سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۵

ثابون و قدم ها

وای که چقدر قدم زدن در هوای خنک و مطبوع لذت بخش است،از خیابان های شلوغ به خیابان های خلوت و بدون آلودگی صوتی،امشب خیلی لذت بردم،به خصوص که قدم زدن همراه با انگیزه ی زندگی کردنم همراه بود،صحبت؛ از این ور از اون ور …

در کل شب لذت بخشی برای بود ، به دور از دغدغه و کلی شوخی و خنده …

زندگی در کنار تمامی مشکلات و سختی ها بسیار بسیار زیبا و دوست داشتنی است.

نا خدا گاه یاد وصف حال مردمان این روزگار افتادم :

دل تنگم ، دل تنگ از دست روزگار و زمانه ای که مردم طلا در کف را فراموش کرده اند و در به در دنبال راز کیمیا می گردند که شاید مس را طلا کنند.

عزیزم،امشب گله ای کرد ، گله از آن که قرار بود من در ثابون خیلی راحت بنویسم و به نوعی تخلیه ی درونیات ثابون باشد ، ولی ظاهرا خیلی رسمی و آکادمیک راه را پیش گرفته است، چه عرض کنم ؟ شاید سیرت همان است ؛ فکر دگر خواهم کرد.

چه زیبا خواهد شداگر،در این چند صباح،که میهمان تن خویش هستیم،با شاه کلید عشق،قفل دلهای بسته را بگشاییم تا بتوانیم میزبان همه ترانه ها باشیم اگر عشق را بشناسیم دیگر در قیدو بند ارزش گذاری سطحی نخواهیم بود،چرا که عشق خود یک ارزش عمیق است و به همه چیز ارزش می بخشدزمانی که از سایه های کابوس وار نفس،انصراف دادیم،عشق در ما قدم می گذارد آنگاه آرامش معنا پیدا خواهدکرد.اگر فقط ظاهر عشق را بشناسیم،فقر درونی ما بارزتر خواهد گشت شاید ما از تاریکی درون فقط رنج میبریم ولی بدون عشق از سرما خواهیم مرد.عشق چه با ما و چه بی ما از دروازه وجود خواهد گذشت،ای کاش به هنگام عبور دریافتش کنیم. اگر بتوانیم همچون شمعی ،بذل سرو تن کنیم،بار جسد را از دوش جان بر زمین نهاده وازپیله خواب به در آمده ایم.سر گذر پیاده ها از خاکستر پروانه ها،در خواب مخمل ناز،کنار اشک پشت نقاب،بیا عشق را باور کنیم.

گربه شور:

امروز تولد مادر عزیزم هم هست ، توادش مبارک،خیلی دوستش دارم و امیدوارم همیشه سالم و موید باشند.

و در پایان :

زندگی زیباست ای زیبا پسند

زیبه اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

کز برایش می توان از جان گذشت

 

شادی حق شماست ، شاد باشید

Share

ثابون و قالب ها

در سخن دیروزین صحبت از حجاب و تعریف آن در جامعه ی ما شد ، شاید بتوان گفت حجاب و به نوعی وضعیت ظاهری یک شخص در جامعه ی ایران نوعی قالب تعریف شده باشد.این قالب زیر مجموعه ی قالب های دیگر در تخیل عموم شکل گرفته است.به طور قطع هر فردی با توجه به شرایط زندگی و محیطی که با آن اخت گرفته است،از قالب منحصر به فرد خود و گروه مورد توجه خویش برخوردار است.

کمی موضوع را روشن خواهم کرد،شاید به این صورت بتوان تفسیر کرد که قالب عبارتست از ؛ وضعیت اخلاقی ، فکری ، پوششی ، کلامی هر فرد در مواجهه با جهان پیش روی خود ، حال این وضعیت با توجه به شرایط زمانی ، فکری ، اعتقادی و مکانی فرد می تواند متغیر و یا ثابت بماند.

ریش تراش

فردی به دلیل شرایط اعتقادی خود از یک قالب استفاده خواهد کرد و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی انعطاف را ، نخواهد پذیرفت ؛ افرادی به دلیل آینده ی شغلی و تضمین آن دست به ریسک مثبت انعطاف خواهند زد ؛ عده ای رنگ عوض خواهند کرد (خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو) و با هر سازی خواهند رقصید ؛ عده ای به هیچ کدام اهمیتی نمی دهند و قالبی همواره موروثی را به صورت کورکورانه بر میگزینند و عده ای مثل ثابون زیر انواع آب ها (زلال،تیره و … ) شسته خواهند شد ، شکل میگیرند ، کوچک می شوند ، تمیز میکنند و در نهایت به اتمام می رسند و ثابونی جدید را جایگزین خواهند کرد.

حال به نظر این بنده ی حقیر انعطاف پذیری همواره شرط زندگی مسالمت آمیز است ، شعار ِ نه سازش ، نه تسلیم ، از نظر این بنده ی حقیر کاملا رد شده است ، چرا که همواره گفتمان و انعطاف پذیری بین دو اندیشه سازنده تلقی میگردد و نه جبهه گیری و برخورد های فیزیکی و منفعلانه
.

قالبی در لب و دندان

عده ای به خاطر علایق شخصی و درونیات قابل احترامشان در مقابل این تغییرات روی گردان می شوند و جبهه ی خویش را همواره سنگر مطمئن و صحیح می پندارند ، شاید در وهله ی اول برداشت این گروه صحیح تلقی گردد ، ولی گذر زمان و تجربیات عصر حاضر نشان داده تغییرات قالب مثبت همواره راهگشا بوده است (چه بسا که تاریخ انقضایی داشته باشد) .

گربه شور ( برگردان واژه ی « پی نوشت » به رسم ثابونی ) :

با تشکر از نکته گوی عزیز (ابی نکته گو) و دوست بسیار محترم و عزیزم «دوست نظر پاک شده» که محبت می کنند و در مقابل عرایض و تخلیه ی افکار اینجانب دست به کیبورد (قلم الکترونیک) برده و فرمایشات گرانبهای خود را عرضه میدارند. نکته ای به نظرم رسید این است که بعد از کلید خوردن سابون ، تصمیم بر آن گرفته شد که هیچ کامنتی دلیت نشود (چه بسا که نا سزا باشد) و اما در مورد کامنت ها (به ترتیت تثبیت کامنت) :

دوست نظر پاک شده :

به نظر اینجانب متاسفانه بعضی از انسان های ، انسان نما حتی از آن حیوان هم کمترند ، چه بسا که هر روز در بخش حوادث انواع روزنامه ها خبر های تجاوز ، دزدی ، خیانت و اخازی از بانوان را می خوانیم ، برخورد با این نوع افراد نه تنها خدمت است ، بلکه باعث ایجاد امنیت فردی و اجتماعی هم می شود .

و اما در مورد لباس به قول شما علمای عزیز باید عرض کنم که من به شخصه همیشه فکر میکردم که این لباس ، لباس غیر راحت و خیلی دست و پا گیری است ، ولی بر حسب اتفاق به موردی برخوردم که برایم ثابت شد ، همچنان که فکر میکردم هم ، پوشش بدی نخواهد بود،توجه کرده اید که رَدا (همانی که زیر عَبا) پوشیده می شود در منطقه ی زیر بازوان (زیر بغل) سوراخ نسبتا بزرگی دارد ، جویا که شدم دلیل آن راحتی حرکت دست و در مرحله ی بعد حرکت هوا و خنکی زیر بازوان اعلام شد ؛ از نکته های دیکری که در این باره بدان برخورده ام جیب مخفی بوده است .

ابی نکته گو:

وا… راه افتادن ثابون و ادامه ی خدمات شستشوی آن بستگی به شرایط اینجانب دارد ، امیدوارم که به اهداف خود دست یابد ، خوشحالم که شما با مواضع اینجانب موافقید ، روزنه ی امیدیست .ابی جان کوچکتر از آن هستم که بخواهم نکته ای را برای شما که دریایی از نکته هستید عرض کنم ، کاش یاد بگیریم که بلند پرواز باشیم (در حد خود)، قانع بودن مساوی با درجا زدن است ، در مورد پست ثابون و دیده هایش هم چیزی جز حقیقت عنوان نکردم .

پیرو عرایض در مورد بلند پروازی قطعه شعری از مولانا :

نردبان این جهان ما و منی ست         عاقبت این نردبان افتادنی ست

لاجرم آن کس که بالاتر نشست          استخوانش سخت تر خواهد شکست

راهتان سپید باد

Share

ثابون و بانوان

در ایام اخیر اتفاقات زیادی در حوزه ی مسائل بانوان مطرح گردیده است.از یک طرف طرح مبارزه با آنچه بدحجابی نامیده می شود،در سراسر کشور را می توان نام برد ، از طرفی طرح رئیس جمهوری برای بلامانع بودن حضور بانوان در ورزشگاه ها (فوتبال) ، از طرف دیگر مخالفت رئیس جمهوری با تفکیک بانوان از آقایان،از طرفی تساوی تیم ملی بانوان ایران (فوتبال) در برابر تیم بانوان منتخب برلین.

بانو و حجاب

موضوع بانوان در کشور همیشه با احتیاط خاص و وسواس شدیدی همراه بوده است،تصمیماتی که اتخاذ می شود اکثرا سلیقه ای بوده است و هیچ گاه قانون مدونی برای مدیریت وضعیت بانوان در کشور طرح نگردیده است.

به نظر این بنده ی حقیر آنچه بد حجابی در جامعه تلقی میگردد در بطن خود نشات گرفته از صنف پوشاک و مدیسم داخلی آن است.برایم جالب است به جای اینکه تصمیمات اصولی گرفته شود،تصمیمات اورژانسی گرفته می شود ، اخیرا نیز طرح جریمه ی پنجاه ملیونی برای دارندگان ماهواره در دستور کار مجلس قرار گرفته است.یعنی مدیسم متحجر فقط و فقط نشات گرفته از ماهواره و شبکه های خارج از کشور است؟متاسفانه فرهنگ سازی غلطی که در جامعه ی ما عرف شده است یکی از دلایل اصلی بروز بحران (شما بخوانید مشکل) است.وقتی وارد بازار برای تهیه ی لباس و پوشش می شوم و با خیل عظیمی از اجناس ترک ، ایتالیا ،چین و … روبرو می شوم و تجربه به من ثابت کرده است که ماندگاری جنس خارجی بهتر است ، تصمیم بر چیست ؟

بانو و برخورد

به طور قطع دنبال جنس داخلی نمی روم و به همین منوال کل جامعه اپیدمی را پیش خواهند گرفت.به نظر شخصی من برخوردهای سلیقه ای هر ساله ی نیروی انتظامی و حوزه ی قضائی در حیطه ی برخورد،با آنچه بد حجابی نام گرفته است،نه تنها اشتباه ، بلکه باعث ایجاد سدی در مقابل حافظان امنیت اجتماعی و خیل عظیم مردم می شود.

بانو و تشویق

و اما در مورد تصمیم اخیر رئیس جمهوری شخصا فکر میکنم دولت فعلی به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت ویژه ی بین المللی،ناگزیر از فراهم آوردن یک همبستگی ملی فراگیر است و در این میان باید پایگاه مردمی خود را در میان طبقه ی متوسط شهری تقویت کند.از طرفی جام جهانی نیز نزدیک است و احتمال تشکیل یک جبهه ی فراگیر و داغ برای معطوف شدن نگاه های جامعه ی بین الملل به محروم بودن زنان ایرانی از تماشای مستقیم مسابقات فوتبال در طول این مدت همواره وجود داشته،با وجود چالش ایجاد شده بین حوزه ی علمیه و دولت ، حتی اگر دستور رئیس جمهوری به خواست خود لغو شود ، همچنان یک بازی همواره برنده برای دولت خواهد بود.

دو بیت که از یک بانو به یادگار گرفته ام و هرگز فراموش نخواهم کرد :

پر کس و بی کسم و زین یاران             غمگساری و هواخواهی نیست

لاف دلجویی بسیار زنند                     جز لحظه ی کوتاهی نیست

Share
« برگی دیگر از صفحات صابوني · برگی دیگر از صفحات سابوني »