امروزه فحشا به عنوان یک پدیده ی انسانی , اجتماعی, حقوقی و اقتصادی چیزکی نمانده که سر از” علم فحشا شناسی” در آورد.
فحشا (روسپیگری )به عنوان بخشی از صنعت سکس (Sex Industry) و تجارت سکس(Sex Trade) یکی از پررونق ترین و پولساز ترین صنایع و تجارت ها در جهان شده است .میلیون ها انسان در این “بیزینس”( Business) چند بیلیون دلاری مشغول به کارند , تا آن جا که صاحبان کمپانی های ریز و درشت گرداننده این صنعت و تجارت , یعنی ” پااندازها ” و برخی از فاحشه های مرد و زن در کاخ های چند میلیون دلاری , با زندگی ای اشرافی عمرمی گذرانند.

در تعریف فحشا و فاحشه (روسپی ,جنده , بد کاره و….), تغییر چندانی پدید نیامده است . فحشا هنوزهمان فروش تن است که فاحشه های مرد و زن انجام می دهند و به قولی امر دخول (InterCourse)این تعریف را می بندد و کامل می کند. اما هستند کسانی که بر آنند تا این تعریف را بسط و تعمیم دهند. اینان می پرسند آیا ” ستارگان پورنو گرافی” که امر” دخول ” شان , حتی دخول چند نفره شان را, در برابر چشم میلیون ها انسان به نمایش می گذارند و پول های کلان برای خود و کمپانی های تولید کننده می سازند , کارشان فحشا و فاحشگی نیست؟ و این کمپانی ها نوع ” مدرن” پااندازی را انجام نمی دهند؟ و یا در میهن اسلامی خودمان صیغه یا ازدواج موقت شرعی , پااندازی شرعی و فاحشگی نیست ؟ در این تعریف تکلیف رقاصه هایی که عریان زیر نور های رنکارنگ می رقصند ( Exotic dancing ) و با حرکات تحریک آمیز حتی سبب خود ارضایی مشتری می شوند و یا عریان و نیمه عریان روی زانو های مشتری می نشینند(LapDancing) و یا تلفن کننده های سکسی(SexCommercialTelefone) و…. چه می شود؟ کارشان فحشا و خودشان در زمره فاحشه گان مرد و زن نیستند؟
در کنار واژه سازی های مختلف برای فحشا و فاحشه ( پاانداز , خانم رییس ، خاله و… ), تقسیم بندی ای نیزبرای انواع فحشا و فواحش صورت گرفته است. برای نمونه فحشا و فاحشه های خیابانی(StreetProstitution) فاحشه هایی که در محل ها و خانه های مشخص کار می کنند ( فاحشه های شهر نویی یا به تعبیر اسلامی اش “خانه عفافی”Brothels) , فاحشه هایی که در استخدام آژانس های مختلف فروش سکس هستند و این آژانس ها ضمن تبلیغ برای ” کارگران جنسی” خود در تهیه جا نیز قبول مسؤلیت می کنند.( بسیاری از ثروتمندان, سیاست مداران , روحانیون و چهره های شناخته شده مشتریان انواع گوناگون این آژانس ها در سراسر جهان هستند). (EscortProstitution) , فاحشه ها یی که در کشوری دیگر انگیزه سفر توریست ها به آن کشور می شوند(SexTurism) , فاحشه های بیابانی , که ویژه رانندگان تریلی و سایر رانندگان هستند ( lot Lizard) و……
علل و انگیزه روی آوردن به فحشا اساسا” کسب در آمد است, و انگیزه های جنسی در این روی آوری نقش مهمی ندارند . فاحشه ها و بخشی از پااندازان از میان فقیر ترین اقشار جامعه می آیند. بسیاری ازتن فروشان, دختران و زنان خانواده های روستایی و شهری ای هستند که فقر, اعتیاد و ناهنجاری های دیگر سامانه خانواده شان را در هم پیچیده است و آنان به اجبار به این حرفه روی می آورند.
برخی از فاحشه ها , به ویژه آنهایی که در “صنعت” و تجارت پورنوگرافی به کار مشغولند انگیزه هایی روانی برای روی آوردن به این شغل طرح کرده اند. ” مرکز توجه قرار گرفتن, احساس قدرتمندی در برابر مردان , لذت بردن از تن نمایی و همخوابگی, شهرت طلبی و…” نمونه هایی از دلایل آنها در روی آوردن به این شغل است.
پااندازها نیز با انگیزه های مختلف به این کار روی می آورند. بسیاری از اینان که از میان اقشار فقیر جامعه هستند برای گذران زندگی ای فقیرانه دست به چنین کاری می برند , اما کمپانی های بزرگ ، را برخی از ثروتمندان و سیاستمداران و صاحبان مشاغل مهم دولتی ( به ویژه در دادگستری ها و شهرداری ها) می گردانند تا ضمن کسب سود های کلان از قافله ی لذت جویان نیز عقب نمانند ارزیابی حقوقی و برخورد قانونی با فحشا نیز متنوع و گوناگون است.
برخی فحشا را شغلی می دانند همچون مشاغلی دیگر. سؤال اینان از مخالفین این حرفه این است: چه فرقی ست میان فروش توانایی ذهنی و فکری ,فروش زیبایی ظاهری ,فروش زور بازو و…… فروش تن ؟هر کدام از اینها نوعی شغل اند, اینان خواستار تامین تمامی حقوق اجتماعی تن فروشان هستند. این نظر نیز وجود دارد که زنان حق دارند هرگونه که می خواهند از بدن شان استفاده کنند.

برخی فحشا را عملی کاملا قانونی می دانند , اما پاره ای معتقدند این عمل قانونی می باید تحت نظم و ضوابطی کنترل شود و محدویت هایی به ویژه برای پااندازان و واسطه های رنگارنگ قایل شد.
موافقین حقوقی و قانونی فحشا اما در برابرمخالفین جماعتی کوچک و اندک اند.اکثر سیاست مداران مذهبی و “اخلاق گرا”و مذهبیون از مخالفین سرسخت فحشا هستند . اینان به دلایل شرعی , ” اخلاقی ” و بهانه های بهداشتی خواستار نابودی فحشا هستند و از منع قانونی تا قتل شرعی فاحشه ها و پااندازان پیش رفته اند.
وآنجا که پای مجازات به میان می آید قربانیان از فقیر ترین فاحشه ها و پا اندازها هستند. مقامات دولتی ,فاحشه های ثروتمند و همنشین و همبستر “بزرگان” و کمپانی های بزرگ نشان داده اند قدرت خرید مجازات و “عدالت” را دارند.
در میهنمان پرونده ی بسیاری از حکومت ها و بسیاری از حکومتی یان آلوده به سوء استفاده های غیر انسانی و چند جانبه از قربانیان فحشا ست . بهره برداری مالی , سیاسی , مذهبی و جنسی (سکسی) از فاحشه ها و پااندازان نمونه های از این دست ستمگری هاست.
“زمانی که نامة گلهآمیز «جمعی از فاحشههای شهر رشت» در ۱۳ تیرماه ۱۳۲۶ در روزنامة مرد امروز منتشر شد و آنها نوشتند: «ما یک عده بیچارههای مظلوم که فاحشههای رشت را تشکیل میدهیم، از تعدی و حق و حسابگیریهای رئیس شهربانی رشت…. عریضهای به اعلیحضرت دادیم و نوشتیم که ما بیچارهها به واسطة نداشتن سرپرست و شدت گرسنگی، عصمتفروشی میکنیم… چرا اینها دست از سر ما برنمیدارند، اگر ما پول داشتیم چرا دیگر زیر این ننگ میرفتیم… شبها مرتب میآیند و از هر خانه ۲۰ تومان برای رئیس شهربانی و ده تومان برای خودش پول میبرد… صد دیناری که در میآوریم این زالوها میبرند…»
نمیدانستند که سنت باجگیری از تنفروشی زنان، رسم دیرینهی حکومتها و دولتمردان است. چه دریافت مالیات بهطور رسمی از روسپیان ـ افزون بر باجخواهیهای مأموران نظمیه ـ همواره رواج گسترده داشته است. در سفرنامة ونیزیان در ایران آمده است: «زنان روسپی که در اماکن عمومی رفت و آمد میکنند نسبت به زیبایی خود مالیات میپردازند و هرقدر زیباتر باشند باید بیشتر مالیات بدهند.» (سفرنامة ونیزیان، ص ۳۸۶)
دکتر زرینکوب در کتاب کوچه رندان به فاحشه خانههایی در عهد حافظ اشاره میکند که: «از خرابات شیراز که “بیتالطف” خوانده میشد مبلغی بهعنوان مالیات به خزانة دولت میرسید» (زرینکوب، ص ۵۸)
جعفر شهری نیز در کتاب تهران در قرن سیزدهم مینویسد: «با همة سختگیریهای دولت در بستن خانههای درون شهر، هنوز خانههای بسیاری بودند که آزادانه بهکار مشغول و از طرف کمیسریها (کلانتریها) حمایت میشدند.» (شهری، ج ۱، ص ۴۷۰)
همچنین در بعضی از دورهها از فاحشهها قربانی گرفتهاند تا «دیگران» حساب کار خودشان را بکنند (قتل زنان خیابانی را در مشهد بهیاد بیاوریم)، یا حکم اعدام را در ابتدا بر آنها اجرا کردهاند تا در میان آنها زنان سیاسی را هم بتوانند اعدام کنند (زمان رضاشاه را بهیاد بیاوریم)؛ حتی وقتی بیماری مسری این زنان (که از آقایان میگرفتند) برای مشتریان ”محترم“ تهدیدی بهحساب میآمده، دولتمردان بهسرعت قوانینی برای کنترل زنان روسپی وضع کردهاند.
در طول تاریخ سرزمین ما ایران سرنوشت فاحشه خانهها همواره با قبض و بسط مواجه بوده است بهطوری که تأسیس و تخریب خانهها و محلههای روسپیان یکی از دلمشغولیهای اولیة هر سلطانی بوده که به تخت مینشسته است. کریمخان زند در زمان قدرتیابی در شهر شیراز خارج از شهر روسپیخانهای بنا کرد که مردم آن را «خیلخانه» مینامیدند. در رستمالتواریخ ، نویسنده «غرض از تأسیس این خرابات را گذشته از جلوگیری از فساد در شهرها، بند کردن دست و بال مردان سرکش» ذکر کرده است. (رستمالتواریخ، ص ۳۲۹ تا ۳۳۱) بعد از کریمخان زند با روی کار آمدن زکیخان زند فاحشهخانههایی را که کریمخان ساخته بود ویران کردند. اما ساختن و تخریب این خانهها همیشه ادامه داشته است.
البته چنین اقدامات اصلاحی بسیار محدود و به ندرت اتفاق افتاده است و آنچه در سراسر تاریخ وجود داشته رنج و تحقیر مضاعفی است که از طبقات بالادستی (و نیز از سوی فرهنگ مردسالاری) بر زندگی این زنان فرودست جاری بوده است. اما اکنون که سلاطین ”رفتهاند“ و بنا به گفتهای تعداد زنان روسپی به یک میلیون و دویست نفر در سراسر ایران رسیده است و نیز بیش از ۵۰ درصد زنان روسپی در کشور ما مبتلا به ایدز هستند (بولتن اخبار زنان، آذر و دی ۱۳۸۱) ، آیا وقت آن نرسیده که برای بهبود وضعیت این زنان که از محرومترین طبقات جامعه هستند فکری کرد؟ سخن را با شعر «ملاّفاطمه» که یکی از فاحشههای اهل شعر و ادب و هنر در زمان کریمخان زن بود ادامه میدهم. وی در پاسخ به امام جمعه شیراز که به او گفت «از این کارهای قبیح دست بردار» فیالبداهه شعری سرود و گفت:
در کوی نیکنامی، ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی، تغییر ده قضا را
در دوران پهلوی, در ایران تن فروشی جرم محسوب نمی شد. “شهر نو” بزرگ ترین فاحشه خانه ی رسمی در ایران شد, و با الگو قرار دادن آن محل های مشابه ای در شهر های بزرگ دایر گردید. شهر نو تهران را در سال ۱۲۹۸ شمسی شخصی به نام زال محمد بنا نهاد. زال محمد محلهای را در جنوب غربی تهران در نزدیکی دروازه قزوین احداث کرد ,این محله که در خارج از محدودۀ شهر تهران قرار داشت شهر نو نامیده شد.

“بعدها که شهر تهران گسترش یافت و این محله در محدودۀ شهر قرار گرفت، در سال ۱۳۳۳ به دستور زاهدی نخست وزیر وقت دیواری به دور آن ساخته شد که پس از آن قلعه زاهدی و اختصاراً قلعه نامیده میشد. این محله که محلهای منحصر بفرد بود بدیهی است که از روابط و مناسبات و مسائل و مشکلات منحصر بفرد و ویژهای نیز برخوردار بود.
روابط و مناسبات قلعه شهر نو و نحوه ورود زنان به قلعه به این شکل بوده است که زن داوطلب کار در قلعه ابتدا به شهرداری منطقه مراجعه کرده و با ارائه طلاق نامه کارت اشتغال بکار در این محله را دریافت میکرده و پس از تأیید کلانتری ناحیه، کار زن در قلعه آغاز می گردید، اما این شکل ظاهری و تشریفاتی این مرحله بوده است، در واقع زنان و مردان واسطهای که در این کار تجربه و تبحر داشتند زنان بیکار و نیازمند و بدون سرپرست را در محلات فـقیر نشین شناسائی کرده و سپس با وعده زندگی مرفه و آینده ای بهتر آنان را به اشتغال در قلعه تشویق می کردند، زنان در بدو ورود به قلعه نخست تحت تسلط یکی از باندهای مستقر در قلعه قرار می گرفتند ،این گونه باندها برای اینکه زنان قصد فرار نداشته و یا به بهانه های مختلف از جمله بیماری کم کاری نکنند با توسل به سه شیوه، ارعاب و تهدید و یا گرفتن چک و سفته از آنان و یا آلوده کردن آنان بدام اعتیاد آنان را مجبور می کردند تا زمانی که از جوانی و تندرستی بهره مندند همچنان بکار ادامه دهند،اغلب این زنان به بیماری آمیزشی مبتلا می شدند بویژه اینکه در سالهای قبل از دهه ۴۰ که بیماری سفلیس ریشه کن نشده بود تعدادی از این زنان بر اثر ابتلا به این بیماری پس از تحمّل دردهای طاقت فرسا در عنفـوان جوانی به کام مرگ های زودرس کشیده می شدند وعلاوه بر آن به دلیل کمبود محبت به اعتیاد و الکل معتاد شده و دچار پیری زودرس میشدند.یکی دیگر از رنج های آنان کتک خوردنهای همیشگی از مردانی بود که بر زندگی انان تسلط داشتند و صاحب جان و مال آنان بودند، این تعرضها گاهی منجر به نقص عضو و حتی در مواردی موجب قتل آنان می شد.فرزندان نیز در شرایط تربیتی و فرهنگی نامساعدی رشد می کردند در محله ای که همیشه چاقو کشی، عربده کشی، فحاشی و تمامی نابهنجاریهای اجتماعی وجود داشت , فرزندان نیز اغلب به ورطه فحشا، اعتیاد و تبهکاری سوق داده می شدند.
از مجموع اطلاعات به این نتیجه می رسیم که فقر و بیسوادی ( که خود تا حدود زیادی معلول فقر است )و بالاخره آشفتگی های خانوادگی که در مجموع زاییده مناسبات اقتصادی-اجتماعی جوامع طبقاتی هستند در صدرعلل روسپیگری زنان و دختران قرار دارند.
از نمونه های بهره برداری سیاسی نیز می توان به استفاده ی رژیم شاه در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره داشت. شعبان جعفری (شعبان بی مخ) یکی از” اراذل و اوباش حکومتی” رژیم پهلوی به شیوه ی خودش در باره کودتای ۲۸ مرداد شهادت داد:
“یه ( رقیه آزادپور معروف به)پروین آژدان قزی بود , میبخشین معذرت می خوام اون فاحشه بود, اینم آورده بودن قاطی ما،گفتم اینو بندازینش بیرون ,آهان , گفتن ,دادگاه رسمی ست , گفتم , نیست.گفتم , اینو بندازینش بیرون , این فاحشه رو بندازین بیرون . این هر چی حبسی داره من تا پونزه سال میکشم , اینو بیخود تو این دادگاه نیگر داشتین.”؛”پروین آژدان قزی اومد وگفت,بروبچه ها دارن شروع می کنن , یه پیغوم میغومی برای بروبچه ها بده تا من برم با هاشون صحبت کنم،خلاصه یه چیزی جور کردیم و گفتیم بره , رفت و مام رفتیم و گفتیم : ” بچه ها مثل اینکه شهر داره شلوغ میشه!”
فحشا زاده ی عدم توسعه ی اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه ست . فحشا محصول فقر , اعتیاد و بیکاری ست .
در ایران گسترش فحشا یکی از نتایج سیاست های اقتصادی حکومت ست , سیاست نا کار آمد و غیر عادلانه ای که فقر ,بیکاری و بی سوادی دستاوردش بوده و هست . جنگ ۸ ساله نیز در گسترش فحشا نقش ایفا کرد ,جان باختن صد ها هزار شوهر و نان آور خانواده , و بی خانمانی و آوارگی میلیونها نفر از عوامل اشاعه فحشا نیز شد. هیچ کدام از نابهنجاریهای جامعه اما مانند فحشا و اعتیاد بر یکدیگر تأثیر نمی گذارند در خیلی از موارد اعتیاد خود یا همسر عامل روسپی گری بوده و در خیلی از موارد زنان روسپی به اعتیاد پناه می بردند. از دست دادن شغل به علت مرگ سرپرست خانواده و یا ، بیماری و یا زندانی شدن او و فـقدان فردی از خانواده که هزینه ی زندگی را تأمین می کند، خانواده با ناتوانی مالی مواجه می شود و این مورد نیز می تواند زمینه را برای روسپیگری یکی از اعضای خانواده آماده کند.

ازدواج اجباری دختران با مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد یا اختلاف فرهنگی هستند یکی از عوامل زمینه ساز فحشا می باشد. طبق تحقـقات آماری ۱۴% زنان روسپی دارای هوو بوده اند. زیاده خواهی و تنوع طلبی مردان نیز در رابطه با گسترش فحشا نقش ایفا می کند, رابطه جنسی زن و مرد در خارج از تعهدات زناشوئی برای زنان مایه سرزنش وننگ است اما برای مردان آن چنان سرزنش بار نیست این نحوۀ قضاوت دو گانه در افکار عمومی می تواند عاملی برای تنوع طلبی مردان باشد. پائین آمدن میزان ازدواج به دلیل مشکلات اقتصادی، تنگدستی، بیکاری روز افزون بزرگترین مانع برای ازدواج جوانان است که خود نیز می تواند یکی از عوامل فحشا باشد.
وجود فضای یأس و ناامیدی در میان جوانان ایران نیز در گسترش فحشا نقش بازی می کند, با میزان ۶۰% جمعیت زیر ۳۰ سال ایران دارای یکی از جوانترین جمعیت ها در جهان نسبت به کل جمعیت می باشد. در حالی که میزان جمعیت زیر ۳۰ سال در آلمان ۱۸% می باشد، جوانان ایران چشم انداز امید بخشی برای آینده ندارند، این فضای یأس و ناامیدی و سرخوردگی موجب بروز اعتیاد ,خودکشی و فحشا می شود.
تجاوز نزدیکان یا محارم نیز در ایران شایع شده است ۱۱% از دختران روسپی توسط پدر، برادر یا دائی و عمو مورد تجاوز قرار گرفته اند.
عوامل افزایش زنان خیابانی بعد از انقلاب در کشور:
فقر: سیاست های اقتصادی کشور روز به روز اقشار متوسط و زحمت کشان و تهیدستان جامعه را به فلاکت بیشتری می کشاند و اکثریت طبقه متوسط جامعه بسوی خط فـقر رانده می شوند و اقشار فـقیر جامعه به خط زیر فـقر سقوط می کنند این گونه سیاستها و عدم توجه به عدالت اقتصادی و اجتماعی موجب بروز نابسامانیهای روز افزون در جامعه مانند بیکاری، تبهکاری، رشوه خواری اعتیاد و فحشا می شود.
جنگ: جنگ ۸ ساله جمهوری اسلامی و دولت عراق که افزون بر تلفات انسانی آن و مجروح و معلول شدن صدها هزار نفر از مردم میهن مان باعث بی خانمانی و آوارگی میلیونها نفر گردید این پدیدۀ شوم پیامدهای زیادی را ببار آورد که یکی از آنها اشاعه فحشا بود.
اعتیاد: هیچ کدام از نابهنجاریهای جامعه مانند فحشا و اعتیاد بر یکدیگر تأثیر نمی گذارند در خیلی از موارد اعتیاد خود یا همسر عامل روسپی گری بوده و در خیلی از موارد زنان روسپی به اعتیاد پناه می بردند.
از دست دادن شغل: به علت مرگ سرپرست خانواده و یا ، بیماری و یا زندانی شدن او و فـقدان فردی از خانواده که هزینه ی زندگی را تأمین می کند، خانواده با ناتوانی مالی مواجه می شود و این مورد می تواند زمینه را برای روسپیگری یکی از اعضای خانواده آماده کند.
ازدواج اجباری: ازدواج دختران با مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد یا اختلاف فرهنگی و یا میزان تحصیلات هستند می تواند یکی از عوامل زمینه ساز فحشا باشد.
داشتن هوو: طبق تحقـقات آماری ۱۴% زنان روسپی دارای هوو بوده اند.
فرار دختران: عوامل متعدد فرار دختران از کانون خانواده که خود می تواند موضوع بخث جداگانه ای باشد در سالهای اخیر افزایش یافته است و دختران فراری آسان ترین طعمه هائی هستند که بدام باندهای فحشا اسیر می شوند.
زیاده خواهی و تنوع طلبی مردان: رابطه جنسی زن و مرد در خارج از تعهدات زناشوئی برای زنان مایه سرزنش وننگ است اما برای مردان آن چنان سرزنش بار نیست این نحوۀ قضاوت دو گانه در افکار عمومی می تواند عامل برای تنوع طلبی مردان باشد.
پائین آمدن میزان ازدواج: مشکلات اقتصادی، تنگدستی، بیکاری روز افزون بزرگترین مانع برای ازدواج جوانان است که خود می تواند یکی از عوامل فحشا باشد.
وجود فضای یأس و ناامیدی در میان جوانان ایران: با میزان ۶۰% جمعیت زیر ۳۰ سال دارای جوانترین جمعیت در جهان نسبت به کل جمعیت می باشد. در حالی که میزان جمعیت زیر ۳۰ سال در آلمان ۱۸% می باشد، جوانان ایران چشم انداز امید بخشی برای آینده ندارند، این فضای یأس و ناامیدی و سرخوردگی موجب بروز اعتیاد خودکشی و فحشا می شود.
تجاوز نزدیکان یا محارم: ۱۱% از دختران روسپی توسط پدر، برادر یا دائی و عمو مورد تجاوز قرار گرفته اند. چیزی که در سالهای قبل از انقلاب بسیار کم سابقه و نادر بود.
عوارض و پیامدهای فحشا:
افزایش روز افزون فحشا بر اساس عواملی که ذکر گردید موجب پدید آمدن تأثیرات و عوارض مخربی بر نهاد خانواده و جامعه می شود که عبارتند از:
ـ شیوع بیماری مرگ زای ایدز
ـ شکستن تدریجی قبح فحشا: افزایش فحشا در دراز مدت موجب شکستن قبح فحشا می شود چنانکه در تایلند و هندوستان فحشا از آن چنان قبح اجتماعی برخوردار نیست و بعنوان یک حرفه شناخته می شود.
اگر روند فحشا در کشورمان با همین شتاب گسترش یابد در آینده شاهد شکستن قبح فحشا خواهیم بود. قبح فحشا را نباید با مفاهیمی مانند تعصب، غیرت و ناموس پرستی مورد سنجش و قضاوت قرار داد بلکه باید از دیدگاه حقـوق بشر مورد قضاوت قرار داد و آنرا به عنوان هتک حرمت انسان تلقی کرد.
ـ صدور دختران به کشورهای هم جوار: در سالیان اخیر باندهای اشاعه فحشا افزون بر عرضه فحشا در داخل کشور به انتقال دختران به کشورهای هم جوار مانند امارات متحدۀ عربی بویژه دوبی و ترکیه نیز مبادرت می ورزند حقارتهائی را که این دختران در این کشورها متحمل می شوند نشانگر زندگی دردناک هموطنان ستم دیده ما در دیگر کشورهاست، در روستاهای جنوب خراسان و بلوچستان نیز دختران را به بهانه های ازدواج به کشورهای پاکستان می برند و آنان را در آنجا به فحشا وا می دارند.


