سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

سابون و بحث فرار از آش کشک خاله

پیرو نگارش قبلی در تاریخ ۲۶ مهر درباره ی اپیزود ۲ و سئوال پیرامون دلایل فرار از ازدواج در جنس پسران؛فکر میکنم کلهم این نگارش مربوط به این سئوال-پاسخ ها و نظر اینجانب در مورد نظرات دوستان باشد.
عرض کردم که به نظر من این فرار ناشی از سه عامل اقتصادی،اجتماعی و خانواده است.نظرات دوستان همگی برایم محترم است؛همچنین در این باره صحبتی با پدر و مادرم،در سالگرد ازدواجشان (سانسور) انجام شد که به تجمیع بیان خواهم کرد.
سئوالاتم از پدر و مادر به صورت مشترک به این صورت بوده:
۱-از ازدواج خود راضی هستید؟
۲-اگر با همین عقل و تجربه به گذشته بازمیگشتید باز هم همین انتخاب رو میکردید؟
۳-اشتباهی در انتخابتان صورت گرفت که در حال حاضر بدان واقفید؟
۴-علاقه ای به بازگشت به سالیان قبل دارید؟
۵-افقی را که در زمان ازدواج پیش روی میپنداشتید تا چه حد تحقق پیدا کرده است؟از افق جلوتر هستید یا عقب تر؟هر کدام به چه میزان؟

پاسخ پدر و مادرم کمی با هم تفاوت داشت ولی در مجموع در یک نظر گنجانده می شد:

۱-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۲-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۳-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۴-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۵-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)

بار دیگر فضولی میکنم و سئوال میکنم:

۱-چند سال با هم در ارتباط جدی و غیر جدی بودید(قبل از ازدواج).
۲-چرا مدام بر روی زمان ازدواج تکیه دارید ؟؟

این بار پاسخها به صورت نصیحت به سویم شلیک می شود و من سعی در کنترل و جا خالی دادن ترکش ها:

۱-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۲-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)

رو به هر دو میکنم و می گویم: جمع بندی کنید.
مادر رو به پدرم میکند و منتظر جمع بندی پدر است؛ پدر فیلسوفانه رو به من میکند و میگوید: به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
بار دیگر خیلی آرام پرسیدم:
به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
در دل با آهی دل سوز میگویم: خرتان از پل گذشته؛بیرون گود نشته اید و میگویید؛لنگش کن…
شیرینی سالگرد ازدواجشان را میخورم و مدام فکر میکنم … فکری برای یک سقف!یک سقف بی روزن!محکم تر از آهن!سقفی برای من!سقفی برای تو!

بریم سراغ کامنت های دوستان عزیزم؛احسان،آزاده،netspc و خانم غزاله … :

احسان در کامنت ۱:
در مورد غرایض جنسی باید عرض کنم که احسان جان کاملا با شما مخالفم؛اگر این حس بین دو زوج از بین رود که فاجعه است،حرف شما درست است.ولی باید ارتباط جنسی هر بار به نوعی صورت پذیرد که هرگز باعث سردی و یا بی میلی نشود.(البته این مساله رو زیاد باز نمیکنم فقط به خاطر اینکه از موضوع خیلی فاصله میگیره،نیازمند یک مبحث دیگر هست که انشاا… به اجماع رسیدیم در مورد این موضوع بدان نیز می پردازیم).اگر کمی تامل کنیم میبینید که ما عدم تمایل به ازدواج رو درکشورهایی همچون ایتالیا و یا نروژ یا بلژیک هم داریم!آیا آنجا هم دین و یا جمهوری اسلامی دخیل است؟؟پس کمی بزرگ تر فکر کنیم،عواملی همچون دین دخیل است ولی نه به صورتی که در مخیله شما میگنجه!سیاست زدگی رو در این مقوله کنترل کن برادر خوبم.

آزاده ی عزیزم در کامنت ۲:
در مورد این حریمی که این جبهه ی تند رو نسبت به صحبت من گرفتید توضیح میدم:بزرگوار شما نباید ببنید حریم در نظر من و یا احسان یا غزاله و ………. چه چیز تعریف شده!باید دید در عرف چه تعریفی از حریم حقیقی و حقوقی یک زن تعریف شده است.ممکنه شما با این عرف مخالفت کنی!ولی اجبار به رفتار عرف دارید.چون اگر نداشته باشید ترد خواهید شد؛به جرم توهین به مقدسات و تشویش اوین مشرف می شوید.پس قاعده ی حریم را عرف مشخص میکند؛نه در ایران بلکه تمامی کشورهای جهان سوم و اندکی دوم به این صورت است.ما هم در کشوری از نوع جهان سوم زندگی میکنیم و توفیقی از نوع اجباری است.آزاده جان به عنوان یک پسر این رو مطمئنم که پسرا صرفا دنبال دختری نیستن که آفتاب ندیده باشن!حداقل کسانی که اطرافم هستن رو وقتی میبینم،اینطور نیست!در ثانی به صورت ۱۰۰% با فرموده ی شما در این زمینه که ۹۹% برای داشتن یک رابطه ی بدون دغدغه ازدواج میکنند مخالفم!خیلی عذر میخوام ولی گفته ی شما بسیار مسخره و خنده دار است.اصلا خیلی شتاب زده و عجولانه است.شما که دنبال جامعه ی آماری آقای netspc میگشتید این ۹۹% رو با جمع آوری چه نوع دسته ی آماری به دست آورده اید؟؟؟ [نه] [خر]

احسان در کامنت ۳:
ازدواج سلاخی عشق است با ساطور عادت!
اصلا با شما موافق نیستم!این برمیگرده به همون موضوعی که گفتم در مورد ارتباط جنسی؛س.ک.س!
این بر میگرده به عدم آموزش زوجین قبل از ازدواج!

آزاده ی عزیزم در کامنت ۴:
این که هر یک از زوجه بهترین را برای دیگری بخواهد از خصایص عشق است آزاده ی عزیزم.تو زیباترین!خوش کلام ترین!با تحصیلات ترین و تر ترین ها باید برای من باشی!چون من بهترین را برای تو میخواهم!نه برای خود!در عینه فکر می کنیم که این منِ اول به واقع من هستم؛ولی در واقع آن،توئی بیش نیست!!!(از دید من).

netspc در کامنت ۷:
گاهی اوقات س.ک.س حلال برخی از مشکلات بین زن و مرد هست که شاید با سالها و یا ماهها حرف زدن آن مشکلات حل نشوند….در مورد این جمله ی شما واقعا جای بسی تشکر داره! به واقع ۱۰۰% با این کلام موافقم!
کلام netspc بسیار شیرین بوده!اکثرشون رو قبول دارم!و با یک جمع بندی به دو مقوله ی عدم آموزش و خانواده می رسیم.خانواده ها سدی برای ازدواج به دلایل انتظارات نا متعارف که آن نیز ناشی از ناهنجاریهای عرف اجتماعی است،و دیگری عدم وجود آموزش صحیح قبل از ازدواج!

آزاده ی عزیزم در کامنت ۹:
پیرو پاراگراف ۴ شما باید عرض کنم که حق با شماست!پدرم گفت ما چند سال دیرتر باید ازدواج میکردیم چون پتانسیل جامعه را در فراهم آوردن شرایط در خود و جامعه میدیدن ! اما حال چه؟؟(وضعیت اجتماعی-اقتصادی)!

netspc در کامنت ۱۰:
بزرگوار فکر میکنم کوچ کردن که شما از آن نام بدید فقط یک نوع پاک کردن صورت مسئله هست؟آیا همه مثل شما شرایط کوچ رو دارند؟کمی این کوچ را توضیح دهید!شامل چه فاکتورهایی از نظر شما میشه؟؟گنگ تلقی میشه از نظر من!در باقی موارد در کامنت ۱۰ بسیار متین بود.

غزاله خانم در کامنت ۱۱:
غزاله خانم در متن میبینید که در سالگرد ازدواج پدر و مادرم از آن بزرگواران سئوالاتی پرسیدم!از شما درخواست میکنم به این سئوالات شما نیز پاسخ بگویید!میدانم خیلی از مواضع روشن تر خواهد شد !!! آیا شما نیز هم نظر با پدر و مادر من نیستید؟؟شما در جایی فرمودید ازدواج و وارد زندگی شدن سخت تر از آن چیزی است که فکرش را میکنیم…پس پاسخ سئوالات را بدهید…

آزاده ی عزیزم در کامنت ۱۲:
بزرگوار من فکر نمیکنم دریده شدن پرده ها و حی؛ منظور دوستی های خیابانی باشه!منظور در دسترس قرار گرفتن دختران به راحتی هر چه تمام تر هست!در مورد اینکه فقط پسران از ازدواج فرار میکنن!؟نظر من خیر است!بلکه دختران نیز به خاطر شرایط خانواده گاهی از این مسئله سر باز میزنند.

و اما نظر اینجانب به صورت کلی:
آیا یک مسئلۀ اجتماعی باعث بالا رفتن سن ازدواج در جامعۀ ما شده است؟
در این صورت، چه عواملی در پیدایش این پدیده مؤثر بوده اند؟
چه راه‏حل‏هایی در این زمینه پیش‏بینی شده است؟
میان تأخر در ازدواج، تنگنای ازدواج و … افزایش سن ازدواج چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا تأخیر در ازدواج یک مسئله یا بحران اجتماعی است؟
آیا وظیفه کارگزاران اجتماعی و جامعه‏شناسان در این مسیر یکسان است؟
به نظر می رسد در مفهوم تأخیر ازدواج چند اشکال وجود دارد. از جمله اینکه آیا به تأخیر انداختن زمان ازدواج با میل شخصی باز همان مسئلۀ تأخیر در ازدواج است؟
براساس چه معیاری سن ازدواج در ایران بالا رفته است؟
آیا حفظ سن ازدواج به شکل سنتی آن موجب تولید ناهنجاری اجتماعی نخواهد شد؟
آیا در گذشته‏های تاریخی نیز بالا رفتن سن ازدواج، تأخیر تلقی می‏شد؟
آیا برای هر دو جنس، بالا رفتن سن ازدواج به یک اندازه به عنوان مسئله تلقی می‏شود؟
آیا تأخیر در ازدواج فقط به معنای به تعویق افتادن مناسبات جنسی است و یا مسئلۀ تعویق تشکیل خانواده نیز مطرح است؟
آیا اقدامات انجام شده توانسته است در روند تأخیر در ازدواج مؤثر باشد؟

در جامعۀ ما دربارۀ روابط میان دو جنس هنجارهای دینی و عرفی زیادی به شکلی بسیار سخت‏گیرانه تعریف شده‏اند. این در حالی است که تغییر معناشناختی و جایگاه روابط جنسی در زندگی، تنوع و شیوع بیماری‏های مقاربتی، افزایش عوامل رسانه‏ای تحریک جنسی و … نگرانی‏هایی را در جامعه به وجود آورده است. در مروری بر برخی تحلیل‏های نظری، شاید بتوان گفت که اساس همه این موضوع ها در مسئلۀ مدرنیسم و تحولات ناشی از آن مطرح است.
در دیدگاه گیدنز، صنعت‏گرایی، سرمایه‏داری و تسلط ارزش‏های سرمایه‏مدارانه، تقویت نهادهای نظارت اجتماعی، قدرت سازماندهی و پویایی نهادهای عصر تجدد و جهانی شدن از جمله ویژگی‏های دوران مدرنیته شناخته می‏شوند. همچنین، در اندیشه این نظریه‏پرداز اجتماعی، علل پویایی و تحرک خارق العاده عصر تجدد با سه عامل شناخته شده‏اند؛ جدایی زمان و فضا که بسیاری از پدیده‏های محلی را به وقایعی جهانی تبدیل کرده است، ساختارهای تکه‏برداری شده (نشانه‏های نمادین و نظام‏های کارشناسی)، بازتابندگی نهادین یا حساسیت فوق‏العاده سازمان‏های جامعه مدرن برای پذیرش تغییراتی که براساس مشاهدات به سرعت در خانواده منعکس می‏شوند.
اگر سایر ویژگی‏های مدرنیسم مانند خردگرایی، فردگرایی، افسون‏زدایی، پوچ‏گرایی و دگرگونی را نیز در نظر بگیریم، در هر کدام از آنها نیز می‏توانیم این تحولات را شرح دهیم. اما، مسئله این است که مدرنیته و ابعاد مختلف آن، بدون واسطه‏های تغییر از جمله شهرنشینی، کاهش نفوذ نظام خویشاوندی، تحرک جغرافیایی، تکنولوژی و تکنولوژی اطلاعات، اشتغال زنان، جنبش حقوق زنان و تنوع‏پذیری نهادهای اجتماعی نمی‏توانستند در خانواده مؤثر باشند. به بیان دیگر، تغییری که در جامعه مدرن اتفاق افتاده، باعث شده است برخی از ویژگی‏های ازدواج در جامعه سنتی، مانند نوع انتخاب همسر و دخالت در آن، ازدواج‏های فامیلی، چند زنی، قابلیت فرزندآوری، پایین بودن سن ازدواج، فاصله سنی زن و مرد، پدیده ازدواج مجدد و … تغییر کنند.
میشل فوکو معتقد است که با تزاید جمعیت در غرب، این موضوع به امری حکومتی تبدیل شد و در پی آن تجسس در امور جنسی مردم، راه را برای تبدیل امری خصوصی به موضوعی حکومتی فراهم کرده و در پی آن امور جنسی گفتمانی شده است. به نظر می رسد، این مسئله در پیدایش تأخیر در ازدواج در ایران مؤثر بوده است.
دیدگاه دیگر در این سطح از تحلیل، برگرفته نظریات گیدنز است که طی آن، کاهش نفوذ گروه‏های خویشاوندی، انتخاب آزادانه‏تر همسر، به رسمیت شناخته شدن حقوق زنان و خانواده، کاهش ازدواج‏های خانوادگی، آزادی جنسی و توجه به حقوق کودکان، از جمله تغییرات عمده‏ای است که در خانواده اتفاق افتاده است.
کاستلز نیز معتقد است که تغییراتی که در حوزه کار یا آگاهی زمان اتفاق افتاده، به واسطه اقتصاد اطلاعاتی جهانی و دگرگونی تکنولوژیک، در تولید مثل بشر و دگرگونی خانواده پدرسالار مؤثر بوده است. او بر این اساس، به تأخیر انداختن سن ازدواج و زندگی مشترک بدون ازدواج را از جمله نشانه‏های بحران در خانواده می‏داند. شواهد نشان می‏دهند که سن ازدواج در ایران نسبت به سال‏های گذشته افزایش پیدا کرده است. اما، این مسئله مختص به کشور ما نیست و عمدتاً کارگزاران اجتماعی در سایر نقاط دنیا این پدیده را یک مسئله و یا بحران اجتماعی نمی‏دانند.
علاوه بر این، آمارها نشان می‏دهند که در ایران و بسیاری دیگر از کشورها فاصلۀ سنی زوجین در حال ازدواج و همچنین پراکندگی یا انحراف معیار سن زنان در هنگام ازدواج در حال کاهش است. از سوی دیگر ازدواج زودرس در سال‏های اخیر سیری نزولی داشته است.
برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، درصد زندگی مشترک خارج از ازدواج به هر دلیل در ایران بالا نیست. همچنین، میزان سقط جنین بسیار کم است و نرخ رشد جمعیت نیز در ایران مثبت بوده یعنی نیاز به اقداماتی برای افزایش جمعیت در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر، نرخ تجرد قطعی در کشور ما در مقایسه با سایر کشورها چندان بالا نیست. اما، نگرانی‏هایی در حوزۀ مناسبات بین دو جنس وجود دارد.
در تحقیقات ارزش‏ها و نگرش‏های ایرانیان در سال‏های ۸۰ و ۸۲، میانگین سن مناسب برای ازدواج مردان، از نظر پاسخگویان، ۲۵ سال و برای زنان ۹/۲۰ سال شناخته شده است. همچنین، در بین حدود ۴۵۰۰ نفر از شهروندان ایرانی، حدود ۵۲ درصد با اولویت ازدواج فامیلی مخالف بوده‏اند. در مورد معاشرت پسر و دختر قبل از ازدواج، حدود ۳۸ درصد اعلام موافقت کرده و حدود ۲۹ درصد از افراد جامعه در مورد خواستگاری دختر از پسر برای ازدواج گزینه موافق را انتخاب کرده‏اند. حدود ۹۲ درصد نیز مخالف تعدد زوجات بوده‏اند. این آمارها همچنین نشان می‏دهند که نگرش‏های مربوط به کار زنان در خارج از خانه نیز بسیار متحول شده است. به همین نسبت ۴۶ درصد افراد مساله طلاق و ۵۶ درصد روابط نامشروع را به عنوان مسایل جدی اجتماعی می‏شناسند.
این بدان معناست که با وجود آنکه بسیاری از افراد اعلام کرده‏اند که در ایران با موضوعی جدی با عنوان روابط نامشروع مواجه هستیم. اما می‏توان گفت که در همه این موارد شاهد بروز تحولات جدی در نگرش افراد جامعه هستیم.

برخی از عوامل تاثیرگذار در مسئلۀ تأخیر در ازدواج عبارتند از؛
تغییر در هویت جنسی زنان، باز تعریف زنانگی (شامل تمایل به اشتغال، تحصیل و …)، بازتعریف مردانگی(که با مشکلات اشتغال و بیکاری، بلوغ اجتماعی دیررس همراه است) و هزینه‏های گزاف، شرایط سنگین ازدواج و … در این زمینه باید به تغییرات کلان در جامعه نیز توجه کرد. از این رو می توان عدم ثبات در بازار اشتغال و تسلط ارزش‏های اقتصادی را نیز از جمله تحولات اقتصادی تأثیرگذار قلمداد کرد.
در حوزۀ تغییرات سیاسی نیز دخالت و نظارت دولت بر افکار عمومی، حکومتی شدن امور جنسی، ایجاد شکاف بین ارزش‏های رسمی و غیررسمی، نظارت و تهدید عرصه عمومی و … قابل ذکر است.
در زمینۀ تحولات فرهنگی هم می‏توان به تغییر در الگوها و هنجارهای ازدواج، دنیاگرایی در گزینش اهداف زندگی، لذت‏گرایی و تنوع‏طلبی، تغییر در تعریف حدود اخلاق جنسی، تنوع‏پذیری ملاک‏های زیباشناختی و … اشاره کرد.
در میان تغییرات اجتماعی نیز کاهش سرمایه اجتماعی، تغییر در ملاک‏های منزلت اجتماعی، جدایی و تفکیک هر چه بیشتر جنسیتی، ناچیز بودن و عدم گسترش کافی عرصه عمومی، ناکارآمدی خانواده در حمایت از جوانان و به طور کلی ضعف شبکه‏های حمایت اجتماعی، ضعف نظام‏های تأمین اجتماعی، دسترسی سهل‏تر برای داشتن مناسبات جنسی خارج از زناشویی، عدم توازن در توزیع فرصت‏های اجتماعی بین دو جنس، گسترش و تنوع‏پذیری شیوه‏های ارتباط بین دو جنس و ناکارآمدی شیوه‏های نظارت قابل بررسی و در نهایت در عرضه تغییرات جمعیت‏شناختی، به هم خوردن توازن دو جنس در بازار ازدواج، افزایش سن اولین ازدواج و عدم توازن جمعیت جنسی مهاجران داخلی و بین‏المللی نیز قابل اشاره است.
پدیدۀ تأخیر در ازدواج پدیده‏ای پیچیده است که سطوح مختلف کلان و میانی و خرد و به طور کلی، تغییرات در تمام ابعاد اجتماعی در جامعه بر روی این تحول مؤثر بوده است. بنابراین، برای نگاهی دوباره و تحقیقی عمیق دربارۀ آن، باید موضوع را بیش از گذشته مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
حال سؤال این است که ؛ چه باید کرد؟
گسترش فضای عمومی و تنوع بخشیدن فرصت‏های تعامل اجتماعی بین دو جنس، دخالت کمتر دولت در حوزه عمومی و خصوصی، کاهش شکاف ارزشی دولت و مردم، تقویت شبکه‏های حمایت اجتماعی و سعی در تقریب تعاریف، ارزش‏ها و هنجارهای ازدواج توسط گروه‏های مرجع کارشناسی، دینی و سیاستگذاران اجتماعی را از جمله مهم‏ترین راهکارها در این زمینه به شمار می رود.

Share

۷ کف کرده »

  يک کف کرده به نام غزاله آبان ۸, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۸ ب.ظ

من یک خوشحال میشم نظرم رو درجواب آزاده خانم اینجا بگم: کاش مقوله از بین رفتن حیا : ۱- فقط مربوط به جامعه ما بود. ۲- فقط محدود به دوستی‌های خیابانی بود. درمورد ۱ میخوام اینو بگم که ما سال ۷۰ که میتونم قسم بخورم شاید فقط یک‌درصد از مردم تهران تو خونشون ماهواره داشتن (از ائنجایی که تجهیزاتش توی بازار نبود) به‌خاطر کار پدرم مجبور به خرید ماهواره شدیم. اون موقع البته من خیلی کوچیک بودم. ولی یادمه که مادرم خیلی ابراز نگرانی کرد از اینکه بچه کوچیک تو خونه هست و ممکنه یواشکی نگاه کنه و این مسائل دیگه. ولی خودش با نگاه کردن چند تا برنامه نگرانیش تقریبا از بین رفت ضمن اینکه میدونست منم زیلد فضول نیستم و …بگذریم. میخوام بگم برنامه هایی که نشون میدادن معمولا از لباسهای پوشیده و شاید کمی یقه باز استفاده میکردن و نهایت صحنه‌ای که توی فیلم نشون میدادن بوسیدن زن و مرد بود و بس. لااقل نشون دادن اون مسائل (جنسی) رو به‌صورت باز مخصوص همون کانال‌های ویژه گذاشته بودن که دسترسی بهشون هم پولی بود. ولی الان میبینی که برنامه‌ای که داره از شبکه عمومی پخش میشه به راحتی بدن عریان زن و مرد هنرپیشه و بعضا روابط رخت‌خوابیشون رو هم نشون میده. (البته ما همون سالها بعد از اتمام کار پدرم کلا دم و دستگاهمون رو جمع کردیم و باور کنین درست ۲ ۳ ماه بعدش بود که بامهای تهروان پر از دیشهای ماهواره شد.) همین الانش هم فامیل ما که پایینمون میشینن ماهواره دارن و به ما هم گفتن که اگه خواستیم بریم نگاه کنیم ولی خوب هیچکدوم دوست نداریم و لزومی نمیبینیم این کار رو بکنیم. از منظورم دور نشم. این بی‌حیایی انسانها موجی‌ست که داره تمام دنیا رو میگیره . و اگه بگم سیاست بعضی دولت‌هاست برای اینکه مردمی رو که تازه دارن از دور و برشون سر درمیارن، دوباره سرگرم کنن و به بیراهه بکشن، بد نگفتم. ما هم که طبق معمول، فکر میکنیم روشن‌فکری یعنی انجام کاری که اونا میکنن. منتها چرا به جای پرداختن به مد، به علممون اضافه نمیکنیم (خوب البته اولی راحت‌تره) ! … من خودم تو دانشگاهی درس خوندم که همگی دختر بودن (دانشگاه الزهرا) و از نظر پوشش راحت بودن. متاسفانه طرز لباس‌پوشیدنها وحشتناکه. به‌نظر من خیلی زشته که دختر یه‌جوری لباس بپوشه که برجستگی‌های عقب و جلوش بزنه بیرون! بیشتر از نصف اینا هم با مردها بد بودن و اونا رو عامل بدبختیشون میدیدن! و میگفتن نگاهشون آلوده‌اس و … خوب اون پسر بیچاره که به‌خاطر ساختار بدنی از طریق چشم تحریک میشه چقدر باید سرش رو بندازه پایین و چیزی نبینه ! خوب نگاه میکنه دیگه. حالا یا میتونه و ازدواج میکنه یا نمیتونه و به‌راههای نامشروع رو میاره. دسته‌ای از این دخترها هم که خودشون به خاطر نیاز عاطفیشون با پسرها دوستی هم میکنن و دیگه بدتر اندر بدتر…
بعد هم یه زمانی لااقل این چیزها توی خلوت و پارتی و خونه‌ها و .. بود. الان که توی هر پارک و بوستانی راحت میشه دختر و پسری رو دید که دست دور گردن هم انداختن و درگوش هم زمزمه میکنن. یا بلند میخندن و … این یعنی دریده شدن پرده حیا. به خدا ما خشکه مذهبی نیستیم ولی شوهر من یه بار هم تاحالا دست منو تو خیابون نگرفته فقط چون میگه اونی که ببینه و نداشته باشه، گناه داره حالا چه ما زن و شوهر باشیم چه نباشیم. امیدوارم منظورم رو رسونده باشم

  يک کف کرده به نام غزاله آبان ۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

۱- من واقعا از ازدواجم راضیم و هرچی فکر میکنم میبینم با کس دیگه‌ای خوشبخت نمیشدم.
۲- بله من خیلی فکر کردم که اگه برگردم به اونموقع ممکنه کس دیگه‌آی رو انتخاب کنم. ولی برخورد شوهرم همان روزهای اول برای من خیلی دلنشین بود. برخوردی که از قبلی‌ها ندیده بودم.
۳- اشتباه ما این بود که من تو خانواده‌ای کم‌جمعیت و همسرم تو خانواده‌ای شلوغ! بزرگ شده بودن. منتها خوب باید به همه خوبی های دیگه بخشید دیگه!
۴- خوب دوران عقدمون خیلی سخت بود. ولی سال اول ازدواجمون بهتر بود. البته اگه راستش رو بخواین من ترجیح میدم برگردم به همون هفت سال اول زندگیم (کودکی) که راحت‌ترین سالهای عمرم بود!!!
۵- از افق جلوترم. من فکر میکردم ازدواج میکنم. میشینم خونه و احتمالا بچه‌داری میکنم. ولی به یاری همسرم که منو خیلی هل داد! هم کار کردم. هم کامپیوتر رو به خوبی یاد گرفتم. هم الان هم تو خونه ،تفریحی البته ، درکنار بچه‌داری با اینترنت کار میکنم.
۶- از لحظه دیدار ما تا عقدمون فقط دو ماه طول کشید. ارتباط قبلی نداشتیم
۷- خوب من یکم زمان میخواستم چون باید کله‌شقی‌هام رو میکردم! بعد محدودیت ازدواج رو قبول میکردم/ راستش همسرم خیلی منو تحمل کرده. وگرنه هر کی بود تا حالا صد دفعه‌ای منو واسه کارام تنبیه کرده بود!!!

  يک کف کرده به نام ازاده آبان ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۳۴ ق.ظ

مرسی محمد جان انصافا سنگ تمام گذاشتی [لبخن]
اگر چه نسبت به نظرات اقا احسان یه خورده بی انصافی کردی [چسم].اقا منم بعد اون کامنت به اقای netspc سر امارش گیر دادم [دندا].
غزاله خانوم مرسی از جوابتون [لبخن].می خواستم چیزی در جواب بنویسم ولی محمدجان همه ی اون چیزی که می خواستم بگم رو گفته بود [لبخن]
ولی یه چیزی بگم ،در مقام حرف زدن هممون ید طولای داریم ایا در عمل هم همین طوریم؟چه عرض کنم!

  يک کف کرده به نام احسان آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۳:۳۲ ق.ظ

خب محمد جان هم لطف کرد نطرات خودش رو گفت ترجیح میدم در ابتدا قسمتی که مربوط به خودم بود رو جواب بدم..بنده عرض نکردم غریضه جنسی زوجین زود از بین میره! شما کجای حرفهای من این رو دیدی بیا بگو لطفا..گفتم سر همون یکسال اول جذابیت های ظاهری ۲طرف برای هم عادی میشه یعنی اگر تا یه مدت بخاطر چشم ابرو و تیپ ظاهری با هم زندگی میکردند این مسئله رنگ میبازه و موارد دیگر بیشتر به چشم میاد..هر جایی بدلیل شرایطی که داره شاید ما شاهد معضل عدم تمایل به ازدواج باشیم..اونجا یه سری عوامل دخیله هست بدلیل وضعیت کشورشون اینجا هم یکسری عوامل..مثل گلو درد..دو نفر گلو درد دارند و این مسئله برای هر دو معضله اما تو بدن یکی عفونت استرپتوکوکی این وضعیت رو بوجود میاره تو بدن فرد دیگه عفونت استافیلوکوکی! پس نباید دلایل معضل عدم تمایل ازدواج در کشورهای اسکاندیناوی رو با کشور خودمون مقایسه کنیم..درباره اینکه بخش اعظم این مسئله بخاطر سیاست های غلط رژیم هست شک ندارم..بخاطر عادت هایی که سعی شده با تمام زور رسانه ای به مردم خورانده بشه!داداش گلم امروز تو آرشیو کامپیوتر به دو سه تا پیج ذخیره شده مربوط به اون وبلاگ خاطره انگیز برخوردم..یادم هست اوایل میگفتی اونجا به مسائل فرهنگی اجتماعی و حرفهای روزمره میپردازه..کمی بعد که مطالب نسبتا سنگین و رادیکال سیاسی به نگارش دراومد من حرفی رو که بهم زده بودی گوشزد کردم و شما اگر یادت باشه جواب مبسوطی دادی..محتواش این بود که سیاست در همه شئون جامعه ما رسوخ کرده و ناخودآگاه ما در مقوله های مختلف باهاش برخورد میکنیم و اگر اینجا این مطالب نوشته شده دلیلش همین است..دیدی عزیزم؟ با حرف خودت جوابت رو دادم پس بنده رو متهم به سیاست زدگی نکن [عشوه] ..در مورد جمله ازدواج سلاخی عشق است با ساطور عادت هم آزاده خانوم مکمل خوبی تو پست قبلی نوشت که دعوت میکنم باز هم بخونیش..نمیدونم ربط این جملم با رابطه جنسی چی بود؟؟..خب بگذریم..در مورد کامنت های غزاله خانوم هم والا چی بگم؟؟ ایشون عقاید خودشون رو دارن و برای من محترم است اما باهاشون چندان موافق نیستم..چند وقت پیش تو وبنوشته های ابطحی در مورد تهاجم فرهنگی نوشته بود و اینکه دیش های ماهواره تقریبا از اواخر دهه ۶۰ شروع کردند روی پشت بام منازل سبز شدن اما مسئولین بجای اینکه به نوعی برای استفاده از این مقوله فرهنگسازی کنند و در حد توان و امکانات کشور مسئله رو بصورت کنترل شده هدایت کنند شروع کردند به مبارزه و نفی استفاده از ماهواره و نتیجه این شد..عزیزان ما هم راهی که خیلی کشورهای دیگه پیمودند خواهیم پیمود حالا چه من و شما بخوایم چه نخوایم..چه موافق باشیم چه مخالف..نمونش هم در بین کشورهای همسایه هست و دارید مشاهده میکنید روندی رو که طی میشه. حرف زیاده نمیخوام بیشتر از این کلامم رو طولانی کنم اگر مطلبی لازم بود بعدا به حرفهام اضافه میکنم . . . [رز]

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۳:۵۹ ب.ظ

سلام
شخصا با نظریات غزاله خانم مخالفم؛البته نظریات ایشان برایم محترم است،ولی نمی پسندم این نوع نگرش رو …
چه اشکالی دارد یک پسر یا دختر دست در دست هم در پارک قدم بزنند؟؟در مورد دیش های ماهواره و امثالهم هم نظرم با نظر احسان در کامنت ۴ موافق است.
غزاله جان ممنون بایت پاسخهایی که ارائه نمودید.
————–
احسان جان شما هم پاسخ جالبی رو با توجه به عرایض گذشته ی من ارائه فرمودی!! [خنده] [سوت]
————–
دیشب هم که رفتم خونه،با صحنه ی کودتای مثال نزدنیِ خاصی روبرو شدم… [ریسه]که به اجبار به حذف و سانسور پاسخهای حاج خانم و حاج آقای عزیز دست زدم… [استر]

  يک کف کرده به نام ازاده آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۴:۴۳ ب.ظ

اقا تا باشه از این کودتاها [خنده]
محمد جان اگر چه من با اکثر حرفات موافق بودم ولی یه چیزی جای توضیح داره.در اون کشورا شرایط ازدواج کاملا مهیا و امادست ولی در ایران هستن بندگان خدایی که ارزو دارن زودتر برن سر خونه زندگیشون ولی کو خونه زندگی که برن سرش؟
من با نظر خودت که احسان جان لطف کردن دوباره نقل کردن موافقم [لبخن].سیاست دولت ما همین بوده از اول.اینکه ما بیایم مثل غزاله خانوم بندازیم همه چیز رو گردن بی دین شدن مردم خیلی کوته فکریه ،البته نظر ایشون واسه منم محترم ولی خیلی بچگانست.یعنی از خانوم ۲۴ ساله ای که توی این اجتماع زندگی می کنن بعیده!
عمق این چیزی که ایشون میگن تا حدی درسته ولی جمع بندی این مطالب خیلی سطحی انجام شده [لبخن]
استاد عزیزی حرف قشنگی زدن ،ما ایرانی ها اونقدر پوستمون کلفت شده که اگه خروار خروار خاک رو سرمون بریزن باز سرمون رو بیرون می اریم و نفس می کشیم [لبخن]
ماها عادت کردیم همه چیز رو توجیح کنیم .نمی گیم چرا جامعه نباید اون قدر راحت باشه که هر کی بخواد بره سر زندگیش،یا دست کسی رو گرفتن واسه کسی حسرت نشه،یا خیلی چیزای دیگه که از نظر مردم جهان داشتن این ارزوها خنده داره،به جاش فکر می کنیم که اگه دست زن خودمون رو بگیریم اشتباه!مردم به گناه می افتن [لبخن]
مردم ما کارشون از این حرفا گذشته.حال حاضر کشور ما مثل اون گنداب هست که روش رو با پارچه ی قشنگ پوشنده باشن!اگر چه شک دارم که دیگه الانم روش پوشیده مونده باشه!

  يک کف کرده به نام ازاده آبان ۱۳, ۱۳۸۶ در ۵:۰۲ ب.ظ

بازم سلام
محمد جان راجع به دریده شدن پرده های حیا و راحت در دسترس بودن دخترا ،نظر من این است که این یه تفکر کاملا مرد سالار که سالیان متمادی اساس تفکر دولت ها و ادیان مردگرا بوده.اینی که می گم الان دیگه حتی تو ذهن خانوما بیشتر نقش بسته ،چون سالیان طول درازی وضعیت تفکر همین است که می بینیم.
پرهیز در اساس یک بینش دینی و با اصل ذات انسان متفاوت است.وارد عمق این مطلب نمی شم.چون که زمینه های بحث جداکانه ای می طلبد که هم نیازمند اطلاعات خیلی وسیعی است هم اینکه از حو صله ی حال حاضر من خارج است.
فقط این که اساس تفکر و ذهنیت ما سالیان درازیست که دارد مرد سالار شکل می گیرد ،تفکری که زن باید پرهیز کند ،یا به قول شما ها در دسترس نباشد،چرا؟چون در نهایت باز واسه جنس مذکر ارزشش رو از دست می ده.غیر اینه؟
در حالی که اگر بعضی دخترها در دسترس هم باشن باز جنس مذکر ضرری نمی کنه.در واقع یه معامله ی است کاملا یک طرفه،که در هر ۲ حالتش مرد تصمیم می گیره که کی رو انتخاب کنه!
حالا اگر در دسترس بودن بده یا زشت تلقی می شه چرا واسه جنس مذکر نیست؟خواهش می کنم فقط نگین ذات زنانه فرق داره و چه می دونم جنس زن لطیف یا ارزش زن فرق داره که این ها همش حرفای قشنگی هست ولی فقط حرف.
این جواب را اگر به زنی بدین که یه بار به اصطلاح عوام پاش لغزید ولی جامعه ان چنان برخوردی باهش می کنه که انگار طاعون داره،فقط نگاهتون می کنه با یه پوزخند گوشه ی لبش.
چرا که هستن مردایی که الوده به هزار جور فسق و فجور هستن ولی جامعه خیلی راحت با اونها برخورد می کنه و حتی از جانب خیلی ها تحسین هم می شن.غیر اینه؟
ما چون در نهایت دیواری کوتاه تر از دیوار زنان پیدا نمی کنیم باز مسایل سر اونا خراب می شه [لبخن].مگه توی یه رابطهی جنسی هر ۲ نفر لذت نمی برن ؟هر ۲ نفر وقت ،عشق،انگیزه،علاقه و خیلی چیزای دیگه شون رو نمی گذارند؟
خوب حالا اگه این روابط به ازدواج نکشید که مهر شریعت بخوره روش و این ۲ نفر جدا شدن و هر کی رفت پی زندگی خودش ،در اینده این دختر باید منزوی بشه صبر کنه که ازدواج کنه (تازه اگه بشه)یا اینکه زندگی کنه و تجربه های اینده را کسب کنه؟(در حالی که این موضوع اساسا برای جنس مذکر مطرح نیست!)اگه این دختر دومی را انتخاب کند می شه در دسترس ،می شه راحت الوصول [لبخن]فقط به جرم همون کاری که اقایون به راحتی انجام می دهند و مورد تشویق دوستان و اشنایان هم قرار می گیرن [لبخن]،که باریکلا با دختر جماعت باید همین معامله رو کرد ،چیزی که ریخته دختر این نشد اون و……..
اقا خودمون رو دیگه گول نزنیم ما ادعای مدرنیته داریم به اینجا ها که می کشه می شیم مومن فی سبیل الله.
این جامعه ی الان اشیت که خیلی وقته رو دیگ بار گذاشتن تازه داره عمل میاد، نندازیم گردن این و اون .اخه همیشه از زیر بار مسولیت در رفتن بهتره.

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>