سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

ثابون و زندگی دیگران

از قدیم گفتن دنیا دو روزه!واقعا احساس شده که چرا دو روز است؟مهم نیست!شاید تا بیایم فکر کنیم که چرا دو روز است یک روز را از دست داده ایم.زندگی پر از اشتباهات ریز و درشت هست،پر از زیبایی ها و ملایمات،هر کسی آب دل خودش رو میخوره و از صحنه میره.

امشب داشتم صندلی داغ رو نگاه میکردم،تکرار برنامه ای که بیژن نوباوه رو دعوت کرده بودند،این بار خیلی دقیق به حرفهای آقا بیژن گوش دادم،خیلی دقیق به عکس العمل های نجفی نگاه کردم و باز دیدم زندگی چقدر زیباست،ولی خب ناملایمات همیشه به دنبال ماست،البته این ناملایمات اکثریت ناشی از بازخورد عملکرد خودت هست.

بعد از اینکه از سفر مشهد اومدم میخواستم سفرنامه بنویسم،کلی عکس و فیلم تهیه کرده بودم از سفر، از مشهد،راه رفت،گیلان،مازندران،گلستان،خراسان شمالی،خراسان رضوی و راه برگشت… ، از بندر ترکمن ها ،از بندر گز ها و گنبدی ها،از بجنوردی ها و بابلی ها. …

کمی تعمیرات وبلاگ به طول انجامید و اتفاقات این چد وقته که برای ادامه ی تحصیلم به وجود اومده منو از راه و کار انداخت،دورو برم رو باز شلوغ کردم،از صبح تا شب گرفتار و دنبال این در و او در…

ولی باز هم زندگی زیباست…

دوست عزیزم آقا داود فرمودند که اینجا تاریک شده و دل آدم میگیره،شاید این خونه به خاطر بازخورد احوالات این چند وقتم باشه،دلم گرفته… دلم گرفته از اطرافیانم و یا شاید بهتر بگم از خودم…

خیلی درگیری ذهنی و دغدغه فکری کارها و اتفاقات مختلف بهم فشار آورده و …

یک چند روزی هست که هدفون به گوش مدام آهنگ بسیار زیبای «مرو ای دوست» از اصفهانی رو گوش میدم،گذاشتم روی ریپلای و مدام تکرار و تکرار (لوپ).

شب احیا هست و همه جا غم گرفته،تلویزیون مساجد رو نشون میده،صدای بانگ عزاداری از مساجد دور دست محل به گوش میرسه ،مو به تن آدم سیخ میشه !! یاد سریال «صاحبدلان» افتادم ، اون سکانسی که حاجی قرآن به سر عهدیه خانم رو به پیشگاه خدا … ، وای مو به تنم سیخ شده بود،بغض گلومو گرفته بود،اشک حلقه زده بود،منتظر یک جرقه برای گریه کردن بودم،کاش کمی گریه میکردم…

چه کنم با دل تنها،چه کنم غم دل،چه کنم با این غم،دل من ای دل من …

بگذریم …

ای یادش بخیر،چند روز پیش خانم عزیزم کارتی رو بهم نشون داد که سه سال پیش به مناسبت روز تولدشون بهشون داده بودم(ناقابل)،کارت رو باز کردم و خوندم ، خواندم که نوشته ام:

گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی پرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاجِ خشکِ کوچه ی بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود،چون کوه

یادگاری جاودانه بر ترازِ بی بقای خاک.

 

التماس دعای خیر در این ماه پربرکت و این شبهای عزیز

Share

کف کرده اي حضور نيافته »

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>