سابون

مهم نیست صابون را با«ص»بنویسیم یا با«س» مهم آنست که کف کند.

صابون و اجتماع حال و گذشته (۱)

حتما براتون اتفاق افتاده که از دختری شنیده ویا برای خودتون  این سوال به وجود اومده باشه که چرا مردها هم مانند زنانی که با پسرها رابطه  ای برقرار میکنند خراب شناخته نمیشوند.
اول بگذارید از اینجا شروع کنیم که جهان ما چه جور جهانیست؟ به نظر که جهان ما فقط محل داد وستد هست یعنی شما در قبال گرفتن چیزی از سوی کسی باید مبلغی بپردازید حالا یا مادی  یا معنوی  مهم اینکه برای رسیدن به چیزی که دوست داری و می خواهی باید چیزی رو در ازایش بدی با این تعریف میریم سر اصل موضوع خودمون:
روابط زن و مرد هم در گذشته بر همین اساس دادو ستد  بوده در جوامع اون موقعه زن کارهای ظریف و یا ساده رو انجام میداد  ومردان هم  چون از لحاظ جسمی از زن بر تر بودند  کارهای سخت وطاقت فرسا مثل شکارکردن،مسولیت قبول کردن،چرخوندن خانواده ،برآورده کردن احتیاجات مادی خانواده و.. رو مهیا میکردند یادتون هست که در اوایل سابون کاری گفتیم  هر کسی بایدچیزی رو در ازای  خواستهاش  به اون کسی که فکر میکنه میتونه نیاز  اونرو براورده کنه بده؟خوب همون طور که میدونید در گذشته مثل الان نبود که  مرد و زن بتونند بدون دردسر  باهم رابطه بر قرار کنند .مرد و زن در اون موقع باید یک سری تعهداتی رو به هم میدادنند و بر اساس اون تعهدات به هم دیگه میرسیدند وبا هم زندگی و تشکیل خانواده میدادند مردان جامعه موظف بودند که نیازهای مادی زن از قبیل تهیه پوشاک و خرجی دادن و مسولیت قبول کردن خانواده و محافظت از زن  و …باید میپذیرفتند  و زنان  هم بر اساس اون باید آشپزی،خیاطی و غیره رو در رابطه با مرادن انجام می دادند . البته خوشکل بودن زن هم معیار و ملاکی برای  ازدواج با مرد بود چون همونطور که میدونید مردان همیشه بر اساس  ذات خودشون از لحاظ  زندگی  ورابطه با زن شیفته وعاشق زیبای و هیکل زن میشند تا خوده اون .

هر چقدر خوشکل بودن دختر وجذاب بودن اون در نظر مرد بالا میرفت قیمت اونهم زیاد و زیادتر میشد چون یکی از مهمترین مسایل زنان مادیات بوده و هست  و به خاطر همین همیشه سعی در زیبا بودن و جذاب بودن در بین هم جنسان خودشون را دارند.باکرگی و دست نخوردگی زن هم باعث افزایش اعتبار مادی اون در نظر شوهر  آینده اش میشد و از آنجایی که مردها  راه پول دراوردن رو بلد بودند بخاطر اینکه شرایط بدین گونه بود که مردها همیشه پرداخت کننده بودند دخترها هم در عوض مانند کالا  همیشه تر و تمیز و دست نخورده تربیت و بزرگ میشدند وچون همیشه قیمت جنس دسته اول و آکبند بیشتر از جنس دسته دوم بوده  این کلمه _ ف اح ش ه _ و خراب هم در جامعه  بروز کرد و میشه این طور نوشت که زنانی که دسته اول و آکبند نگهداری نمیشدند خراب  و _ ر و س پ ی پ _ در جامعه شناخته میشدند .حالا ممکنه این طور فکر کرد که این حرکت هم عقب افتاده بوده و هم بدور از عقل .
مسائل زندگی کردن و یا شکل گیری روابط درزمان حال با فرمول گذشته دارای یک سری محسنات و مضراتی می باشد و همینطور زندگی کردن با قوانین اجتماعی امروزه که دربین زن و مرد جا افتاده است هم دارای یک سری محسنات و مضراتی است البته بازهم باید یادآوری کرد که هر کس از دید خود این خوب و یا بد بودن را تشخیص میدهد .

در گذشته اگر ازادی به معنای امروز وجود نداشت در عوض یک چیز وجود داشت و آن هم عشق میان زوجین بود؛در حالیکه دراین دوره به خاطر یک سری تحولات و رنسانس اجتماعی عشق و علاقه دربین کسانی که ازدواج میکنند بسیار کم دیده میشود و مانند قدیم نیست .در گذشته اگر دخترها جرات انتخاب همسر نداشتند ولی خواستگاران آنها مردانی به معنای واقعی کلمه بودند و همچنین مسولیت پذیر در حالیکه امروزه پیدا کردن مرد کاری بسیار سخت وبه قول معروف باید جوره هندوستان کشید.
در گذشته اگر زن و مرد قبل از ازدواج باهم در رابطه نبودند و همدیگر را نمیشناختند اما پدران ویا مادرانی داشتند که فرزندان خود را بخوبی میشناختند و میدانستند که چه کسی استحقاق ازدواج با دختر و یا پسر آنها را دارد در حالیکه امروزه شناخت فرزندان در خانواده کم شده و یا در بعضی ممالک پدرو مادر جدا از فرزندان خود زندگی میکنند وشاید بخاطر همین دور بودن از همدیگر شناختی به آن صورت از همدیگر ندارند .در گذشته اگر دختری حق نگاه کردن ویا حرف زدن با مردی را نداشت به خاطر این بود که ممکن بود پسر شیفته ظاهر دختر شود و همچنین دختر شیفته پسر شود و این معیار درستی برای هم زیستی وتشکیل خانواده نبود اما امروزه معیار انتخاب همسر پول ویا شهرت فرد میشود و به خاطر همین معیار های پوچ ازدواجها به مدت طولانی نمیرسد و زوجین از هم جدا میشوند در حالیکه در گذشته چنین نبود.

البته باید این موضوع را مد نظر قرار داد تمامی مواضعی که مطرح شد همانند ۹۹/۹۹ درصد نسبی است و نمی توان یک نسخه ی کلی برای این موضوع و موضوعاتِ همانند پیچید.

به هر نحو این سابون کاری مقدمه ای بود برای سابون کاری های بعدی؛ فکر کنم یک سابون کاری زنجیره وار داشته باشم که حدود ۲ الی ۳ سابون کاری را به خود اختصاص خواهد داد.موضوع آن پیرامون تفاوت بین فاحشگی،جنده گی،روسپی گری و اختلالات جنسی،سرخوردگی های عاطفی در جوامع می شود.

Share

۵ کف کرده »

  يک کف کرده به نام پاکزاد مرداد ۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

سلام
دیدگاه شما قابل تحسین است و به مسئله مبتلابه اجتماع امروز با وسعت نظر پرداخته اید .
پیشنهاد می کنم به پاراگراف آخر پارامترهای مورد بحث «( سرخوردگی عاطفی ) را هم اضافه کنید . امیدوارم بحث جالبی بشود و به نتایج مفیدی برسد .

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی مرداد ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

سلام
سپاسگزارم جناب پاکزاد،موضوع پیشنهادی شما به موارد بحث اضافه شد و بدان خواهیم پرداخت.
من هم امیدوارم.

  يک کف کرده به نام رسپینا مرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۱:۲۳ ق.ظ

فکر میکنم تناقض هایی که بین گذشته و حال بیان کردید،در واقع تناقض نبودن .به نظر من فقط شکل قضایا تغییر کرده یا بهتر بگم معضلات امروزی تو اجتماع گذشته هم وجود داشتن فقط الانه پر رنگ تر شدن و رنگ و بوی امروزی به خودشون گرفتن ،درسته تو گذشته انتخاب همسر از روی ظاهر نبود. ولی صد در صد بخاطر سیرت زن هم نبوده.دو تا آدم که بدون هیچ شناختی میرفتن سر ِ زندگی ،و از اونجایی که تو گذشته بی برو برگشت دقیقا بعد نه ماه پای یه نفر سومی میومد وسط و بعد چهارمی و…،اینطوری میشد که زندگی ها دووم پیدا میکرد. البته این رو نمیشه منکر شد که زنهای قدیمی نسبت به امروزی ها با وفاتر بودن و پهلوان بودن و مردی همسرشون در درجه اول اهمیت بود و پول و مال در درجه دوم.ولی به نظرم عشق در بستر ارتباط شکل میگیره ،حالاممکن بود که در گذشته عشق بعد ازدواج هم بوجود میومد،ولی اگر به وجود نمیومد چی؟ادامه زندگی بخاطر فرزند یا آبرو…
از طرفی اگر مردی معیارش برای ازدواج ظاهر زن باشه ، این مرد چه درگذشته و چه در حال باشه بازم همون سیرت و ذات رو داره. زمان در افکار میتونه تاثیر داشته باشه ولی در ذات و سیرت نه!و باز هم چنین افرادی فکر میکنم در زمان گذشته هم توانایی اینو داشتن که از روی چادر اندام طرف رو مقیاس بزنن.این رو هم نمیشه انکار کرد که ابتدا باید ظاهر به دل بشینه تا طرف مشتاق شناخت باطن بشه!و شناخت باطن باز هم در بستر ارتباطه،حالا اگه قرار باشه این ارتباط بعد ازدواج باشه ،دیگه چه شناختی،اونوقته که میشه نوشدارو بعد از مرگ سهراب.
اینو یادمون باشه عشق یک ویژگی ذاتی نیست که بخواهیم افراد رو به خاطر نداشتنش شماتت کنیم.عشق یه موهبت الهیه که حالا یا نصیبمون میشه و یا نمیشه!درسته که با بودن عشق یک ازدواج می تونه موفق باشه. ولی دلایل عدم موفقیت در ازدواج رو نمیشه نداشتن عشق دونست. میشه گفت یکی از دلایلش اشتباه گرفتن هوس به جای ِعشق هست.و این جمله که در گذشته پدر و مادر ها بهتر میدونستند چه کسی استحقاق ازدواج با دختر و یا پسر اونها رو داره ،فکر میکنم حداقل هشتاد درصد نادرست باشه.والا ما که فقط از قدیمیها شنیدیم که پدر مادرامون ما را سروسامون دادن،ما که بچه بودیم.یا به زور اونا بود که ازدواج کردیم. حداقل الانه دیگه این بهونه از جوونا گرفته شده.فکر میکنم پدر مادرها فقط میتونن نیازهای اولیه برای ازدواج رو روشن کنند.ولی نیازهای فردی وذاتی رو نه.

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی مرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۱:۳۵ ق.ظ

سلام
رسپینای باهوش ، دوست بسیار عزیز و گرامی :
کلام شما را در بسیاری از نکات قبول دارم و می پسندم …
ولی مطائلی را که در این سابون کاری به چالش کشیدم ، صرفا به منزله ی یک دیباچه بوده است برای نیل به سویِ پَرِش و اوج گرفتن از روی تخته پرشی که در سابون کاری های بعدی پیشِ رو داریم.
از این رو این سابون کاری به منزله ی یک دیباچه تلقی میگردد و می توان در سابون کاری های بعدی به نتیجه گیری های درست تر و شیوا تر و مخملی تری دست یابیم.
پرتوان باشید با روحی بلند

  يک کف کرده به نام رسپینا مرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۲:۲۶ ق.ظ

سابون عزیز می خواستم در یکی از پست های بعدی به این مسئله اشاره داشته باشید:
چرا با این حال که برای غریبی ها سکس گناه نیست،ولی باز هم کلماتی مثل فاحشه و… رودارن ،یا بهتر بگم این کار رو بد میدونن. تا جایی که من در یکی از فیلمهایی که محصول همین کشورها بود ،دیدم ،افرادی که یه جورایی تو همین مساله با هم همکار هستند،در هنگام مجادله ،فحش هایی که شامل همین القاب میشد را نثار هم میکردند.وجالب اینکه طرفین از این مساله به شدت ناراحت میشدند،حال اینکه عملا این القاب همون سرشته زندگیشون رو شامل میشد.
ممنون…

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>