سابون و زبان دیوار
رو در دیوار این شهر
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمیزاره
یاد حرف های قشنگت
که تو قلبم لونه میکرد
یاد دلتنگی چشات
که منو بهونه می کرد
می زنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه ی کی پس بخونم
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاش که بودی و میدیدی
بی تو من تنها ترینم
سلام آقا،خیلی دلم گرفته! مدت زیادی هست که ننوشتم! یادمه ۴ تا تقویم ۳۶۵ روزه دارم که نوشتم!ولی دیگه وقتی نمونده که اینجا بنویسم!چرا؟دلم گرفته عزیزم.
دلم به نوشتن نمیره .. مهم نیست ! چند وقته خیلی دپرسم!امروز با مسئول قسمتی که به صورت پاره وقت اونجا مشغولم بحثم شد!ادعام میشه که خیلی منطقی هستم.شاید نباشم.
دیروز یکی از دوستانم را گرفتن و بردن قلفدونی!!تقصیر خودش بود،ولی دلم براش کباب شد.داشتن میبردنش مدام میگفت مراقب زن و بچم باشید!کم کم براش ۶-۷ سال بریدن!ای روزگار ماها چرا کاری رو میکنیم که عاقبتش رو میدونیم؟بگذریم…
جشنواره ای هم که مسئولش بودم برگزار شد،شکر خدا همه راضی بودند،ولی خودم اصلا راضی نبودم،اولین دلیلش این بود که ۵۲ ساعت قبل از برگزاری نخوابیده بودم.خدا رو شکر که تموم شد،فیلمش هم حاضر شد پنج شنبه،با یک میکس خیلی زیبا که احسنت میگم به میکساتور کار!با اینکه با ۸ دوربین با رنج فریم در ثانیه ی جداگانه فیلم گرفته شده بود ولی به خاطر هنر میکساتور صدا ها همگی میزان میزان شد.(حالا این میکساتور کی بود؟؟ دمش گرم)
صبح از ساعت ۷ بیدار میشم میرم سر کار تا ساعت ۱۲ شب ! آره دیشب ساعت ۱۲٫۳۰ دقیقه رسیدم خونه!جدا از اینکه خارج از خونه به هزار نفر باید حساب پس بدم،منزل هم شده قوز بالا قوز!بی خیال آقا!خدا رو شکر؛زندگی خیلی قشنگه…
مشغول گوش دادن ترنه ای از زنده یاد بنان هستم؛
شد خزان گلشن آشنایی
باز هم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل. طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر ووفایی
نوگل گلشن جورو جفایی
از دل سنگت…آه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم
تا هستم
تو و مست ازمی به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله کنم تا کی؟
تو و این چون ناله کشیدن ها
من و گل چون جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون کردی
جه بگویم چون کردی
دردم افزون کردی
برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
که شکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی؟
نمی کنی ای گل یکدم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
گرچه ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من
هرچه توانی ناز
کز عشقت میسوزم باز
مدام تو فکرم،فکرای جور واجور!امروز از نظام وظیفه نامه اومد که آره داداش بلند شو سه شنبه ساعت ۹ حوزه ی نظام وظیفه ی ناجا استان برا معاینه پزشکی ! آدم خندش میگیره !چرا؟نمیدونم به خدا …
افتادم تو کار مسیج دادن ( اس.ام.اس ) ! دیوانگی بد دردیه ! دوبیتی آنی میگیمو بگو بسم ا… (سند).
چند شب پیش یکی زنگ زد به همراه که داداش شمایی مدام به این شماره اس.ام.اس میدی؟گفتم نه برادر من!من بیکارم مگه!خلاصه هر چی دهنش بود حواله کرد!گفت من بچه ی فلان جا و بیسار جا هستم و خلاصه … میخوام ببینمت تا ناحیه ی زیرین شلوارت را تبدیل به کراوات کنم،ما هم کم نیاوردیم و گفتیم آقا ما مشتاقیم!قرارش شب ساعت ۱۰ بود!ما هم که از ناحیه ی خاصی جفت کرده بودیم به صورت ایلی به منطقه ی مورد نظر عزیمت کردیم ،هر چقدر اینور و نگاه و اونورو نگاه ! خبری نبود! اس.ام.اس دادم به شماره و گفتم داداشی :
لاف سر پنجگی و دعوی مردم بگذر
عاجز نفس فرو مایه چه مردی و چه زنی
گرت از دست بر آید دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
خدا رو شکر هر لحظه که میگذره خبر های خوبی از موفقیت های علمی خانم ام به گوشم میرسه ! مدام پله های پیشرفت رو طی میکنه ! خانمی باعث افتخارمی ! دمت قـــــــــیژ .
فکر کنم دچار افسردگی حاد شدم :
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
فکر کنم برای امروز کافی باشه !
سعی میکنم که از امروز ، هر روز بنویسم (عجب جمله ای بود)
راستی یک آماری در پست بعدی میدم که ملت با جستجوی چه کلماتی به سابون می رسند … آدم ذوق مرگ میشه ! شایدم یک چیز دیگه …
پرتوان با روحی بلند باشید


