در سخن دیروزین صحبت از حجاب و تعریف آن در جامعه ی ما شد ، شاید بتوان گفت حجاب و به نوعی وضعیت ظاهری یک شخص در جامعه ی ایران نوعی قالب تعریف شده باشد.این قالب زیر مجموعه ی قالب های دیگر در تخیل عموم شکل گرفته است.به طور قطع هر فردی با توجه به شرایط زندگی و محیطی که با آن اخت گرفته است،از قالب منحصر به فرد خود و گروه مورد توجه خویش برخوردار است.
کمی موضوع را روشن خواهم کرد،شاید به این صورت بتوان تفسیر کرد که قالب عبارتست از ؛ وضعیت اخلاقی ، فکری ، پوششی ، کلامی هر فرد در مواجهه با جهان پیش روی خود ، حال این وضعیت با توجه به شرایط زمانی ، فکری ، اعتقادی و مکانی فرد می تواند متغیر و یا ثابت بماند.

فردی به دلیل شرایط اعتقادی خود از یک قالب استفاده خواهد کرد و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی انعطاف را ، نخواهد پذیرفت ؛ افرادی به دلیل آینده ی شغلی و تضمین آن دست به ریسک مثبت انعطاف خواهند زد ؛ عده ای رنگ عوض خواهند کرد (خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو) و با هر سازی خواهند رقصید ؛ عده ای به هیچ کدام اهمیتی نمی دهند و قالبی همواره موروثی را به صورت کورکورانه بر میگزینند و عده ای مثل ثابون زیر انواع آب ها (زلال،تیره و … ) شسته خواهند شد ، شکل میگیرند ، کوچک می شوند ، تمیز میکنند و در نهایت به اتمام می رسند و ثابونی جدید را جایگزین خواهند کرد.
حال به نظر این بنده ی حقیر انعطاف پذیری همواره شرط زندگی مسالمت آمیز است ، شعار ِ نه سازش ، نه تسلیم ، از نظر این بنده ی حقیر کاملا رد شده است ، چرا که همواره گفتمان و انعطاف پذیری بین دو اندیشه سازنده تلقی میگردد و نه جبهه گیری و برخورد های فیزیکی و منفعلانه
.

عده ای به خاطر علایق شخصی و درونیات قابل احترامشان در مقابل این تغییرات روی گردان می شوند و جبهه ی خویش را همواره سنگر مطمئن و صحیح می پندارند ، شاید در وهله ی اول برداشت این گروه صحیح تلقی گردد ، ولی گذر زمان و تجربیات عصر حاضر نشان داده تغییرات قالب مثبت همواره راهگشا بوده است (چه بسا که تاریخ انقضایی داشته باشد) .
گربه شور ( برگردان واژه ی « پی نوشت » به رسم ثابونی ) :
با تشکر از نکته گوی عزیز (ابی نکته گو) و دوست بسیار محترم و عزیزم «دوست نظر پاک شده» که محبت می کنند و در مقابل عرایض و تخلیه ی افکار اینجانب دست به کیبورد (قلم الکترونیک) برده و فرمایشات گرانبهای خود را عرضه میدارند. نکته ای به نظرم رسید این است که بعد از کلید خوردن سابون ، تصمیم بر آن گرفته شد که هیچ کامنتی دلیت نشود (چه بسا که نا سزا باشد) و اما در مورد کامنت ها (به ترتیت تثبیت کامنت) :
دوست نظر پاک شده :
به نظر اینجانب متاسفانه بعضی از انسان های ، انسان نما حتی از آن حیوان هم کمترند ، چه بسا که هر روز در بخش حوادث انواع روزنامه ها خبر های تجاوز ، دزدی ، خیانت و اخازی از بانوان را می خوانیم ، برخورد با این نوع افراد نه تنها خدمت است ، بلکه باعث ایجاد امنیت فردی و اجتماعی هم می شود .
و اما در مورد لباس به قول شما علمای عزیز باید عرض کنم که من به شخصه همیشه فکر میکردم که این لباس ، لباس غیر راحت و خیلی دست و پا گیری است ، ولی بر حسب اتفاق به موردی برخوردم که برایم ثابت شد ، همچنان که فکر میکردم هم ، پوشش بدی نخواهد بود،توجه کرده اید که رَدا (همانی که زیر عَبا) پوشیده می شود در منطقه ی زیر بازوان (زیر بغل) سوراخ نسبتا بزرگی دارد ، جویا که شدم دلیل آن راحتی حرکت دست و در مرحله ی بعد حرکت هوا و خنکی زیر بازوان اعلام شد ؛ از نکته های دیکری که در این باره بدان برخورده ام جیب مخفی بوده است .
ابی نکته گو:
وا… راه افتادن ثابون و ادامه ی خدمات شستشوی آن بستگی به شرایط اینجانب دارد ، امیدوارم که به اهداف خود دست یابد ، خوشحالم که شما با مواضع اینجانب موافقید ، روزنه ی امیدیست .ابی جان کوچکتر از آن هستم که بخواهم نکته ای را برای شما که دریایی از نکته هستید عرض کنم ، کاش یاد بگیریم که بلند پرواز باشیم (در حد خود)، قانع بودن مساوی با درجا زدن است ، در مورد پست ثابون و دیده هایش هم چیزی جز حقیقت عنوان نکردم .
پیرو عرایض در مورد بلند پروازی قطعه شعری از مولانا :
نردبان این جهان ما و منی ست عاقبت این نردبان افتادنی ست
لاجرم آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست
راهتان سپید باد


