پیرو نگارش قبلی در تاریخ ۲۶ مهر درباره ی اپیزود ۲ و سئوال پیرامون دلایل فرار از ازدواج در جنس پسران؛فکر میکنم کلهم این نگارش مربوط به این سئوال-پاسخ ها و نظر اینجانب در مورد نظرات دوستان باشد.
عرض کردم که به نظر من این فرار ناشی از سه عامل اقتصادی،اجتماعی و خانواده است.نظرات دوستان همگی برایم محترم است؛همچنین در این باره صحبتی با پدر و مادرم،در سالگرد ازدواجشان (سانسور) انجام شد که به تجمیع بیان خواهم کرد.
سئوالاتم از پدر و مادر به صورت مشترک به این صورت بوده:
۱-از ازدواج خود راضی هستید؟
۲-اگر با همین عقل و تجربه به گذشته بازمیگشتید باز هم همین انتخاب رو میکردید؟
۳-اشتباهی در انتخابتان صورت گرفت که در حال حاضر بدان واقفید؟
۴-علاقه ای به بازگشت به سالیان قبل دارید؟
۵-افقی را که در زمان ازدواج پیش روی میپنداشتید تا چه حد تحقق پیدا کرده است؟از افق جلوتر هستید یا عقب تر؟هر کدام به چه میزان؟
پاسخ پدر و مادرم کمی با هم تفاوت داشت ولی در مجموع در یک نظر گنجانده می شد:
۱-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۲-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۳-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۴-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۵-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)

بار دیگر فضولی میکنم و سئوال میکنم:
۱-چند سال با هم در ارتباط جدی و غیر جدی بودید(قبل از ازدواج).
۲-چرا مدام بر روی زمان ازدواج تکیه دارید ؟؟
این بار پاسخها به صورت نصیحت به سویم شلیک می شود و من سعی در کنترل و جا خالی دادن ترکش ها:
۱-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
۲-به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
رو به هر دو میکنم و می گویم: جمع بندی کنید.
مادر رو به پدرم میکند و منتظر جمع بندی پدر است؛ پدر فیلسوفانه رو به من میکند و میگوید: به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
بار دیگر خیلی آرام پرسیدم:
به دلیل رعایت نکردن حق کپی رایت؛از جانب حاج آقا و حاج خانم بازخواست شدم و مجبور به حذف پاسخ های ایشان شدم(مرگ بر قیچی سانسور)
در دل با آهی دل سوز میگویم: خرتان از پل گذشته؛بیرون گود نشته اید و میگویید؛لنگش کن…
شیرینی سالگرد ازدواجشان را میخورم و مدام فکر میکنم … فکری برای یک سقف!یک سقف بی روزن!محکم تر از آهن!سقفی برای من!سقفی برای تو!
بریم سراغ کامنت های دوستان عزیزم؛احسان،آزاده،netspc و خانم غزاله … :
احسان در کامنت ۱:
در مورد غرایض جنسی باید عرض کنم که احسان جان کاملا با شما مخالفم؛اگر این حس بین دو زوج از بین رود که فاجعه است،حرف شما درست است.ولی باید ارتباط جنسی هر بار به نوعی صورت پذیرد که هرگز باعث سردی و یا بی میلی نشود.(البته این مساله رو زیاد باز نمیکنم فقط به خاطر اینکه از موضوع خیلی فاصله میگیره،نیازمند یک مبحث دیگر هست که انشاا… به اجماع رسیدیم در مورد این موضوع بدان نیز می پردازیم).اگر کمی تامل کنیم میبینید که ما عدم تمایل به ازدواج رو درکشورهایی همچون ایتالیا و یا نروژ یا بلژیک هم داریم!آیا آنجا هم دین و یا جمهوری اسلامی دخیل است؟؟پس کمی بزرگ تر فکر کنیم،عواملی همچون دین دخیل است ولی نه به صورتی که در مخیله شما میگنجه!سیاست زدگی رو در این مقوله کنترل کن برادر خوبم.

آزاده ی عزیزم در کامنت ۲:
در مورد این حریمی که این جبهه ی تند رو نسبت به صحبت من گرفتید توضیح میدم:بزرگوار شما نباید ببنید حریم در نظر من و یا احسان یا غزاله و ………. چه چیز تعریف شده!باید دید در عرف چه تعریفی از حریم حقیقی و حقوقی یک زن تعریف شده است.ممکنه شما با این عرف مخالفت کنی!ولی اجبار به رفتار عرف دارید.چون اگر نداشته باشید ترد خواهید شد؛به جرم توهین به مقدسات و تشویش اوین مشرف می شوید.پس قاعده ی حریم را عرف مشخص میکند؛نه در ایران بلکه تمامی کشورهای جهان سوم و اندکی دوم به این صورت است.ما هم در کشوری از نوع جهان سوم زندگی میکنیم و توفیقی از نوع اجباری است.آزاده جان به عنوان یک پسر این رو مطمئنم که پسرا صرفا دنبال دختری نیستن که آفتاب ندیده باشن!حداقل کسانی که اطرافم هستن رو وقتی میبینم،اینطور نیست!در ثانی به صورت ۱۰۰% با فرموده ی شما در این زمینه که ۹۹% برای داشتن یک رابطه ی بدون دغدغه ازدواج میکنند مخالفم!خیلی عذر میخوام ولی گفته ی شما بسیار مسخره و خنده دار است.اصلا خیلی شتاب زده و عجولانه است.شما که دنبال جامعه ی آماری آقای netspc میگشتید این ۹۹% رو با جمع آوری چه نوع دسته ی آماری به دست آورده اید؟؟؟ [نه] [خر]
احسان در کامنت ۳:
ازدواج سلاخی عشق است با ساطور عادت!
اصلا با شما موافق نیستم!این برمیگرده به همون موضوعی که گفتم در مورد ارتباط جنسی؛س.ک.س!
این بر میگرده به عدم آموزش زوجین قبل از ازدواج!
آزاده ی عزیزم در کامنت ۴:
این که هر یک از زوجه بهترین را برای دیگری بخواهد از خصایص عشق است آزاده ی عزیزم.تو زیباترین!خوش کلام ترین!با تحصیلات ترین و تر ترین ها باید برای من باشی!چون من بهترین را برای تو میخواهم!نه برای خود!در عینه فکر می کنیم که این منِ اول به واقع من هستم؛ولی در واقع آن،توئی بیش نیست!!!(از دید من).
netspc در کامنت ۷:
گاهی اوقات س.ک.س حلال برخی از مشکلات بین زن و مرد هست که شاید با سالها و یا ماهها حرف زدن آن مشکلات حل نشوند….در مورد این جمله ی شما واقعا جای بسی تشکر داره! به واقع ۱۰۰% با این کلام موافقم!
کلام netspc بسیار شیرین بوده!اکثرشون رو قبول دارم!و با یک جمع بندی به دو مقوله ی عدم آموزش و خانواده می رسیم.خانواده ها سدی برای ازدواج به دلایل انتظارات نا متعارف که آن نیز ناشی از ناهنجاریهای عرف اجتماعی است،و دیگری عدم وجود آموزش صحیح قبل از ازدواج!
آزاده ی عزیزم در کامنت ۹:
پیرو پاراگراف ۴ شما باید عرض کنم که حق با شماست!پدرم گفت ما چند سال دیرتر باید ازدواج میکردیم چون پتانسیل جامعه را در فراهم آوردن شرایط در خود و جامعه میدیدن ! اما حال چه؟؟(وضعیت اجتماعی-اقتصادی)!
netspc در کامنت ۱۰:
بزرگوار فکر میکنم کوچ کردن که شما از آن نام بدید فقط یک نوع پاک کردن صورت مسئله هست؟آیا همه مثل شما شرایط کوچ رو دارند؟کمی این کوچ را توضیح دهید!شامل چه فاکتورهایی از نظر شما میشه؟؟گنگ تلقی میشه از نظر من!در باقی موارد در کامنت ۱۰ بسیار متین بود.
غزاله خانم در کامنت ۱۱:
غزاله خانم در متن میبینید که در سالگرد ازدواج پدر و مادرم از آن بزرگواران سئوالاتی پرسیدم!از شما درخواست میکنم به این سئوالات شما نیز پاسخ بگویید!میدانم خیلی از مواضع روشن تر خواهد شد !!! آیا شما نیز هم نظر با پدر و مادر من نیستید؟؟شما در جایی فرمودید ازدواج و وارد زندگی شدن سخت تر از آن چیزی است که فکرش را میکنیم…پس پاسخ سئوالات را بدهید…
آزاده ی عزیزم در کامنت ۱۲:
بزرگوار من فکر نمیکنم دریده شدن پرده ها و حی؛ منظور دوستی های خیابانی باشه!منظور در دسترس قرار گرفتن دختران به راحتی هر چه تمام تر هست!در مورد اینکه فقط پسران از ازدواج فرار میکنن!؟نظر من خیر است!بلکه دختران نیز به خاطر شرایط خانواده گاهی از این مسئله سر باز میزنند.
و اما نظر اینجانب به صورت کلی:
آیا یک مسئلۀ اجتماعی باعث بالا رفتن سن ازدواج در جامعۀ ما شده است؟
در این صورت، چه عواملی در پیدایش این پدیده مؤثر بوده اند؟
چه راهحلهایی در این زمینه پیشبینی شده است؟
میان تأخر در ازدواج، تنگنای ازدواج و … افزایش سن ازدواج چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا تأخیر در ازدواج یک مسئله یا بحران اجتماعی است؟
آیا وظیفه کارگزاران اجتماعی و جامعهشناسان در این مسیر یکسان است؟
به نظر می رسد در مفهوم تأخیر ازدواج چند اشکال وجود دارد. از جمله اینکه آیا به تأخیر انداختن زمان ازدواج با میل شخصی باز همان مسئلۀ تأخیر در ازدواج است؟
براساس چه معیاری سن ازدواج در ایران بالا رفته است؟
آیا حفظ سن ازدواج به شکل سنتی آن موجب تولید ناهنجاری اجتماعی نخواهد شد؟
آیا در گذشتههای تاریخی نیز بالا رفتن سن ازدواج، تأخیر تلقی میشد؟
آیا برای هر دو جنس، بالا رفتن سن ازدواج به یک اندازه به عنوان مسئله تلقی میشود؟
آیا تأخیر در ازدواج فقط به معنای به تعویق افتادن مناسبات جنسی است و یا مسئلۀ تعویق تشکیل خانواده نیز مطرح است؟
آیا اقدامات انجام شده توانسته است در روند تأخیر در ازدواج مؤثر باشد؟

در جامعۀ ما دربارۀ روابط میان دو جنس هنجارهای دینی و عرفی زیادی به شکلی بسیار سختگیرانه تعریف شدهاند. این در حالی است که تغییر معناشناختی و جایگاه روابط جنسی در زندگی، تنوع و شیوع بیماریهای مقاربتی، افزایش عوامل رسانهای تحریک جنسی و … نگرانیهایی را در جامعه به وجود آورده است. در مروری بر برخی تحلیلهای نظری، شاید بتوان گفت که اساس همه این موضوع ها در مسئلۀ مدرنیسم و تحولات ناشی از آن مطرح است.
در دیدگاه گیدنز، صنعتگرایی، سرمایهداری و تسلط ارزشهای سرمایهمدارانه، تقویت نهادهای نظارت اجتماعی، قدرت سازماندهی و پویایی نهادهای عصر تجدد و جهانی شدن از جمله ویژگیهای دوران مدرنیته شناخته میشوند. همچنین، در اندیشه این نظریهپرداز اجتماعی، علل پویایی و تحرک خارق العاده عصر تجدد با سه عامل شناخته شدهاند؛ جدایی زمان و فضا که بسیاری از پدیدههای محلی را به وقایعی جهانی تبدیل کرده است، ساختارهای تکهبرداری شده (نشانههای نمادین و نظامهای کارشناسی)، بازتابندگی نهادین یا حساسیت فوقالعاده سازمانهای جامعه مدرن برای پذیرش تغییراتی که براساس مشاهدات به سرعت در خانواده منعکس میشوند.
اگر سایر ویژگیهای مدرنیسم مانند خردگرایی، فردگرایی، افسونزدایی، پوچگرایی و دگرگونی را نیز در نظر بگیریم، در هر کدام از آنها نیز میتوانیم این تحولات را شرح دهیم. اما، مسئله این است که مدرنیته و ابعاد مختلف آن، بدون واسطههای تغییر از جمله شهرنشینی، کاهش نفوذ نظام خویشاوندی، تحرک جغرافیایی، تکنولوژی و تکنولوژی اطلاعات، اشتغال زنان، جنبش حقوق زنان و تنوعپذیری نهادهای اجتماعی نمیتوانستند در خانواده مؤثر باشند. به بیان دیگر، تغییری که در جامعه مدرن اتفاق افتاده، باعث شده است برخی از ویژگیهای ازدواج در جامعه سنتی، مانند نوع انتخاب همسر و دخالت در آن، ازدواجهای فامیلی، چند زنی، قابلیت فرزندآوری، پایین بودن سن ازدواج، فاصله سنی زن و مرد، پدیده ازدواج مجدد و … تغییر کنند.
میشل فوکو معتقد است که با تزاید جمعیت در غرب، این موضوع به امری حکومتی تبدیل شد و در پی آن تجسس در امور جنسی مردم، راه را برای تبدیل امری خصوصی به موضوعی حکومتی فراهم کرده و در پی آن امور جنسی گفتمانی شده است. به نظر می رسد، این مسئله در پیدایش تأخیر در ازدواج در ایران مؤثر بوده است.
دیدگاه دیگر در این سطح از تحلیل، برگرفته نظریات گیدنز است که طی آن، کاهش نفوذ گروههای خویشاوندی، انتخاب آزادانهتر همسر، به رسمیت شناخته شدن حقوق زنان و خانواده، کاهش ازدواجهای خانوادگی، آزادی جنسی و توجه به حقوق کودکان، از جمله تغییرات عمدهای است که در خانواده اتفاق افتاده است.
کاستلز نیز معتقد است که تغییراتی که در حوزه کار یا آگاهی زمان اتفاق افتاده، به واسطه اقتصاد اطلاعاتی جهانی و دگرگونی تکنولوژیک، در تولید مثل بشر و دگرگونی خانواده پدرسالار مؤثر بوده است. او بر این اساس، به تأخیر انداختن سن ازدواج و زندگی مشترک بدون ازدواج را از جمله نشانههای بحران در خانواده میداند. شواهد نشان میدهند که سن ازدواج در ایران نسبت به سالهای گذشته افزایش پیدا کرده است. اما، این مسئله مختص به کشور ما نیست و عمدتاً کارگزاران اجتماعی در سایر نقاط دنیا این پدیده را یک مسئله و یا بحران اجتماعی نمیدانند.
علاوه بر این، آمارها نشان میدهند که در ایران و بسیاری دیگر از کشورها فاصلۀ سنی زوجین در حال ازدواج و همچنین پراکندگی یا انحراف معیار سن زنان در هنگام ازدواج در حال کاهش است. از سوی دیگر ازدواج زودرس در سالهای اخیر سیری نزولی داشته است.
برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، درصد زندگی مشترک خارج از ازدواج به هر دلیل در ایران بالا نیست. همچنین، میزان سقط جنین بسیار کم است و نرخ رشد جمعیت نیز در ایران مثبت بوده یعنی نیاز به اقداماتی برای افزایش جمعیت در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر، نرخ تجرد قطعی در کشور ما در مقایسه با سایر کشورها چندان بالا نیست. اما، نگرانیهایی در حوزۀ مناسبات بین دو جنس وجود دارد.
در تحقیقات ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سالهای ۸۰ و ۸۲، میانگین سن مناسب برای ازدواج مردان، از نظر پاسخگویان، ۲۵ سال و برای زنان ۹/۲۰ سال شناخته شده است. همچنین، در بین حدود ۴۵۰۰ نفر از شهروندان ایرانی، حدود ۵۲ درصد با اولویت ازدواج فامیلی مخالف بودهاند. در مورد معاشرت پسر و دختر قبل از ازدواج، حدود ۳۸ درصد اعلام موافقت کرده و حدود ۲۹ درصد از افراد جامعه در مورد خواستگاری دختر از پسر برای ازدواج گزینه موافق را انتخاب کردهاند. حدود ۹۲ درصد نیز مخالف تعدد زوجات بودهاند. این آمارها همچنین نشان میدهند که نگرشهای مربوط به کار زنان در خارج از خانه نیز بسیار متحول شده است. به همین نسبت ۴۶ درصد افراد مساله طلاق و ۵۶ درصد روابط نامشروع را به عنوان مسایل جدی اجتماعی میشناسند.
این بدان معناست که با وجود آنکه بسیاری از افراد اعلام کردهاند که در ایران با موضوعی جدی با عنوان روابط نامشروع مواجه هستیم. اما میتوان گفت که در همه این موارد شاهد بروز تحولات جدی در نگرش افراد جامعه هستیم.
برخی از عوامل تاثیرگذار در مسئلۀ تأخیر در ازدواج عبارتند از؛
تغییر در هویت جنسی زنان، باز تعریف زنانگی (شامل تمایل به اشتغال، تحصیل و …)، بازتعریف مردانگی(که با مشکلات اشتغال و بیکاری، بلوغ اجتماعی دیررس همراه است) و هزینههای گزاف، شرایط سنگین ازدواج و … در این زمینه باید به تغییرات کلان در جامعه نیز توجه کرد. از این رو می توان عدم ثبات در بازار اشتغال و تسلط ارزشهای اقتصادی را نیز از جمله تحولات اقتصادی تأثیرگذار قلمداد کرد.
در حوزۀ تغییرات سیاسی نیز دخالت و نظارت دولت بر افکار عمومی، حکومتی شدن امور جنسی، ایجاد شکاف بین ارزشهای رسمی و غیررسمی، نظارت و تهدید عرصه عمومی و … قابل ذکر است.
در زمینۀ تحولات فرهنگی هم میتوان به تغییر در الگوها و هنجارهای ازدواج، دنیاگرایی در گزینش اهداف زندگی، لذتگرایی و تنوعطلبی، تغییر در تعریف حدود اخلاق جنسی، تنوعپذیری ملاکهای زیباشناختی و … اشاره کرد.
در میان تغییرات اجتماعی نیز کاهش سرمایه اجتماعی، تغییر در ملاکهای منزلت اجتماعی، جدایی و تفکیک هر چه بیشتر جنسیتی، ناچیز بودن و عدم گسترش کافی عرصه عمومی، ناکارآمدی خانواده در حمایت از جوانان و به طور کلی ضعف شبکههای حمایت اجتماعی، ضعف نظامهای تأمین اجتماعی، دسترسی سهلتر برای داشتن مناسبات جنسی خارج از زناشویی، عدم توازن در توزیع فرصتهای اجتماعی بین دو جنس، گسترش و تنوعپذیری شیوههای ارتباط بین دو جنس و ناکارآمدی شیوههای نظارت قابل بررسی و در نهایت در عرضه تغییرات جمعیتشناختی، به هم خوردن توازن دو جنس در بازار ازدواج، افزایش سن اولین ازدواج و عدم توازن جمعیت جنسی مهاجران داخلی و بینالمللی نیز قابل اشاره است.
پدیدۀ تأخیر در ازدواج پدیدهای پیچیده است که سطوح مختلف کلان و میانی و خرد و به طور کلی، تغییرات در تمام ابعاد اجتماعی در جامعه بر روی این تحول مؤثر بوده است. بنابراین، برای نگاهی دوباره و تحقیقی عمیق دربارۀ آن، باید موضوع را بیش از گذشته مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
حال سؤال این است که ؛ چه باید کرد؟
گسترش فضای عمومی و تنوع بخشیدن فرصتهای تعامل اجتماعی بین دو جنس، دخالت کمتر دولت در حوزه عمومی و خصوصی، کاهش شکاف ارزشی دولت و مردم، تقویت شبکههای حمایت اجتماعی و سعی در تقریب تعاریف، ارزشها و هنجارهای ازدواج توسط گروههای مرجع کارشناسی، دینی و سیاستگذاران اجتماعی را از جمله مهمترین راهکارها در این زمینه به شمار می رود.


