سابون

مهم نیست صابون را با «ص» بنویسیم یا با «س» ، مهم آنست که کف کند.

ثابون و حفر گور

گاهی انسان به دست خود شروع به کندن قبر خود میکند،گاهی ناخواسته است و گاهی خواسته … ، اگر ناخواسته باشد که در مواقعی قابل توجیه خواهد بود و اگر خواسته،باید گفت جهالت است.

گاه انسان با اینکه میداند انجام کاری به ضرر خود و اطرافیان خود است، به خاطر غرور (شما بخوانید خریت)دست به کارهایی می زند که چند دقیقه بعد خود از آن پشیمان می شود.حال حکایت ماست …

ای عجب کاری امشب کردم.هم خودم را مقصر و دلگیر کردم و هم چندین برابر عزیز زندگی ام را.بعد با واژگان همچو شوخی و مزاح می خواهیم سر هم بندی کنیم. شاید سر هم بندی نامگذاری نشود ولی خب نوعی توجیه است.در اندک مواردی از کارهای خود پشیمان می شوم که این مورد هم به آن ها اضافه می کنم. یعنی ارزشش رو داشت؟ ارزشش رو داشت که یک دل پاک را دل آزرده کنم؟؟ چه بگویم …

حال زمانی نمک روی زخم پاشیده می شود که با این همه ستمی که روا داشتم با دریای بخشندگی روبرو شوم.ای وای که من …

خدایا ببخش،عزیزم ببخش …

گاه که به اطرافیانم نگاه میکنم، میبینم که خیلی شانس (شما بخوانید لطف خداوند) آورده ام که همراه زندگیم این چنین است. خدایا شکرت.تو را شکر میکنم به خاطر تمام خوبی هایی که برای این بنده ی گناه کار ارزانی داشتی.

گربه شور:

کاش جایگاه های مفید و با ارزش همیشه حفظ میشد.

کاش زندگی دروغی نداشت تا بی اعتمادی معنی پیدا کند.

کاش معنای کلمه ی دروغ را از فرهنگستان حذف کنیم، به خاطر اینکه کاربردی نخواهد داشت.

ولی زندگی همچنان برایم لذت بخش است،هر روز بهتر از دیروز (دینگ دینگ).

و در پایان غزلی از حافظ شیرازی:

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گویم که با این درد جان سوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد

Share

۷ کف کرده »

  يک کف کرده به نام ehsan خرداد ۱, ۱۳۸۵ در ۳:۲۰ ب.ظ

سلام..خریت؟دور از جون!..مهم گذشتی است که صورت گرفته تا لذت و شیرینی زندگی بیش از پیش بشه..اینکه در این مواقع ارزش همراه زندگی بیشتر معلوم میشه آقا !..سمینارم تموم شد فردا تحویل میدم!!! اگر بدونی چه پدری ازم درومد! تازه خنده بازار میشه اگه استاد ایراد بگیره!:))))

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی خرداد ۱, ۱۳۸۵ در ۳:۲۶ ب.ظ

ای ای ای
احسان کمتر شیطونی کن
راستی منظورت از نام بردن اسم و فمیلم چی بود ؟؟؟
انشا… که فردا هم به خوبی و خوشی سپری بشه …
ما شیرینی بخوریم.

  يک کف کرده به نام ehsan خرداد ۲, ۱۳۸۵ در ۶:۰۱ ب.ظ

سلام..امروز دوم خرداده..اگر آنلاین شدی و حسش بود شده یک خط بنویس..اصلا یک کلمه..حتی یک حرف!!!

  يک کف کرده به نام نکته گو خرداد ۲, ۱۳۸۵ در ۷:۳۹ ب.ظ

سلام… عزیزم! من اصلاً ازت دلخور نشدم. من دوستت دارم ولی.. ولی.. ولی دیگه حواست باشه:))

  يک کف کرده به نام محمد میرزائی خرداد ۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۱ ب.ظ

احسان جان اگر حسش بود …

ابراهیم عزیز ، این که شمات فرمودین یک تیکه ی روتین هست … کار ما از این حرفا گذشته ابی جان …
اصلا دنیای ما با اون چیزی که دیده میشه فرق میکنه …
یک تعریف جداگانه داره …
ایده آلات فرق میکنه …
روابط فرق میکنه …
در ضمن فکر نمی کردم Chater باششین ….

یا حق

  يک کف کرده به نام یه دوست خرداد ۳, ۱۳۸۵ در ۱:۲۳ ق.ظ

سلام ..

خدا بد نده …

امان از این نوع مشکلات پدر آدم در میاد …می فهمم آشاا… همه اونایی که عاشقشون هستیم هیچوقت ازمون رنجیده خاطر نشن …

دلم برات تنگ شده مهندس کجایی …

  يک کف کرده به نام ehsan خرداد ۴, ۱۳۸۵ در ۳:۲۹ ق.ظ

سلام..سکوتت گفتن تمام حرفاس!

کف کنيد

کد هاي مورد استفاده در کف
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>