سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۷

ثابون و پیک پروردگار

فریاد زدیم که چرخ گردون، لیلا تو نداده ای به مجنون
فریاد بر آمد انکه خاموش کم داد اگر نگیرد افزون
خاموش شدیم و در خموشی
رفتیم سراغ مِی فروشی
فریاد زدیم دوای ما کو؟
گویند دواست باده نوشی…
هوشیار نشد مگر که مدهوش این بار گران بگیرم از دوش

آرام کنار گوش ما گفت: “این بار گران تو مفت مفروش”
از خود بکجا شوی تو پنهان؟
از خود بکجا شوی گریزان؟
بیداری دل چنین مخوابان…”سخت آمده است، مبخش آسان
هوشیار شدیم ازینکه هستیم رفتیم و در میکده بستیم
با خود به سخن چنین نشستیم: ما باده نخورده ایم و مستیم؟؟
مسجد سر راه ازآن گذشتیم
بر روی درش چنین نوشتیم:

در میکده هم خدای بینی…با مرد خدا اگر نشینی

Share

ثابون و تختی آهنین

پروکروستوس نام یک راهزن اسطوره ای است که تختی آهنین بر اساس استانداردهای شخصی اش ساخته و آن را بر محل گذر مردم قرار داده بود. این راهزن هر کس را که از آن گذر عبور می کرد گرفته و بر روی تخت قرار می داد، در صورتی که آن فرد از تخت بزرگتر بود ، پروکروستوس بخش های اضافی بدن او را می برید تا به اندازه ی تخت در آید و اگر کوچکتر از تخت بود آنقدر او را می کشید تا با تخت آهنین متناسب شود.

سرانجام پروکروستوس به دست تزیوس، قهرمان یونانی که مظهر مهر، شهامت و بردباری بود، نابود شد. در واقع شعار پروکروستوس این بود : یک استاندارد و اندازه برای همه. بعد ها این عمل فیزیکی پروکروستوس توسط کسانی که نگاهی چون او به جهان داشتند، وارد حوزه عقاید، مذهب، سیاست و دیگر حوزه ها شد. طوری که پروکروستوس ها ی امروزین در ابعاد وسیعی او را به تمامه زندگی می کنند. تعداد این نوع تخت ها نیز افزایش یافت، چنانکه بر سر هر گذر و هر کوی و برزن تختی قرار گرفته .

از هر سمت و جهتی که کسی قصد عبور داشته باشد با تخت پروکروستوس برخورد پیدا می کند. ازدیاد تعداد تخت های سرکوب موجب شده تا آدمها پیش از آنکه با تخت پروکروستوس بر سر گذر برخورد کنند، به شدت خود را سانسورکنند و بخش های مختلف وجودخود را از ترس سرکوب کنند و این بدترین نوع سرکوب است. اما تفاوتی میان پروکروستوس های امروزین دیده می شود و آن اینکه امروزیها با عناوین وتوجیهات مذهبی ، اخلاقی و با داعیه بشر دوستی و هدایت انسان ها به سوی بهشت، آنها را برروی تخت های وحشت و سرکوب می گذارند. ولی با هر نامی که عمل سرکوب و اندازه زدن آدمی با یک معیار ثابت انجام گیرد. همان الگوی پروکروستوس است که تکرار می شود. برای کسی که مجبور است طبق معیارهای معین و ثابت زیست کند و حتی خودش را هم انکار کند چه تفاوتی دارد به چه نام و با چه توجیهی در این اسارت قرار می گیرد. به قول شمس تبریزی، به هر چه از راه وامانی چه کفر آن نام، چه ایمان. آن گاه که انسان حق گزینش و انتخاب ندارد و تبدیل به ابزار خودکامگی پروکروستوس ها می گردد و در ظلمات جهل گرفتار می آید مرزکفر و ایمان و مرز خدا و شیطان به هم ریخته و غیر قابل تفکیک می شود. اما این سرنوشت محتوم انسان نیست، اگر آن هنگام که بایدها و نبایدها چون تارهای عنکبوت بر وجودآدمی تنیده می شود، و امیدها به یأس تبدیل می گردد، و آن گاه که در افسون غالب های تنگ و حصارهای بلند، اسارت در گوش جانش زوزه می کشد ، تزیوس قهرمان را فرا خواند، خواهد توانست یخهای جهل و نادانی را ذوب کند و بر ترس های واهی غلبه کند. گسستن بندهای ذلت با مهر و دوست داستن و با دلیری میسر است. عشق و مهر ورزی قادر است بر خود محوری غلبه کند و خشونت را به مهر فراگیر مبدل سازد. چنانچه شمس نظر دارد، عشق فرمان آتش بس است به سبُعیت. عشق شور همبستگی است و پالایشگر.تعلقی است پایدار به همه چیز و نشانه عدم تعصب. عشق پادزهر خشونت است.چنانکه عاشق شورانگیزی چون محی الدین ابن عربی مرزهای آگاهی اش در مکتب عشق تا بدانجا وسعت می یابد که می گوید: اکنون این دل چرآگاه آهوان، صومعه ی راهبان، بتکده، ‌کعبه و الواح تورات و مصحف قران است.

گربه شور:

+ تغییر نهایی سابون رو به خودم تبریک میگم.

+ هر نظر،پیشنهاد و انتقادی دارید،عنوان کنید تا بررسی کنم.

+ خودم که نسبتا خوشم اومده ازش…خوشکل شده.

+ یک جورائی خیالم راحت شد بابت سابون تا چند وقت آینده.

+ چند روزی هست که از بابت موضوعی ،باری که رو دوشم بود، چندین برابر سنگین شده؛از یک طرف هم اتفاقی باعثِ سبک شدنِ تکه ای از غمهایم شده.

+ زندگی زیباست ای زیبا پسند.لبخند بزن قربونش …

Share

صابون و نامه ای از خدا پیرو بررسی نامه ای از زمین

با سلام
نامه شما که بطور اتفاقی در اثر اخلال در سیستم کامپیوتری لحظه ای بر روی مونیتور دبیرخانه مشاهده شد. بعلت مجهول بودن آدرس، خط و زبان، نامه در شورای عالی کائنات به ریاست خداوند و نایب رئیس حضرت شیطان مطرح گردید و سپس توسط آن شورا، جهت شناسایی به کمیسیون اطلاعات ارجاع شد. و آن کمیسیون پس از تحقیقات اولیه که خود چندین هفته بطول انجامید، محل سکونت جنابعالی را کره زمین در مجموعه ای بنام شمسی شناسایی و به دلیل عدم اطلاع از این کره پس از سکونت آدم و حوا ، هیئتی مرکب یک میلیارد از متخصصین امور اجتماعی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی و سیاسی ، بدستور شورای عالی کائنات تشکیل گردید و بلادرنگ کار تحقیق و مطالعه بر روی آن کره را آغاز کرد. نتیجه کامل تحقیقات هیئت، دیروزدر نشست روزانه شورا قرائت گردید که کثرت جمعیت، ملیت، زبان، دین و همچنین کشتار هم نوع ، دروغ و فریب و از همه مهمتر خواندن دعا بجای بهره گیری ازعقل و شعور حیرت اعضاء را برانگیخت. بطوریکه ریاست محترم شورا از خلق انسان ابراز پشیمانی نمودند.

پس از گزارش، شورا خواستار توضیح از هیئت در مورد چگونگی افزایش جمعیت ، با در نظر گرفتن نود سال عمر مفید برای انسان و توانایی بارداری حداکثر پانزده کودک در این دوران و با توجه به ممنوعیت همخوابگی برادر با خواهر، پدر با دختر و مادر با پسر در کره زمین شد که رئیس هیئت، با سرافکندگی تنها راه ممکن را طرق ممنوعه ذکر شده اعلام نمود.
سپس دلایل قطع ارتباط با این کره و متروکه اعلام نمودن آن مورد سئوال قرار گرفت، که علت، احتساب صد و پنجاه سال عمر با رعایت قوانین خانواده برای یک نسل از انسانها ( پدر، مادر و فرزندان) مصوبه آن شورا بود. که پس از سکونت آدم و حوا و سپری شدن این مدت با فرض انقراض نسل هرگونه ارتباط قطع گردید.
سپس شورا پس ازشور، تعیین سرنوشت را چون گذشته به خود اهالی زمین سپرده و به عدم ارتباط با این کره تا بهره گیری کامل انسان از عقل و شعور ذاتی خود ادامه خواهد داد.

در نتیجه اعلام میدارد، با سیستم جدید که کلی هم خرج برداشت، دعا چه مستقیم و چه از طریق اماکن(کنیسه، مسجد، کلیسا وکنشت و…….) و چه واسطه (خاخام، آخوند، کشیش، موبد و کاهن و ….) کما فی السابق پذیرفته نمیشود و از این پس هم که اصلأ.
سخنگوی شورای عالی کائنات
جبرئیل

Share
برگی دیگر از صفحات سابوني »