سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

Archive for مرداد, ۱۳۸۷

ثابون و جهانی شدن تجارت سـِکـس(اجتماع حال و گذشته ۲)

پیرو سابون کاری های زنجیره وار که قرار بود از پست قبل شروع بشه؛این صابون کاری تقدیم میشه و همچنان ادامه دارد:

اکثریت بسیار بزرگ تحلیل‌های جهانی شدن سرمایه‌داری معاصر جنبة سیاره‌ای صنعت تجارت سکس را در نظر نمی‌گیرد. این بخش از اقتصاد جهانی در توسعة کامل که از جابجایی بسیار مهم جمعیت بوجود می‌آید و سودها و درآمدهای باورنکردنی پدید می‌آورد، ویژگی‌های اساسی و بی سابقة مرحلة جدید اقتصاد سرمایه‌داری را به نمایش می‌گذارد. رشد برق آسای آن بطور جدی حقوق اساسی بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان را که به کالاهای سکسی تبدیل شده‌اند، زیر سئوال برده است. دینامیکِ کار چنین است که سازمان‌های بین‌المللی از ۱۹۹۵، پس از تحلیل و گفتمانی که افشاگرِ بدترین نتیجه‌های جهانی شدن بازار سکس است، موضع‌هایی را پذیرفتند که به آزادسازی روسپی گری و بازارهای سکس گرایش دارد. در حقیقت، آنچه سازمان جهانی تجارت  (OMC) به نفع جهانی شدن نولیبرالی از آن دفاع می‌کند، اکنون جای ارگان‌های گوناگون اروپایی و بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد را، در قلمرو بهره برداری جنسی از زنان و کودکان گرفته است.

جهانی شدن سرمایه‌داری امروز به «کالایی شدن» بی‌مانند وجودهای بشری در تاریخ نیاز دارد. طی ۳۰ سال دگرگونی بسیار فاجعه بار تجارت سکس به صنعتی شدن، مبتذل شدن و انتشار پرحجم آن در مقیاس جهانی انجامیده است. این صنعتی شدن همزمان قانونی و غیرقانونی که میلیاردها دلار درآمد ببار می آورد، بازار مبادله‌های سکس را رونق داده که در آن میلیون ها زن و کودک به کالاهایی با مشخصه سکس تبدیل شده‌اند. این بازار از توسعة پرحجم روسپی گری (مخصوصاً در نتیجه حضور نظامیان درگیر جنگ و یا اشغال سرزمین ها) به ویژه در کشورهای تازه صنعتی شده، از توسعة بی سابقه صنعت توریستی، پیشرفت و عادی سازی هرزه نگاری، بین‌المللی شدن ازدواج‌های هدایت شده و همچنین نیازهای انباشت سرمایه بوجود آمده است.
این تأیید که صنعت تجارت جنسی وجود  داشته از این دلیل سرچشمه می گیرد: بویژه اینکه ما با توسعة تولید انبوه ثروت‌ها و خدمات جنسی روبروییم که تقسیم منطقه‌ای و بین المللی کار را بوجود آورده است. « ثروت‌ها» در بخش بزرگی از وجودهای انسانی تشکیل شده که به فروش خدمات جنسی مشغول‌اند. این صنعت که در یک بازار جهانی شده گسترش یافته و هم زمان سطح محلی و سطح منطقه ای را یکپارچه می سازد، به نیروی اقتصادی پرهیزناپذیر تبدیل شده است. روسپی گری و صنعت های جنسی مرتبط با آن ؛ میکده ها، باشگاه های رقص، روسپی خانه ها، سالن های ماساژ، مزون های تولید هرزه نگاری و غیره؛روی اقتصاد زیرزمینی پرحجم تکیه می کنند که توسط پااندازی‌های مرتبط باجنایت سازمان یافته کنترل می شود و به نیروهای نظم فاسد سود می رساند. زنجیره های هتل داران بین المللی، شرکت های هوایی و صنعت توریستی وسیعاً  از صنعت تجارت جنسی سود می برند و به دولت ها نیز از این بابت سود می رساند. در ۱۹۹۵، برآورد شده است که درآمدهای روسپی گری در تایلند بین ۵۹ و ۶۰ درصد بودجه دولت را تشکیل می داد. بی دلیل نیست که این دولت در ۱۹۸۷ توریسم سکس را با این عنوان افزایش داد: « یکی از میوه‌های تایلندی شیرین‌تر از دوریان [ یک میوه محلی] زنان جوان‌اند» در ۱۹۹۸، سازمان بین المللی کار برآورد کرد که روسپی گری بین ۲ و ۱۴ درصد مجموع فعالیت های اقتصادی تایلند، اندونزی، مالزی و فیلیپین را تشکیل می دهد. طبق بررسی ها صنعت توریستی ۴ میلیارد دلار در سال برای تایلند عایدی دارد.

صنعتی شدن تجارت سکس و فرا ملی شدن آن عامل های اساسی هستند که روسپی گری معاصر را بطور کیفی از روسپی گری دیروز متمایز می سازد. مصرف کنندگان از این پس می توانند در خلال جهان به پیکرهای جوان، حتی بسیار جوان « خارجی» بویژه برزیل ، کوبا، روسیه، کنیا، سری لانکا، فیلیپین، ویتنام، نیکاراگوئه و جاهای دیگر دسترسی داشته باشند.
عامل دیگری که خصلت کیفی متفاوت به تجارت سکس امروز می دهد، این واقعیت است که روسپی گری به استراتژی توسعة برخی کشورها تبدیل شده است. زیرفشار استرداد وام، بسیاری از دولت های آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا از جانب سازمان های بین المللی چون « صندوق بین المللی پول» و « بانک جهانی» (که وام های کلان می دهند) به توسعة صنعت های توریسم و تفریحی تشویق شده اند. در هر یک از این موردها، پیشرفت این بخش ها به جهش صنعت توریسم جنسی میدان داده است.در برخی موردها، مانند نپال، زنان و کودکان بطور مستقیم در بازارهای منطقه ای یا بین المللی (بویژه در هند و هنگ کنگ) عرضه می شوند، بی آنکه کشور مورد بحث توسعة گویای روسپی گری محلی را به رسمیت بشناسد. در دیگر موردها مثل تایلند، این امر توسعة همزمان بازار محلی و بازارهای منطقه ای و بین المللی را در پی داشته است. امّا در همه موردها، ملاحظه می شود که گردش این کالاها چه در مقیاس فراقاره ای یا فرا ملی از منطقه های کم متمرکز سرمایه به منطقه های بسیار متمرکز سرمایه جریان دارد. از این رو، برآورد شده است که طی ۱۰ سال دویست هزار زن و دختر جوان بنگلادشی به طرف پاکستان در تردد بوده اند ؛ در صورتی که ۲۰ تا ۳۰ هزار روسپی تایلندی منشاء برمه‌ای دارند.
جهانی شدن سرمایه از این پس با زنانه شدن بیش از پیش گسترده مهاجرت ها توصیف می شود . بخش مناسبی از جریان مهاجرت به سمت کشورهای صنعتی انجام می گیرد. روسپی های خارجی که آشکارا در پایین سلسله مراتب روسپی گری قرار دارند، بطور اجتماعی و فرهنگی منزوی هستند و در بدترین شرایط ممکن بهداشتی کار می کنند. تمام اقتصاد سیاسی روسپی گری و معاملة زنان و کودکان باید در اصطلاح کلاسیک برپایة تحلیل نابرابری های ساختاری، توسعة نابرابر و مرکب و سلسله مراتبی بودن بین کشورهای امپریالیستی و کشورهای وابسته شالوده ریزی شود.

وضعیت زنان و کودکان سیر پسروانه پیدا کرده: چنانکه، در بسیاری کشورهای جهان سوّم و همچنین در کشورهای اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی، زیر تأثیر سیاست های تعدیل ساختاری و آزادسازی اقتصاد، زنان و کودکان به ماده خـام جدید در چارچوب توسعة تجارت ملی و بین المللی تبدیل شده اند. از دید اقتصادی، این کالاها با امتیاز دوگانه توصیف می شوند: پیکرها همزمان ثروت و خدمات اند. دقیق تر بگویم، ما با کالایی شدن نه فقط پیکر، بلکه با کالایی شدن زنان و کودکان روبروییم. اندیشة رایج پیدایش شکل جدید بردگی در توصیف تجارتی که موضوع آن میلیون ها زن و کودک اند، از آنجاست.
این واقعیت ها شرایط و توسعة جهانی شدن کنونی سرمایه داری را در مورد زنان و کودکان که مورد بهره برداری تجارت جنسی اند، مشخص می کنند. باید سایر عنصرهای تعیین کننده را افزود. آدم ربایی، تجاوز به زور و خشونت از عامل های رونق این صنعت اند. آنها نه فقط برای توسعة بازارها، بلکه همچنین برای « تولید» این بازارها جنبه اساسی دارند: زیرا به « کارکردی» کردن آنها برای این صنعت که به آمادگی کلی پیکرها نیاز دارد، کمک می کنند. ۷۵ تا ۸۰% روسپی ها در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند. بیش از ۹۰% روسپی ها زیر کنترل پااندازها قرار دارند. یک بررسی درباره روسپی های خیابانی در انگلستان نشان می دهد که ۸۷% روسپی ها قربانی خشونت طی ۱۲ ماه اخیر بوده اند. ۴۳% از میان آنها از پی آمدهای سوءاستفاده حاد جسمی رنج می برند. یک بررسی آمریکایی اعلام داشته است که ۷۸% روسپی ها قربانی تجاوز به عنف از جانب پااندازها و مشتریان (بطور متوسط ۲۹ بار در سال) هستند؛ ۴۹% قربانی ربودن و انتقال از یک کشور به کشور دیگر بوده اند و ۲۷% معلول شده اند. سن متوسط ورود به روسپی گری در ایالات متحد ۱۴ سال است. آیا می توان تأیید کرد که در چنین شرایط به راستی روسپی «آزاد» و غیراجباری وجود دارد؟

در کشورهایی که روسپی گری قانونی است، روسپی های خارجی بخاطر وضعیت ناپایدار مهاجرت به مقیاس زیادی مخفی بکار گرفته می شوند و از قاعده های بهداشتی که لازمة «مراقبت» از روسپی ها و خریداران سکس است، بی بهره اند.
سرانجام اینکه، روسپی گری از راه استثمار زنان اقلیت های قومی نیز توسعه می یابد. از این رو، در ۱۹۸۰، ۴۰درصد روسپی‌های تایپه (تایوان) از منشاء بومی استرالیا موضوع معامله بوده اند. در مقیاس جهانی، مشتریان شمال از زنان جنوب و شرق سود می جویند. در خود جنوب مشتریان ملی از زنان و کودکان اقلیت های ملی یا نژادی سوء استفاده می کنند.
طی سه دهة اخیر، اغلب کشورهای نیمکره جنوبی با رشدی عجیب روبرو بوده اند. طی یک دهه وضعیت کشورهای اتحاد شوروی سابق و اروپای شرقی و مرکزی چنین بوده است. میلیون ها زن، نوجوان و کودک در ناحیه‌های « داغ» مادر شهرهای کشور خاص خود یا مادر شهرهای کشورهای مجاور زندگی می‌کنند. طبق برآورد ۲ میلیون زن در تایلند ، ۳۰۰ هزار در فیلیپین ، ۵۰۰ هزار در اندونزی ، نزدیک به ۸ میلیون در هند (۲۰۰ هزار آن نپالی) ، ۱ تا ۵/۱ میلیون در کره ، ۱۴۲ هزار در مالزی ، بین ۶۰ تا ۲۰۰ هزار در ویتنام ، ۱ میلیون در ایالات متحد، بین ۵۰ تا ۷۰ هزار در ایتالیا (نیمی از آن خارجی بویژه نیجریه‌ای)، ۲۵ هزار در هلند ، بین ۵۰ تا ۴۰۰ هزار در آلمان (شاید بیش از ۲۰۰ هزار ، این روسپی ها در روز  ۲/۱ میلیون خدمات سکسی به مشتریان می فروشند) و ۲۰۰ هزار در لهستان  به روسپی گری مشغول اند.
طبق برآورد یونیسف یک میلیون کودک هر سال وارد صنعت تجارت سکس می شوند . صنعت روسپی گری کودکان از ۴۰۰ هزار کودک در هند (که برخی مذهب ها آن را مشروع می دانند)، ۷۵ هزار کودک در فیلیپین ، ۸۰۰ هزار در تایلند ، ۱۰۰ هزار در تایوان ، ۲۰۰ هزار در نپال، ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار کودک در ایالات متحد (اگر مجموع صنعت سکس را اضافه کنیم، رقم ها به ۴/۲ میلیون می رسد) و نیز از ۵۰۰ هزار کودک در آمریکای لاتین بهره برداری می کند. برآورد شده است که در چین توده ای بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار کودک روسپی وجود دارد. در برزیل، برآوردها بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون در نوسان  است؛ ۳۰% روسپی های کامبوج کمتر از ۱۷ سال دارند . طبق برآورد برخی بررسی‌ها طی یک سال یک کودک روسپی « خدمات جنسی»اش را به ۲۰۰۰ نفر می فروشد.
از ۳۰ سال پیش به این سو، ما با سکسی شدن جامعه روبروییم. این سکسی شدن مبتنی بر نابرابری اجتماعی است. نتیجه آن نابرابر شدن بسیار سودآور است. از آن پس، جامعه از سکس اشباع می شود و بازار سکس رو به رشد کامل و جهانی شده، قبل از هر چیز از زنان و کودکان بویژه جهان سوم و کشورهای پیشین « سوسیالیستی» بهره برداری می کند.
ما اکنون شاهد صنعتی شدن روسپی گری، داد و ستد زنان و کودکان، هرزه نگاری و توریسم سکسی هستیم. چند ملیتی های سکسی به نیروهای اقتصادی مستقل، بها گذاری شده در بورس تبدیل شده اند. روسپی گری بدون بازار، بدون کالایی شدن موجودهای انسانی و بدون تقاضا وجود ندارد. متأسفانه، بهره کشی سکسی بیش از پیش به مثابة صنعت تفریحی نگریسته می شود و روسپی گری همچون کار مشروع تلقی می گردد. با اینهمه، صنعت فراغت « Leisure industry» مبتنی بر نقض منظم حقوق بشر است. بهره کشی سکسی از زنان و کودکان به همدستی مصرف کنندگان نیاز دارد.
این چشم انداز جهانی شدن مجموع مسئله‌ها (استثمار اقتصادی، ستم سکسی، انباشت سرمایه، مهاجرت‌های بین‌المللی، نژادپرستی، بهداشت، سلسله مراتبی شدن اقتصاد جهان، توسعة نابرابر و مرکب، فقر، تشدید نابرابری‌های اجتماعی و غیره) را که در درک تحول دنیایی که در آن بسر می بریم، جایگاهی قطعی دارند، در بر می گیرد. آنچه که می توانست به این عنوان در حاشیه نگریسته شود، از این پس در مرکز توسعة سرمایه داری جهانی قرار دارد. از این رو، این صنعت بیش از پیش به مثابه بخش مبتذل اقتصادی شناخته شده است.

همانطور که ملاحظه می شود،در فهرست این بررسی دقیق و گسترده، آمار تجارت جنسی کشورهای خاورمیانه حضور ندارد. گفتنی است که یکی از نقطه های « داغ» این منطقه دبی است که از برکت طرح های نولیبرالی به کانون فساد و خوشگذرانی منطقه تبدیل شده است. ثروتمندانی که از راه غارت و دزدی و چپاول و پول های کثیف سرمایه های هنگفتی بچنگ آورده اند، در مرکزهای توریستی ضد فرهنگی شیخ نشین های خلیج فارس سرمایه گذاری می کنند. این شبه کشورها که فلسفه وجودی شان تغذیة نفت مورد نیاز نفتخواران بین المللی است، از دید اقتصاددانان نولیبرالی ایرانی که همواره موفقیت آنها را به رخ می کشند، افتخار یافته اند محل مناسبی برای بنیاد قمارخانه ها و روسپی خانه ها برای داغ نگاهداشتن بازار سکس طبق نمونه های جهانی باشند . علاوه بر این شبکة سازمان یافته ای در کشور به شکار دختران نوبالغ زیبای خانواده های فقیر و تنگدست سرگرم است و گروه گروه آنان را از راه قاچاق یا با ویزای دولتی برای فروش در بازار سکس دبی و پاکستان و دیگر بازارهای منطقه عرضه می کند. به ویژه در یک دهة اخیر وضع به چنان مرحلة فاجعه باری رسیده است که روسپی های صادر شده از ایران بازار سکس کشورهای سابقاً سوسیالیستی را در شیخ نشین ها تنگ کرده اند.گستردگی فروش دختران معصوم ایرانی تا آنجاست که حتی در فیلم های سینمایی داخل کشور بازتاب یافته است. فیلم سینمایی « نگین» از جمله آنهاست که سرنوشت دردناک و لرزانندة این دختران بی پناه و بینوا را به تصویر کشیده و نماد روشنی از وجود شبکه دلالان در شکار زنان و دختران و کودکان برای فروش در بازار داخلی و بازارهای منطقه است. در این مورد بجاست گزارش ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۳ ایلنا را یادآوری کنم. طبق این گزارش قالیباف فرمانده کل نیروی انتظامی اعتراف کرد: «برخی از باندها، دختران کم سن و سال را به صورت غیرقانونی از کشور خارج می کنند»

مصاحبه ای با دو دختر روسپی ایرانی مقیم دبی:

اصلا چرا دوبی را انتخاب کردین؟
من به خاطر آزادی اینجا را انتخاب کردم.
آزادی در چی؟
م. در همه چی.
تجربه بدی از نداشتن آزادی در ایران داری؟
م. آره زیاد. یک بار در مهمانی یکی از دوستانم بود که ریختن به داخل خانه و بعدش دادگاهی شدم و چندین ضربه شلاق خوردم . دفعه بعد در یک مهمانی دیگر از ترس شلاق خوردن وقتی مامورها به داخل ریختن از پنجره طبقه سوم یک ساختمان پایین پریدم و چند جای بدنم شکست. قبل از پریدن شک داشتم و از ارتفاع می ترسیدم ولی دوست نداشتم دوباره دستگیر بشم.
چند وقته اینجایی؟
م. الان یک ساله.
شما چی شد که تصمیم گرفتین بیایید اینجا؟
ش. من هم به خاطر نداشتن آزادی.
شما ها چند سالتونه؟
م. ۲۲ سال
ش. ۲۶ سال
چه چیزی باعث شد که به قول خودتون وارد این کار شدین؟
ش. پولش خوب بود.

میتونم بپرسم چقدره؟
ش. این رو دیگه نپرس!
م. بستگی داره. بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ درهم برای تمام شب. من خودم عربها را ترجیح می دم چون از لحاظ مالی این پولی براشون به حساب نمیاد. ولی برای ایرانیهایی که از ایران میان به دلیل اینکه پول ایران را تبدیل می کنن براشون این پول زیاده و اعصاب خورد می کنن.
چه جوری وارد این کار شدین؟ یعنی وارد دوبی که شدین چیکار کردین، کجا رفتین؟
م. معمولا اینجا یکسری اشخاص هستنن که برای هرکسی که تصمیم داره کار کنه مشتری پیدا می کننن. من خودم خیلی از پدر و مادرها را دیدم که از ایران به اینجا میان و دخترهاشون رو به دست این افراد می سپارن. اول باور کردنش برام خیلی سخت بود.
ش. امروز یک موردی بود که خانواده ای دختر ۱۴ ساله شون رو آورده بودن.
معمولا این افراد چه درصدی از پول را برای خودشون بر می دارن؟
م. بستگی داره ولی به صورت کلی اگر در منزل اون فرد زندگی کنی نصف درآمد ولی اگر خود شخص منزل داشته باشه تا بیست و پنج درصد.
گفتین بعضی از خانواده ها دخترهاشون رو وارد این کار می کنن حالا اگر خود دختر نخواد چی میشه؟
ش. هیچی، خانواده ها اجبار می کنن.
در مورد شماها چی؟ اجبار خانواده بود؟
م. نه من از ایران خسته شده بودم و برای گذران زندگی به اینجا اومدم . خانواده خوبی دارم و اونها فکر می کنن که من اینجا در آژانس هواپیمایی کار می کنم.
ش. خانواده من هم نمی دونن که من اینجا چیکار می کنم.
ولی شماها چه جوری تونستین با ارزشهای قوی که در ذهن همه ما ها وجود داره کنار بیایین و وارد این کار بشین.
ش. من مشکلی نداشتم کنار اومدم.
م. زمانی که نوجوان بودیم دوست پسر داشتیم و باهاش رابطه جنسی هم داشتیم.
تا حالا با آدمهایی که ارتباط داشتین به مشکلی برخورد کردین؟
م. نه عربها خوب هستنن و اذیت نمی کننن ولی ایرانیها فکر می کنن که طرف را کاملا برای خودشون خریدند و میگن هرکاری ما میگیم باید انجام بدین.
تا به حال اتفاق افتاده که مقاومت کنین و قبول نکنین؟
ش. آره و دعوا میشه اگر هم دعوا بشه به ضرر زن تموم میشه.
ایرانیهایی که میان اینجا چه جور تیپهایی هستن؟
ش. همه جورش میان.
جوونها هم میان؟
م. آره ولی از اونها پول نمی گیریم. باهاشون دوست می شیم.
معمولا اینجا دخترهای ایرانی کجا جمع میشن؟
ش. در دیسکو ها.
خوب بعدش چی میشه؟
م. می ریم می رقصیم بعدش میان جلو میگن اینقدر می دیم و امشب را با هم باشیم.
کسی اذیت نمی کنه؟
م. اینجا تا شاکی نداشته باشی کسی اذیتت نمی کنه. هر کاری خواستی بکن و کسی را اذیت نکن.
نگرانیهاتون در این کار چی هست؟
م. هر باری که میریم برنامه بعدش دلمون می گیره که چرا من این کار را می کنم.
ش. کسی که وارد این کار میشه راحت نیست. کسی برای تفریح وارد این کار نمی شه. از روی نیاز اقتصادیه که وارد این کار میشن.
شده به این فکر کنین اگر عاشق کسی بشین چه اتفاقی می افته؟
م. من خودم در جایی ازدواج می کنم که کسی من را نشناسه.
فکر می کنید آینده چی میشه؟
ش. نمی دونم. به آینده فکر نمی کنم.
م. من چون در ایران خیلی اذیت شدم دیگه هدف خاصی ندارم اومدم اینجا و دارم زندگی ام را می کنم.

Share

صابون و اجتماع حال و گذشته (۱)

حتما براتون اتفاق افتاده که از دختری شنیده ویا برای خودتون  این سوال به وجود اومده باشه که چرا مردها هم مانند زنانی که با پسرها رابطه  ای برقرار میکنند خراب شناخته نمیشوند.
اول بگذارید از اینجا شروع کنیم که جهان ما چه جور جهانیست؟ به نظر که جهان ما فقط محل داد وستد هست یعنی شما در قبال گرفتن چیزی از سوی کسی باید مبلغی بپردازید حالا یا مادی  یا معنوی  مهم اینکه برای رسیدن به چیزی که دوست داری و می خواهی باید چیزی رو در ازایش بدی با این تعریف میریم سر اصل موضوع خودمون:
روابط زن و مرد هم در گذشته بر همین اساس دادو ستد  بوده در جوامع اون موقعه زن کارهای ظریف و یا ساده رو انجام میداد  ومردان هم  چون از لحاظ جسمی از زن بر تر بودند  کارهای سخت وطاقت فرسا مثل شکارکردن،مسولیت قبول کردن،چرخوندن خانواده ،برآورده کردن احتیاجات مادی خانواده و.. رو مهیا میکردند یادتون هست که در اوایل سابون کاری گفتیم  هر کسی بایدچیزی رو در ازای  خواستهاش  به اون کسی که فکر میکنه میتونه نیاز  اونرو براورده کنه بده؟خوب همون طور که میدونید در گذشته مثل الان نبود که  مرد و زن بتونند بدون دردسر  باهم رابطه بر قرار کنند .مرد و زن در اون موقع باید یک سری تعهداتی رو به هم میدادنند و بر اساس اون تعهدات به هم دیگه میرسیدند وبا هم زندگی و تشکیل خانواده میدادند مردان جامعه موظف بودند که نیازهای مادی زن از قبیل تهیه پوشاک و خرجی دادن و مسولیت قبول کردن خانواده و محافظت از زن  و …باید میپذیرفتند  و زنان  هم بر اساس اون باید آشپزی،خیاطی و غیره رو در رابطه با مرادن انجام می دادند . البته خوشکل بودن زن هم معیار و ملاکی برای  ازدواج با مرد بود چون همونطور که میدونید مردان همیشه بر اساس  ذات خودشون از لحاظ  زندگی  ورابطه با زن شیفته وعاشق زیبای و هیکل زن میشند تا خوده اون .

هر چقدر خوشکل بودن دختر وجذاب بودن اون در نظر مرد بالا میرفت قیمت اونهم زیاد و زیادتر میشد چون یکی از مهمترین مسایل زنان مادیات بوده و هست  و به خاطر همین همیشه سعی در زیبا بودن و جذاب بودن در بین هم جنسان خودشون را دارند.باکرگی و دست نخوردگی زن هم باعث افزایش اعتبار مادی اون در نظر شوهر  آینده اش میشد و از آنجایی که مردها  راه پول دراوردن رو بلد بودند بخاطر اینکه شرایط بدین گونه بود که مردها همیشه پرداخت کننده بودند دخترها هم در عوض مانند کالا  همیشه تر و تمیز و دست نخورده تربیت و بزرگ میشدند وچون همیشه قیمت جنس دسته اول و آکبند بیشتر از جنس دسته دوم بوده  این کلمه _ ف اح ش ه _ و خراب هم در جامعه  بروز کرد و میشه این طور نوشت که زنانی که دسته اول و آکبند نگهداری نمیشدند خراب  و _ ر و س پ ی پ _ در جامعه شناخته میشدند .حالا ممکنه این طور فکر کرد که این حرکت هم عقب افتاده بوده و هم بدور از عقل .
مسائل زندگی کردن و یا شکل گیری روابط درزمان حال با فرمول گذشته دارای یک سری محسنات و مضراتی می باشد و همینطور زندگی کردن با قوانین اجتماعی امروزه که دربین زن و مرد جا افتاده است هم دارای یک سری محسنات و مضراتی است البته بازهم باید یادآوری کرد که هر کس از دید خود این خوب و یا بد بودن را تشخیص میدهد .

در گذشته اگر ازادی به معنای امروز وجود نداشت در عوض یک چیز وجود داشت و آن هم عشق میان زوجین بود؛در حالیکه دراین دوره به خاطر یک سری تحولات و رنسانس اجتماعی عشق و علاقه دربین کسانی که ازدواج میکنند بسیار کم دیده میشود و مانند قدیم نیست .در گذشته اگر دخترها جرات انتخاب همسر نداشتند ولی خواستگاران آنها مردانی به معنای واقعی کلمه بودند و همچنین مسولیت پذیر در حالیکه امروزه پیدا کردن مرد کاری بسیار سخت وبه قول معروف باید جوره هندوستان کشید.
در گذشته اگر زن و مرد قبل از ازدواج باهم در رابطه نبودند و همدیگر را نمیشناختند اما پدران ویا مادرانی داشتند که فرزندان خود را بخوبی میشناختند و میدانستند که چه کسی استحقاق ازدواج با دختر و یا پسر آنها را دارد در حالیکه امروزه شناخت فرزندان در خانواده کم شده و یا در بعضی ممالک پدرو مادر جدا از فرزندان خود زندگی میکنند وشاید بخاطر همین دور بودن از همدیگر شناختی به آن صورت از همدیگر ندارند .در گذشته اگر دختری حق نگاه کردن ویا حرف زدن با مردی را نداشت به خاطر این بود که ممکن بود پسر شیفته ظاهر دختر شود و همچنین دختر شیفته پسر شود و این معیار درستی برای هم زیستی وتشکیل خانواده نبود اما امروزه معیار انتخاب همسر پول ویا شهرت فرد میشود و به خاطر همین معیار های پوچ ازدواجها به مدت طولانی نمیرسد و زوجین از هم جدا میشوند در حالیکه در گذشته چنین نبود.

البته باید این موضوع را مد نظر قرار داد تمامی مواضعی که مطرح شد همانند ۹۹/۹۹ درصد نسبی است و نمی توان یک نسخه ی کلی برای این موضوع و موضوعاتِ همانند پیچید.

به هر نحو این سابون کاری مقدمه ای بود برای سابون کاری های بعدی؛ فکر کنم یک سابون کاری زنجیره وار داشته باشم که حدود ۲ الی ۳ سابون کاری را به خود اختصاص خواهد داد.موضوع آن پیرامون تفاوت بین فاحشگی،جنده گی،روسپی گری و اختلالات جنسی،سرخوردگی های عاطفی در جوامع می شود.

Share

صابون و یار آغلادی من آغلادیم

یارین بویون قوجاقلادیم یارآغلادی من آغلادیم
ییغیشدی قونشولار بوتون جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارقالان داغا دانیشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چئکیب باشینداکی قار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوخشادی نار آغلادی من آغلادیم
ائلئی که اسدی بیر خزان تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله خار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلدادی تار آغلادی من آغلادیم
دئدیم کی حق منیم کی دیر باشیمی چکدیلر دارا
طناب کسنده بوینومو دار آغلادی من آغلادیم

یارم رو بغل کردم یار گریه کرد من گریه کردم
تمام همسایه ها جمع شدند همسایه گریه کرد و من گریه کردم
به کوه پر برف  حرف از جدائی زدم
آهی کشید و برفهایش گریه کردند و من گریه کردم
درختان انار طارم مرا دیدند و هم صحبت شدند
زیتون برایم زاری کرد انار گریه کرد و من گریه کردم
آنگاه که باد خزان وزید گلهایم پرپر شدند
تا خبر به بلبل رسد خار گریه کرد و من گریه کردم
حرف دل رو به تار گفتم سیم هایش پاره پاره گشت
اروم آروم ناله کرد و تار گریه کرد و من گریه کردم
گفتم حق با من است سرم و به دار کشیدند
طناب وقتی گلویم را می برید دار گریه کرد و من گریه کردم

Share
« برگی دیگر از صفحات صابوني