وای که چقدر قدم زدن در هوای خنک و مطبوع لذت بخش است،از خیابان های شلوغ به خیابان های خلوت و بدون آلودگی صوتی،امشب خیلی لذت بردم،به خصوص که قدم زدن همراه با انگیزه ی زندگی کردنم همراه بود،صحبت؛ از این ور از اون ور …
در کل شب لذت بخشی برای بود ، به دور از دغدغه و کلی شوخی و خنده …
زندگی در کنار تمامی مشکلات و سختی ها بسیار بسیار زیبا و دوست داشتنی است.
نا خدا گاه یاد وصف حال مردمان این روزگار افتادم :
دل تنگم ، دل تنگ از دست روزگار و زمانه ای که مردم طلا در کف را فراموش کرده اند و در به در دنبال راز کیمیا می گردند که شاید مس را طلا کنند.
عزیزم،امشب گله ای کرد ، گله از آن که قرار بود من در ثابون خیلی راحت بنویسم و به نوعی تخلیه ی درونیات ثابون باشد ، ولی ظاهرا خیلی رسمی و آکادمیک راه را پیش گرفته است، چه عرض کنم ؟ شاید سیرت همان است ؛ فکر دگر خواهم کرد.
چه زیبا خواهد شداگر،در این چند صباح،که میهمان تن خویش هستیم،با شاه کلید عشق،قفل دلهای بسته را بگشاییم تا بتوانیم میزبان همه ترانه ها باشیم اگر عشق را بشناسیم دیگر در قیدو بند ارزش گذاری سطحی نخواهیم بود،چرا که عشق خود یک ارزش عمیق است و به همه چیز ارزش می بخشدزمانی که از سایه های کابوس وار نفس،انصراف دادیم،عشق در ما قدم می گذارد آنگاه آرامش معنا پیدا خواهدکرد.اگر فقط ظاهر عشق را بشناسیم،فقر درونی ما بارزتر خواهد گشت شاید ما از تاریکی درون فقط رنج میبریم ولی بدون عشق از سرما خواهیم مرد.عشق چه با ما و چه بی ما از دروازه وجود خواهد گذشت،ای کاش به هنگام عبور دریافتش کنیم. اگر بتوانیم همچون شمعی ،بذل سرو تن کنیم،بار جسد را از دوش جان بر زمین نهاده وازپیله خواب به در آمده ایم.سر گذر پیاده ها از خاکستر پروانه ها،در خواب مخمل ناز،کنار اشک پشت نقاب،بیا عشق را باور کنیم.
گربه شور:
امروز تولد مادر عزیزم هم هست ، توادش مبارک،خیلی دوستش دارم و امیدوارم همیشه سالم و موید باشند.
و در پایان :
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبه اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت
شادی حق شماست ، شاد باشید


