سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

ثابون و این چند وقت

سلام علیکم.

چند وقتی بود نمی نوشتم ! شاید دلیل بر مشغله ی شدید کاری ام بوده و شایدم به خاطر روحیه ی فردی این اواخرم.در هر صورت…

آقا،این چند وقته واقعا دپرسم،با توجه به وضعیت شغلی و کاری و روابط اجتماعی خاص خودم با انواع جوانان در ارتباطم از دخترش گرفته تا پسرش ! آخه من در تعجبم که لاین جوونا واقعا چی می خوان؟آخه این اواخر یک چیزایی دیدم و شنیدم که واقعا متحیر شدم.مخصوصا این دختر های محترم!! منو به تعجب وا میدارن!بهتره زیاد بازش نکنم!شرم میکنم که در این مورد بحث کنم!فقط خدا را شکر میکنم که اینقدر نسبت به من لطف داره.

آقا،چند روز پیش یک جلسه ای بودم (شما بخوانید سمینهار)،آدم واقعا میمونه که چی بگه ! طرف میگه آقا دولت قبلی کلی کتاب خریده بودم که باعث تهاجم فرهنگی میشه!(نام کتابها:محاکمه ی کرباسچی،عالیجناب سرخ پوش،…{سری کتاب های جنبش اصلاحات})بعد گفت ما دادیم این کتاب ها را خمیر کردن،(چقدر تاسف خورم)(تیراژ کتاب های خریداری شده رو اگر بگم سرت سوت می کشه به خدا)،بعد یکی اون وسط گفت:پس اخیرا کیفیت نان اومده پایین دلیلش اینه؟(کنایه از جنس کاغذ های خمیر شده و به عبارتی متون و محتوای اون).

آقا،این اواخر شکر خدا کار و نون ردیفه…به قول بچه ها گنج پیدا کردی!میگم آره ،گنج من مادی نیست !

آقا،دوستی دارم که برام خیلی عزیزه!نه میدونم کیه نه میدونم چیه ! حتی اسمش هم نمیدونم ! ولی خیلی دوستش دارم!تصمیم گرفته دوباره بنویسه…با نوشته هاش خیلی حال میکنم.آدم رو به وجد میاره ! مگه نه؟

آقا،این خدمت سربازی برا ما شاخی شده ! انشاالله ردیف شه!دو سال جلو می افتم.تا حالا که ازش در رفتم.

آقا،یک هفته دیگه دارم میرم مشهد مقدس!زیارت!التماس دعا داریم.

آقا،سخاوتمندی این خدا رو میبینی؟گل آفتابگردون رو دیدی؟یک دونه میکاری(تخمه)رشد میکنه! هیچی نمیخواد،آفتاب و آب(اونم که خدا داده)بعد بهت هزاران دونه میده! اون هزار تا هم … ،خدا جون دمت گرم.

آقا،جاتون خالی،دیشب نان کشتا خوردم(فتحه بر کاف و سکون بر شین)،نان محلی آستانه ی اشرفیه از توابع استان گیلان هست(نزدیک لاهیجانه)آقا انگاری داری خاک میخوری،من که حال میکنم باهاش!بازار محلی آستانه ی اشرفیه که میری انگاری همه دارن طبل میزنن! یک آهنگ سمفونیک غیر هماهنگ(پلی فونیک نیست) این سمفونی همون راز و رمز نان کشتا هست ! روی یک تخته میکوبن خمیر مخصوصش رو بعد داخل تنور!وای داغش چه حالی میده!تو آستانه ی اشرفیه هیچ کسی نیست که کباب رو به غیر از نون کشتا بخوره !

آقا،اخیره یک بنده خدایی بهم گفت خیلی ظریف مینویسی!نکته بین و نکته سنجی!گفت احتمال میدم که تو دختری! ای وای خدا خواسته من دختر نشم!وگرنه اشد این پسرا خونده بود!

آقا،،شاد باشید

Share

۴ کف کرده »

  يک کف کرده به نام نفس های آخر شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۶:۲۰ ب.ظ

به به …. خوبی ؟ خوشحال شدم … راستی شرمندم کردی
این دخترا چی وخوان هان ؟ ! برام جالب شد ! حاجی چیزای بدی وخوان نه ؟ …
یکم بازش کن شاید چیزای آموزنده توش برا من وبقیه باشه .. سانسور آخه ؟ …

  يک کف کرده به نام نفس های آخر شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۶:۲۲ ب.ظ

مشهد التماس دعا .. بعد خدایی حال در وکنی اون شما به این خوشکلی همیشه تعطیلات و سر سبزی و ۱۳ بدر توشه ! منم وخوووووووام

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۶:۳۶ ب.ظ

سلام حاجی عزیز
آقا چی چیو باز کنم؟
نا هنجاری های اجتماعی؟
باشه ! پست بعد کامل بازش میکنم تا چیزای آموزنده نصیبت بشه !
محتاجیم به دعا حاجی جن !
اینجا هم اون بهشتی که می خوای نیست حاجی!
حاجی بهشتت رو خودت باید بسازی !
یا حق

  يک کف کرده به نام Jahannam zade شهریور ۱۸, ۱۳۸۵ در ۲:۰۲ ب.ظ

چیزای بد باشه نمیخواد یه وقت بعضیا یاد میگیرن گناهش گردن من میوفته …

در ضمن بهشت نصیب ما فقیر فقرا نوشد .. از آلان پولدارا خریدنش ! من فکر کنم حلبی ابادای جهنمم به زور راهم بدن .

این دنیا به گریمون نندازن بهشتشو نخواستم ! :(

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>