شهریور ۲۴, ۱۳۸۶ at ۲:۰۱ ب.ظ · در سطل نقد سیاسی, ادب و هنر, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, شعر, عکس و عکاسی
زندگی مثل پیانوست.دکمه های سفید برای شادی ها و دکمه های سیاه برای غمها، اما وقتی می توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه و سفید را با هم فشار دهیم! باورش کلی متحول کننده است.
این دهان بســتی دهانی باز شد
تا خورنده ی لقمه های راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهــرهای اجلالی کــنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنـش با ملک انــــباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چــند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شـبی بیدار شو دولــت بگیر
شهریور ۲۱, ۱۳۸۶ at ۳:۰۶ ب.ظ · در سطل نقد سیاسی, جامعه, درهم و بر هم, روزنوشت و ثابون, عکس و عکاسی
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند ، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مُرد…

ماه روزه ماه به یاد ماندنی است . هستند کسانی که به هزار یک دلیل و بهانه از زیر بار روزه گرفتن طفره می روند و به همین جهت و به دلیل خاطرات تلخی که از این ماه دارند روزه برایشان عذاب آور است . اما این تنها یک طرف قضیه است بسیاری هم هستند که ماه روزه برایشان یاد آور خاطرات بسیار خوش و شیرین است خاطراتی که از کودکی دارند و هر گاه تداعی می شود آنها را به دنیا های دیگری می برد .
تنوع در شیوه زندگی می تواند بوجود آورنده خاطرات خوش باشد بویژه که این نوع تغییر شیوه و روش با مذاق شخص هم سازگار باشد . همه ما از کودکی ایام روزه را بیاد می آوریم که در کنار پدر و مادر شبهای خاطره انگیزی را داشتیم اگر این وقایع با شادی و سرور هم همراه باشند همواره در ذهن شخص اثری خوشایند بجا خواهند گذاشت لزومی ندارد ماه روزه را که ماه میهمانی خدا است با عزاداری و غم توام کنیم رسم خوبی که کشورهای عربی دارند این است که سراسر این ماه را با شادی و خوشی طی می کنند حتی بسیاری از سریالهای کمدی و خنده دار را در این ماه پخش می کنند باید روزه را جذاب کرد بخصوص برای کودکان تا در بزرگسالی با رغبت و میل درونی به سوی آن بروند و نه از روی اجبار و ادای وظیفه .

یکنواختی و تکرار انسان را خسته می کند . شما آب وهوا را نگاه کنید هر روز به یک شکل است آمدن و رفتن فصل ها خودش حکایت از همین ایجاد تنوع دارد . غذا هم بدینگونه است بهترین غذاها بعد از مدتی برای ما عادی می شود . فقط آنهائیکه روزه گرفته اند و طعم گرسنگی را حس کرده اند لذت غذا را می دانند . تا در یک روز گرم تابستان روزه نگیرید و از تشنگی له له نزنید لذت نوشیدن آب را نمی فهمید .
روزه فراسوی تمام مزایا و محاسنی که دارد یک مزیت اش هم همین است که با ایجاد تغییر در نوشیدن و خوردن ؛ باعث می شود ذائقه ما پرورش یابد و قوی تر شود احساسات ما از این کرخی و سستی که در اثر خوردن و آشامیدن های مکرر و فراوان به آن دچار شده اند رها می شوند و فرصت پیدا می کنند تا کمی استراحت کنند .
برای روزه گرفتن هم مثل بقیه کارها باید عشق و علاقه باشد علاقه ای که اگر چه پشتوانه آن ایمان و اعتقاد قلبی است ولی این علاقه بتدریج و با روشهایی که گفته شد بوجود آمده است وگرنه مصداق همان روزه گرفتن دوست ما می شود که می گوید : من همیشه روزه می گیرم ولی فقط شبها !!
شهریور ۲۰, ۱۳۸۶ at ۷:۱۵ ب.ظ · در سطل جامعه, روزنوشت و ثابون, زنان
چرا در فرهنگ عامه از دو فعل کردن و دادن استفاده میشود؟ چرا از یک فعل “عشق بازی” که نشان از عشق و شادی و تساوی است استفاده نمی شود؟ حتی اگر استفاده از دو فعل در موارد توهین است، چرا از عشق بازی برای موارد توهین استفاده میشود؟

خوشبختانه در سالهای اخیر کتب درسی و نمایش فیلم قبل از ازدواج، در بیان اهمیت آگاهی های جنسی موثر بوده اند ولی چیزی که در آنها گفته نمی شود، نگاه عادلانه و تساوی به این عمل است. زوج ها باید با رضایت روح و جسم هم شروع کنند و با ارضای روح و جسم هم تمام کنند. در پایان نباید یکی احساس پیروزی کند و دیگری احساس گناه. زناشویی علم است و هنر. علم آنرا باید با مطالعه بدست آورد و هنر آنرا با ذوق و سلیقه. آیا همه مسائل جنسی را مثل غذا خوردن بطور غریزی می دانند؟ آیا همه بطور غریزی می دانند که باید غذا را خوب جوید، باید غذا را به آرامی و با لذت خورد؟ چرا پدر مادرها قبل از ازدواج با فرزندانشان در مورد تمام ابعاد زندگی مشترک صحبت نمی کنند؟ زوجها حداقل ۸ ساعت از ۲۴ ساعت (یعنی یک سوم روز) را در کنارهم هستند، اهمیت دانستن معاشرت با همسر نیز حداقل به اندازه یک سوم زندگی است. بسیاری از اختلاف های زوج ها مستقیما به عشق بازی مربوط می شود و یا اختلاف به این خاطر شروع شده و به مسائل دیگر کشیده می شود. اگر قرار باشد که جوان قبل از ازواج هیچ تجربه معاشرت با جنس مخالف نداشته باشد، دوست ناباب هم که از این مسائل صحبت می کند هم نداشته باشد و پدر مادر هم با آنها صحبت نکنند، پس آنها چگونه بدانند که باید عادلانه و محترمانه با جنس مخالف خود رفتار کنند؟ مگر آنکه معتقد باشیم همانطور که حیوانات می دانند چگونه جفت گیری کنند، انسانها هم غریزی می دانند و یا اینکه اصلا به اصل موضوع بطور حیوانی نگاه کنیم.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.