مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.
مهر ۱۷, ۱۳۸۶ at ۷:۱۶ ب.ظ
· در سطل نقد سیاسی, مديريت, ادب و هنر, تلویزیون و رسانه, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی
اینجا ایران است
آیفون زنگ می زند و میزبان می گوید: بله بفرمایید.
میهمان: سلام عرض کردم. فلانی هستم.
میزبان: سلام علیکم. به به. چشم ما روشن. بفرمایید آقا، بفرمایید داخل.
میهمان: نه دیگه مزاحم نمی شم. گفتم سرپایی عرض ادبی کنم. احوالتون بپرسم. ببینم چه می کنید. کار مختصری هم بود که عرض کنم خدمت شما!
میزبان: آلان می یام پایین.
میزبان در را بازمی کند و بعد از دست دادن می گوید:
خوب بچه ها چطورند. خانواده خوبند. چرا تنهایی آمدید. بفرمایید داخل.
میهمان: نه مزاحم خانواده نمی شم. غرض این بود که روی شما را ببینم و گپی بزنیم.
میزبان: این چه حرفی آقا. بفرمایید منزل. یه پیاله چایی که این حرفا را نداره. بفرمایید. بفرمایید
میهمان: نه والله. مزاحم نمی شم. همین جا خوبه.

میزبان: اختیار دارید آقا. بفرمایید داخل.
میهمان: چشم اصرار می فرمایید. نظر لطف شماست!
میزبان: بفرمایید تو!
میهمان: نه خواهش می کنم. شما بفرمایید.
میزبان: استدعا می کنم. بفرمایید تعارف نکنید. کلبه محقری است، متعلق به شماست. میهمان حبیب خداست.
میهمان: نه آقا. بزرگی گفتند، کوچکی گفتند. بجان شما نمیشه. ابدآ. شما اول بفرمایید.
میزبان: می بخشید. پس جلو می رم که راه را خدمت شما نشان بدم!!!
میهمان: بله، بله. استدعا می کنم. بفرمایید.
میزبان رفتند داخل و حال نوبت میهمان است.
میهمان:یا الله، یالله!! می بخشید مصدع اوقات شدیم!
میزبان: خواهش می کنم. بفرمایید. بفرمایید. صفا آوردید. لطف کردید. قدوم شما مبارک است.
میهمان به طرف صندلی می رود که میزبان می گوید:
نه آقا آنجا نه. بفرمایید بالا.
میهمان: خواهش می کنم. همیجا راحت.
میزبان: استدعا می کنم. بفرمایید. می دانم کلبه ما قابل شما نیست!
میهمان و میزبان بیست دقیقه از زمین و زمان بهم می بافند و احوال یک یک فامیل و دوست و آشنا را می پرسند تا عاقبت به موضوع اصلی دیدار می رسند.
.JPG)
حال در نظر بگیرید موقعیت مشابه را برای دو نفر انگلیسی.
میزبان به میهمان تلفن می زند. :
میهمان گوشی را بر می دارد: هلو.
میزبان: های. دیوید هستم. گود اینینیگ. (عصر بخیر).
میهمان: ممنون. چطوری؟
میزبان: ممکن شنبه همدیگر را ببینینم و درباره خرید ماشین صحبت کنیم؟.
میهمان: اٌکی. من ساعت چهار می یام خانه شما که ماشین را هم ببینم. وقت مناسبی است؟
میزبان: بله. بای (مخفف خداحافظ)
میهمان: بای.
شنبه می رسد و آیفون زنگ می زند:
میزبان: کیه؟
میهمان: جان.
میزبان در حیاط و اتاق را باز می کند و میهمان وارد خانه می شود و روی صندلی می شنید..
میهمان: های!
میزبان: خیلی خوش آمدید. خوب تصمیم گرفته ای که ماشین را بخری؟ نوشیدنی می نوشید؟
میهمان: نه. ممنونم.
میزبان برای خودش قهوه ای می ریزد و در حال نوشیدن درباره معامله هم گفتگو می کنند!
Permalink
يک کف کرده به نام everblue مهر ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۰ ق.ظ
من واقعا نمیدونم این اخلاق ایرانیها خوبه یا نه. ولی راستش من خودم اصلا آدم تعارفی نیستم و سر این موضوع هم همیشه با همسرم بحث میکنیم! مثلا از مهمون میپرسم چایی میخورین میگه نه. شوهرم میگه برو براشون بریز میگم آخه میگن نمیخورم. خوب نمیخورن دیگه!! یا مثلا بهم میگن فلان چیز رو برامون خریدی حساب کن میگم شدش ۳۰۰۰تومن. شوهرم میگه نباید پولش رو بگیری بگو قابلی نداره. میگم نه پولش رو میگیرم تا دفعه بعد هم راحت باشه و به خودم بگه کاراش رو. اتفاقا خیلیها میگن که به خاطر این اخلاقت آدم باهات راحته و تکلیفش معلومه. من واقعا از تعارف کردن بدم میاد ولی خوب همسرم اصلا ازم راضی نیست. حالا خودتون چطوری هستین نگفتین؟!
يک کف کرده به نام netspc مهر ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۰ ب.ظ
سلام
مثل اینکه این قضیه پیچیندون به هر صورتی از اون در خون ما ایرونیها هست 
ولی حالا فرض کنیم که این تعارفات درست هم باشه من فقط نمیفهمم چرا این وسط باید یقه خدا رو هم بگیریم و شاهد و ناظر اعمال اینچنینی خود بکنیم ؟؟؟؟
برای مثال :
میهمان: نه والله. مزاحم نمی شم. همین جا خوبه.
میدونی یه جا خوندم که میگفت : اگر میخوای ببینی یه جامعه داره رو به انحطاط و خراب شدن میذاره به این نکته توجه کن که چطور از خدا استفاده میکنند و قسم دروغ رو به راحتی به زبان میاورند.
به این میگن افول اخلاقیات و اینکه هیج جای این قضیه قشنگ نیست .
تو زمونه ای که وقت از هر عنصری برای این موجود دوپا با ارزشتره نزدیک به ۲۰ دقیقه باید تعارف تیکه پاره کنی.
دروغی که جزو گناهان کبیره دسته بندی شده ، خیلی راحت در این بین رد و بدل میشه
حرفهایی که میشه به راحتی زدشون ولی ترجیح میدیم همیشه با دروغ و ریا و دورویی و با لفافه گویی اونها رو بزنیم.
يک کف کرده به نام احسان مهر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۳۱ ق.ظ
وقتی فردی مثل حضرت اجل زبان انگلیسی زبان مادریش باشه اینطوری میشه که گود ایونینگ رو گود اینینگ مینویسه! البته با استفاده از عملیات ماله کشی میتونید فرهیخته وار بفرمایید که میخواستم به زبون سلیس انگلیسی صحبت کنم…دو نقطه دی..دو نقطه پرانتز پرانتز..این آیکن های یاهو مسنجر رو در بخش کامنت مرحمت بفرمایید که ما به زحمت نیفتیم رییس!
يک کف کرده به نام احسان مهر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۳۴ ق.ظ
وقتی فردی مثل حضرت اجل زبان انگلیسی زبان مادریش باشه اینطوری میشه که گود ایونینگ رو گود اینینگ مینویسه! البته با استفاده از عملیات ماله کشی میتونید فرهیخته وار بفرمایید که میخواستم به زبون سلیس انگلیسی صحبت کنم…دو نقطه دی..دو نقطه پرانتز پرانتز..این آیکن های یاهو مسنجر رو در بخش کامنت مرحمت بفرمایید که ما به زحمت نیفتیم رییس
يک کف کرده به نام محمد میرزائی مهر ۲۶, ۱۳۸۶ در ۴:۱۸ ب.ظ
everblue @
غزاله جان من ترکیبی از هر دو هستم … بستگی به مخاطبم داره …
netspc @
کاملا موافقم
احسان @
احسان مثل اینکه تو هنوز یاد نگرفتی که فرقی نمیکنه گود ایونینگ باشه یا گود اینینگ ؛ مهم محتواست … اگر فرقی میکرد شما متوجه معنا نمی شدی (اونم با این IQ جلبک فرمی که تو داری)…
فرهیختگی تو خون ماست …
)
در مورد شکلک های یاهو هم به روی چشم … یک ۲۰-۳۰ خط باید برنامه بنویسم … که وقتش فعلا نیست … ولی به روی چشمام …
امر دیگری نیست برادر؟؟
کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>