۰۰ به بعد هر آن کسی که آشنا به علم کامپیوتر در سطح لازمه نباشد یک بی سواد است.از طرفی ما در این خطه ی وطنی مصوبه هایی را به چشم میبینیم که هر روز سرعت شاهراه اطلاعاتی جهانی را کاهش و پهنای باند را با قیمت های فضایی افزایش قیمت میدهند.این یعنی خـــــــــــــــنده !!
خیلی چیزای دیگه هست که هیچ کدوم به هم ربطی نداره و باید در این سابون کاری آورده شود،ولی از اونجائی که اون چیز ها هم به چیز هایی که شما دنبالش هستید ، ربطی ندارد از آوردنِ آنها صرف نظر میکنم.انشاالله در جای دیگر آورده شود.

دیشب دو فیلم رو دوباره دیدم و به عبارتی باز بینی کردم. K-PAX و SPY Game ؛ که مثل همیشه درس های جدیدی از فیلم ها گرفتم.شاید بگم از پیرامون و محیط تصاویر به نمایش آمده درسهای زیادی میگیرم یا شایدم بسیار از دیالوگ های طلایی این چند فیلمی که عاشقانه دوست دارم.
جمله ای از K-PAX : پروت رو میکنه به دکتر مایک در حیاط بیمارستان مانهاتان و بهش میگه: “دکتر ما کی پکسی ها مدتهاست این موضوع رو درک کرده ایم که هر کسی توانایی درمان خود را دارد ” – دکتر مایک با عصبانیت رو به پروت میکنه و میگه : ” مثل اینکه فراموش کردی اینجا تو بیمار هستی و من دکتر ؛ کار من معالجه ی بیماران اینجا هست نه تو” – پروت با خونسری و لبخند میگه : “پس چرا تا حال درمانشون نکردی؟ ”

جمله ای از Spy Game : وقتی رِدفورد به عنوان آموزش آخر برای تام بیشاپ میخواد آخرین فوتِ کوزه گری رو بهش آموزش بده؛ میگه : – ” یکمی پول جمع کن و یک خونه ای یک گوشه بخر ، برای هیچ کس و هیچ چیز” – ” هیچ وقت جونتو به خاطر زیر دستت به خطر نیانداز، و اگر اتفاقی برایش افتاد ، سالی یک بار بر سر مزارش گل ببر ” …
Permalink
يک کف کرده به نام احسان دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۱:۲۸ ب.ظ
این SPY Game سوراخ شد! اصلا چیزی مونده از سی دیش؟ آره بابا تو هم وبلاگ نویسی!
يک کف کرده به نام یک خبرنگار درپیت دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۲:۴۸ ب.ظ
بنازم ذهن پریشان و پرگوت رو!
بابا از همه دری حرف زدی، خب من هم اگه بخوام نظرم رو بدم باید از هر دری حرف بزنم، این که نمیشه! 
پس فقط اینو میگم:
این بار چندم بود جاسوس بازی رو تماشا کردی؟!!!!
يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۴:۰۲ ب.ظ
سلام
@ احسان:
احسان از رو سی دی نگاه نمیکنم ! یا هارد یا نسخه ی DVD اش رو نگاه میکنم ! جدی وبلاگ نویس هستم؟؟ مایوسم کردی که !!
@ یک خبرنگار درپیت:
بنازم حضور سابونی تو رو !
با دیروز که که دیدم شد ۸۳ بار که کاملا دیدمش ! D-: (جالب اینجاست میشینم تیتراژ هم عین ۸۳ بار دونه دونه می خونم {عوامل رو} … ) !
هر چقدر این چند فیلم رو ببینم باز کمه!
یک روزی در مورد همشون چند خطی مینویسم. کلا فکر میکنم ۷-۸ تا فیلم هست که مدام نگاهشون میکنم.
به قول یارو گفتنی به جای اینکه چند فیلم رو یک بار ببینم. یک فیلم رو چند بار میبینم ! (گاج ، گروه آموزشی جوکار ؛ به جای اینکه چندین کتاب را یک بار بخوانید ، کتاب گاج را چند بار بخوانید !!! ) … {چه سنخیتی پیدا شد بین من و گاج !!! ) …
پرتوان باشید
يک کف کرده به نام یک خبرنگار درپیت دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۴:۱۱ ب.ظ
واجب شد این فیلمه رو دانلود کنم و ببینم (البته فکر کنم یه بار تو تلویزیون دیدم)
میگم یه دفتر، دستک راه بنداز حالا که داری تبلیغ میکنی مفت و مجانی نباشه.
اصلاً بیا یه صحبت با این گروه آموزش جوکار بکنیم بگیم ما لوگوتون رو میذاریم تو وبلاگهای فاخر و وزینمون (!) در عوض شما هم ماهیانه … تومان بریزید به حساب ما!!!
نکته: جای خالی را با عدد مناسب پر کنید
يک کف کرده به نام احسان دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۶:۲۲ ب.ظ
خب باز هم خوبه پس جای شکرش باقیه..در ضمن تولدتون هم مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(فقط دعا کن تا آخر عمرت ما دو تا با هم روبرو نشیم که همون لحظه اول گردنت پریده)
این کامنت مال خودته تایید کردی یا نه Doesn’t matter!
يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۱۳, ۱۳۸۷ در ۹:۵۳ ب.ظ
سلام
@ یک خبرنگار درپیت:
آره ؛ قبلا تلویزیون داده .
وبلاگ های فاخر و وزینو خوب اومدی ! خوشمان آمد !!
جای اون چند … هم فکر کنم یک کوزه ی پر آب بزارم تا گاج هر روز آبشو بخوره بهتره !! D-:
@ احسان:
ممنون بابتِ تبریک تولد !
(دعای من تا سقف هم نمیرسه احسان ! خودت میدونی که !! )
کامنتی که به اسم و امضای من باشه ، مال خودم هست دیگه … ! D-:
پرتوان باشید
يک کف کرده به نام پاکزاد دی ۲۰, ۱۳۸۷ در ۸:۳۸ ب.ظ
این نظر من ، یعنی همینی که الان اینجا نوشتم . هیچ ربطی به نوشته های بالا نداره و در ضمن ازهمه نظریه هایی هم که نوشته شده تبری میجویم . اما نویسنده هاش را مثل چشمم دوست دارم . و اینک مطلب :
اگه از اون اشمایلی ها میگذاشتی تو قسمت کامنت ، اونوقت من یه دونه که یه بوسه گنده داره برات میذاشتم اینجا .
حالا برو حال کن .
يک کف کرده به نام محمد میرزائی دی ۲۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۱ ب.ظ
سلام
@ پاکزاد :
کبلائی ما رو فراموش کردی دیگه ، نه؟ اینطوریاست دیگه؟؟ میری بعدِ قرنی میای میگی ماچ بدم؟
فکر کردی مجانیه؟؟ کلی میدن پاش !! ؛ همه ساعت حسابی کار میکنن ! من ثانیه حسابی !!
تازه بستگی به نوعِ ماچشم داره ! اگر بزرگ باشه که چوب خط بالا میزنه !!!
loooooool
—————————
پاکزاد عزیزم خیلی خوشحالم کردی که باری دیگر شما را اینجا زیارت میکنم .
ما با این محبت های شما حال میکنیم دیگه!وگرنه اینجا که چیزی نیست !
پاینده باشید
يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ق.ظ
سلام بزرگوار
فعلا دارم سعی می کنم برای خونه اولم وقت بزارم . سر فرصت به وبلاگ هم رسیدگی می کنم
يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۲, ۱۳۸۷ در ۳:۱۹ ق.ظ
پاینده باشید عزیزم
يک کف کرده به نام ehsan بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۲ ب.ظ
با عرض سلام و احترام به شما برادر مومن و انقلابی آپدیتی مرحمت بفرمایید
نقطه سر خط
يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ
به روی تخم چشمانمان !
يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۸:۳۶ ب.ظ
البته این تخم چشمانی که اجرای درخواست احسان را بر روی آن گذاشتند . احتمالا فروردین ماه یعنی ماه اول فصل بهار سبز خواهد شد و تا آن هنگام باید به انتظار کمبزه و خیار بمانیم .
زارع این مزرعه که من می شناسم ، هزار سودا به سر دارد . یعنی امامزاده ای نیست که به این زودی حاجت دهد .
شاید بدلیل مشغلع فت و فراوان ایشان بزودی این وبگاه را به مزایده بگذاریم .
يک کف کرده به نام پاکزاد بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۸:۴۲ ب.ظ
اینجا ناگهان پایمان لیز خورد و مشغله – له شد واین شکل مشغلع گرفت که بدلیل همجواری حروف عارض شد . ایضا همه نشان های پارسی چسیانده بر صفحه کلید شده در اثر نفرین دشمنان ، محو نادبود شده اند و حقیر با رجوع به حافظه مغشوش خویشتن خویش انگشتم را فشار می دهم !!!!!! یعنی چی ؟!!! چرا فکرت خرابه ؟ . منظورم روی صفحه کلید است .
این مطالب دلیل خوبی برای وجین این مزرعه خشکیده است .
يک کف کرده به نام محمد میرزائی بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۳ ب.ظ
حتم آن است که شما فرمودید !
چشم ! شاید این جمعه بنویسم ! شاید !
يک کف کرده به نام احسان بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
با شما موافقم دوست عزیز..هی به خودمان امید میدهیم که این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست اما چه فایده! امام زاده مراد بده یالا!!
يک کف کرده به نام احسان بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶ ب.ظ
جمعه شما به جمعه موعود وصل نشه رییس!
يک کف کرده به نام احسان بهمن ۱۱, ۱۳۸۷ در ۲:۱۴ ق.ظ
آپدیت میکنی دیگه؟ هه هه هه!
کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>